دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

کار و تلاش برای روزی حلال

ای هشام! اگر دیدی که دو صف (کارزار) با یکدیگر روبرو شده‌اند، جستجوی روزی را در چنین روزی نیز ترک مکن.‌
کار و تلاش برای روزی حلال
کار و تلاش برای روزی حلال

کار و تلاش برای روزی حلال

قال الصّادق(ع): «یا هشام! إن رأیتَ الصَّفّین قد التَقَیَا، فلاتَدع طلبَ الرّزقَ فی ذلکَ الیَومِ» (الحیاة، ترجمه احمد آرام، ج‌3، ص270)

یکی از چیزهایی که در روایات به آن تأکید شده، کار و تلاش برای به‌دست آوردن روزی است، به‌طوری‌که حتی در سخت‌ترین شرایط زندگی نیز انسان نباید دست از کار و کوشش، در کسب روزی حلال بردارد. انسان باید برای زندگی خود و خانواده‌اش کار و تلاش کند تا در سایه سعی و تلاش در راه کسب روزی، دست نیاز به‌سوی دیگران دراز نکند. انسان نباید با این تصور باطل، که خداوند روزی هرکسی را تضمین کرده، دست از کار و تلاش بردارد؛ چراکه خداوند روزی هرکسی را در سایه کار و تلاش تضمین کرده است. در روایات وارد شده که وقتی این آیه نازل شد،

« و مَن یَتَقِ اللهَ یَجعَل لَهُ مَخرجاً و یَرزقهُ مِن حیثُ لایحتسِب»[1]

و هرکس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می‌کند و او را از جایی که گمان ندارد روزی می‌دهد.

عده‌ای از اصحاب پیامبر(ص) از مردم جدا شدند و در خانه‌های خود گوشه عُزلت را برگزیدند و به عبادت خداوند مشغول شدند، به اعتماد اینکه خداوند روزی آنها را ضمانت کرده است؛ وقتی پیامبر(ص) از کار آنها مطّلع شدند، چنین کاری را نادرست شمردند و فرمودند: همانا من دشمن می‌دارم کسی که دهان خود را در برابر خداوند باز کرده و می‌گوید: خدایا! به من روزی عطا کن، در حالی‌که هیچ سعی و تلاشی در راه به‌دست آوردن روزی از خود نشان نمی‌دهد.[2]

پیامبر و ائمه معصومین علاوه‌بر اینکه دیگران را به کار و تلاش برای به‌دست آوردن روزی، توصیه و سفارش می‌کردند، خود نیز برای تأمین زندگی خود و خانواده خویش کار و کوشش می‌کردند.

بعد از اینکه مردم با امیرالمؤمنین (ع) بیعت کردند، حضرت تصدّی امور بیت‌المال را به‌عهده ابوالهیثم بن التیهان و عمّار یاسر واگذار کرد؛ که طبق دفتری که نام مسلمانان در آن بود، به همه از عرب و غیر عرب به‌طور مساوی، هر نفری سه دینار عطا کنند. جمعیت صد هزار نفر بود و موجودی خزانه سیصد هزار دینار، مشغول تقسیم شدند، سهل بن حنیف بزرگ انصار، با غلام خود که در آن روز، او را به شکرانه دولت علی(ع) آزاد کرده بود، آمد و گفت: به این غلام سیاه چند عطا می‌کنی؟ علی(ع) فرمودند: به خودت چند عطا شده است؟ گفت: به من و هم چنین به همه مردم سه دینار! علی(ع) فرمودند: به غلام او هم سه دینار مثل آنچه به خود او داده‌اید بدهید، همین که معلوم شد در دولت علی(ع) هیچ برتری و تفاضلی در کار نیست، طلحه و زبیر نزد عمّار یاسر و ابوالهثیم آمدند و گفتند: از مولای خود اجازه بگیر تا با او ملاقات کنیم. عمار گفت: آیا از مولایم اذن بخواهم و وقت بگیرم؟! او اذنی نمی‌خواهد، حاجب و دربانی ندارد، علاوه‌بر اینکه مولایم در خانه نیست او  الان کارگر و اجیر خود را گرفت و تیشه و زنبیل و کلنگ خود را برداشت، به نخلستان رفت که جهت حفر چاه کار کند.[3]

    پی نوشت:
  • [1]. طلاق/2و3.
  • [2]. محدث نوری، میرزا حسین؛ مستدرک‌الوسائل، قم، آل‌البیت، 1408هق، ج13، ص15.
  • [3]. انصاریان، حسین؛ بر بال اندیشه، قم، دارالعرفان، 1383، چاپ اول، ص551 به‌نقل از: مجلسی، محمدباقر؛ بحارالانوار ، ج 32، باب1، حدیث85، ص110.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS