دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پیرامون تاثیرات جهانی انقلاب اسلامی

No image
پیرامون تاثیرات جهانی انقلاب اسلامی

پيرامون تاثيرات جهاني انقلاب اسلامي

حسین منصوری

پیروزی انقلاب اسلامی ملت ایران به رهبری امام خمینی(ره)، یکی از مهمترین تحولات جهانی و منطقه در قرن بیستم به حساب می‌آید. ماهیت ایدئولوژیک و هویت اسلامی انقلاب ایران باعث شد تا نظام برگرفته از آن دارای ویژگی‌های خاص و منحصر به فردی باشد که در ابعاد بین المللی، از دیگر انقلاب‌ها و نظام‌های سیاسی جهان متمایز و تاثیرگذاری آن نیز بر دیگر ملل جهان بویژه مردم مسلمان منطقه از یک سو و نیز بر سیاستهای نظام سلطه جهانی از سوی دیگر، کاملاً چشمگیر باشد. در خصوص تاثیرات جهانی انقلاب اسلامی در نوشتار قبل پیرامون تاثیرات انقلاب اسلامی بر افزایش موج اسلام گرایی در مصر به بحث پرداختیم.

اینک ادامه بحث: از نشانه‌ها و واقعیت‌های بارز و انکارناپذیر جامعه مصر، استعداد و شایستگی مردم این کشور در همفکری و همبستگی با جنبش‌های اسلامی است. این امر شاید به دلیل سرشت مردم مصر باشد که به دلیل داشتن پیوند عاطفی شدید با اسلام با جنبش‌های اسلامی همصدا و همراه می‌شوند. از سوی دیگر وجود دانشگاه الازهر با چندصدسال سابقه درخشان تاریخی و نقش آن در امر آموزش و تربیت کادرهای اسلامی و اعزام مبلغان مذهبی به کشورهای مختلف و پذیرش دانشجویان و داوطلبان تحصیل معارف از سراسر جهان اهمیت و نقش و تاثیرپذیری این کشور را در جهان اسلام و جهان دو چندان کرده است.

انقلاب اسلامی در ایران زمانی رخ داد که در جامعه مصر یک نوع بازگشت به اسلام شکل گرفته بود. می‌توان گفت این بازگشت به دنبال شکست مصر از اسرائیل آغاز شده بود و ملت مصر آماده پذیرش هر گونه افکار انقلابی اسلامی بود. با وجود مراقبت‌ها و نظارت‌های شدید ماموران دولتی، هر روز در این کشور حادثه جدیدی رخ می‌داد و تحرکات طبقات مختلف مردم علیه حکومت افزایش می‌یافت، به طوری که در اوایل پیروزی انقلاب در مصر این پرسش مطرح بود که آیا ممکن است آنچه که در ایران به رهبری روحانیت اسلام به وقوع پیوست در مصر رخ بدهد؟

برخورد ملت و جامعه مصر در مجموع با انقلاب اسلامی ایران برخوردی مثبت بود. هر چند که در گوشه و کنار برای تحقیر انقلاب ایران از لفظ احیای شعوبیه توسط یک کشور عجم به کار برده می‌شد لیکن شواهد نشان دهنده آن است که اکثریت، انقلاب اسلامی ایران را یک انقلاب اسلامی و نه یک پدیده شیعی می‌دانستند و آن برخوردها برای خنثی کردن تاثیر انقلاب اسلامی ایران از طرف مخالفان انقلاب بوده است(1).

اولین واکنشها نسبت به انقلاب اسلامی ایران به وسیله جماعت اخوان المسلمین صورت گرفت. این جماعت طی اعلامیه ای در سال 1979 انقلاب اسلامی ایران را مورد ستایش و انقلاب ایران را بدین گونه مورد تائید قرار دادند؛ روحی که پشت انقلاب اسلامی ایران بوده شبیه همان روحی بود که مسلمانان اولیه را به اسلام هدایت کرد. همچنین اعلام کردند که هیچ جدایی بین دین و سیاست در اسلام وجود ندارد و اسلام دین جامعی است که برای این جهان و جهان دیگر قانون دارد و همه امور زندگی را سامان می‌بخشد(2).

فشارهای وارده از طرف دولت مصر موجب گردید که گروه جماعت المسلمین پس از انقلاب اسلامی ایران، به فعالیت‌های زیرزمینی روی آورد. این جماعت ضمن الگو قرار دادن انقلاب اسلامی ایران تغییراتی در استراتژی‌های خود ایجاد کرده خواستارایجاد خیزش‌های مردمی در دانشگاهها و خیابان‌ها شدند، لیکن نقطه ضعف این گروه آن بود که نتوانست توده‌های مردمی را با خود همراه کند و در عمل ناکام ماند.

الجهاد نیز یکی از جنبش‌های رادیکال و پرطرفدار در مصر بوده که در اکتبر 1981 انور سادات رئیس جمهور مصر توسط یکی از اعضای این گروه به نام سرگرد خالد استامبولی ترور شد. عده‌ای بر این عقیده‌اند که بیشترین تاثیر انقلاب اسلامی بر گروههای مصری بر جنبش الجهاد بوده است و آنان در جهت الگو قرار دادن انقلاب ایران تلاش می‌کرده‌اند.

این گروه معتقد به مبارزات مسلحانه برای رسیدن به اهداف خود بودند و رهبران این جنبش با تحلیل انقلاب ایران و نحوه پیروزی آن برای پیروزی در مصر برنامه‌ریزی کرده بودند. عبود الزمر یکی از رهبران این جنبش معتقد بود که باید مبارزه مسلحانه باشد و دولت نمی تواند با اتکا به نیروهای مسلح در مقابل مبارزات مسلحانه و قیام‌های وسیع مردمی مقاومت کند. وی به انقلاب ایران استناد می‌کرد و معتقد بود که نیروهای مسلح دولتی کم کم به جمع مردم خواهند پیوست و در بین صفوف آنها شکست ایجاد خواهد شد. نیروهای الجهاد نحوه پیروزی انقلاب ایران را به خوبی بررسی کرده و آثار مبارزان ایرانی را مطالعه می‌کردند، به طوری که در زمان دستگیری آنان از جمله وسایلی که توسط نیروهای دولتی ضبط شد، خلاصه یادداشتهایی از کتاب حکومت اسلامی امام خمینی (ره) و خلاصه‌های دست نویسی درباره انقلاب ایران و کتابهای دکتر شریعتی بود(3). دولت مصر نیز این وسایل را دستاویز قرار داده و دولت ایران را متهم به دخالت در امور داخلی مصر و ایجاد تشنج در این کشور نمود.نشریات و مطبوعات ایران هر روز به انتشار اخبار عملیات گروههای مصری می‌پرداختند و عملیات آنان را مورد ستایش و تائید قرار می‌دادند و حتی نام شهدای آنان هم از طرف دولت جمهوری اسلامی بر خیابانهای ایران گذاشته شد.

همچنین رهبران و مسئولین انقلاب اسلامی نیز عملیات و اقدامات آنان را مورد تائید قرار می‌دادند. به عنوان مثال امام خمینی(ره) در پیامی در فروردین 58 خطاب به ملتهای مصر و ایران خواستار قیام مردم مصر علیه حکومت انور سادات شدند. در این پیام خطاب به مردم مصر آمده است که باید برای برقراری حکومت اسلامی به پا خیزند و انور سادات را از کشور خود بیرون برانند. این اولین موضع گیری رسمی دولت انقلابی ایران بود که در آن صریحا سرنگونی حکومت انور سادات خواسته شده بود.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS