دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

چرايی تعليم قرآن قبل از خلقت و بيان انسان

No image
چرايی تعليم قرآن قبل از خلقت و بيان انسان

پرسش:

چرا در سوره «الرحمن» تعليم قرآن قبل از آفرينش انسان و آموزش بيان آمده است؟

پاسخ:

خداوند در آيات اول سوره الرحمن مي فرمايد:

«الرحمن» «علّم القرآن» «خلق الانسان» «علّمه البيان» «خداوند گسترده مهر» به انسان آموزش قرآن داد و انسان را آفريد به او بيان آموخت».

بايد به طور طبيعي مي فرمود: خدا انسان را خلق کرد بعد به او بيان را آموزش داد و بعد قرآن را به او آموخت. ولي در اينجا ترتيب طبيعي به هم خورده؛ که در اين باره مفسرين می‌گويند:

علت به هم خوردن ترتيب طبيعي اين آيات اين است که خداوند مي خواسته عظمت آموزش قرآن را يادآوري کند که اينقدر مهم است که قبل از نعمت خلقت انسان به آن اشاره شده است.

آري ارزش انسان به تعليم قرآن است، و به عبارت ديگر ارزش انسان به ارتباط او با وحي بستگي دارد.

و مي دانيم که قرآن هم از جهت اصل آموزش و تعليم و تربيت مهم است، و هم از جهت محتوا، و بديهي است که آموزش قرآن، مقدمه معرفت به قرآن و عمل به محتواي آن است.

نکته قابل توجه در اينجا اين است که در اين آيات «عطف ترتيبي» نيامده چنانچه برخي پنداشته اند، و نفرموده، «علم القرآن فخلق الانسان» تا ترتيب را برساند و تقدم و تأخري را ثابت کند؛ بلکه چينش اين جملات، به خاطر اهميت قرآن، مقدم و موخر شده، و شايد خداوند ترتيبي خاص را اراده نکرده باشد.

بنابراين آنجا که بحث آموزش قرآن است، بر آفرينش انسان مقدم شده است. «علم القرآن، خلق الانسان» اما آنجا که آموزش علوم ديگر مطرح است، آفرينش انسان مقدم شده است. «خلق الانسان من علق... الذي علم بالقلم» (علق- 4-2) اين بدان معني است که قرآن برانسان شرافت و تقدم دارد. يعني فکر و معرفت برجسم و طبيعت مادي مقدم است و قرآن سرآمد تمام کتاب ها و انسان سرآمد تمام مخلوقات است و انسان در سايه فراگيري قرآن به کمال خلقتش دست مي يابد.

اما واژه «بيان» يک مفهوم گسترده اي دارد که گاهي همين «سخن گفتن» از آن اراده می‌شود. ولي اينجا مقصود عام است يعني به انسان «سخن گفتن» و انواع «استدلالات عقلي و منطقي» را آموخت.

آري يکي از موارد آن معناي عام، «سخن گفتن» است و البته مي دانيم که سخن گفتن يکي از پيچيده ترين و مهم ترين نعمت هاي الهي است که بسياري از علوم بشر از همين طريق، نقل و انتقال و رشد مي يابد و همچنين خود لغات و دستگاه هاي صوتي و نيز زبان هايي که در دنيا وجود دارد، اينها همه از نشانه هاي عظمت پروردگار است.

    روزنامه كيهان، شماره 21658 به تاريخ 8/4/96، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS