دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

کار و تلاش و ارزش آن در اسلام

عبادت دارای هفتاد جزء است؛ که برترین جزء آن، به دست آوردن روزی حلال است.
کار و تلاش و ارزش آن در اسلام
کار و تلاش و ارزش آن در اسلام

کار و تلاش و ارزش آن در اسلام

قال الباقرُ(ع) عَن رَسوُلِ الله(ص):«العِبَادَهُ سَبعُونَ جُزءاً أفضَلُهَا طَلَبُ الحَلالِ» (وسائل الشیعه، ج17، ص21)

یکی از چیزهایی که در روایات، بر آن تکیه شده، کار و تلاش و کوشش برای تأمین زندگی است؛ به‌طوری که کسی که برای خانواده خود سعی و تلاش می‌کند، تا از این راه رزق و روزی حلالی را به‌دست آورد و به این وسیله، دست نیاز به‌سوی دیگران دراز نکند، ثواب و پاداش مجاهد در راه خداوند برای او قرار داده شده است. پیامبر عظیم‌الشأن اسلام(ص) در این‌باره می‌فرمایند:

«الکَادُّ عَلی عِیالِهِ کَالمُجَاهِدَ فِی سَبِیلِ اللهِ»[1]

کسی که برای زندگی خانواده‌اش سعی و تلاش می‌کند، مانند مجاهد در راه خدا است.

از انس بن مالک روایت شده، زمانی که رسول اکرم(ص) از جنگ تبوک مراجعت می‌کرد، سعد انصارى به استقبال آمد، حضرت با او مصافحه کرد و دست سعد را زبر و خشن دید. فرمود: چه صدمه‌اى و آسیبى به دستت رسیده است؟ عرض کرد یا رسول اللَّه! من با طناب و بیل کار می‌کنم و درآمدم را خرج معاش خانواده‌ام مى‌نمایم. رسول اکرم(ص) دست او را بوسید و فرمود: این دستى است که آتش با آن تماس پیدا نمى‌کند.[2]

در سیره عملیِ ائمه معصومین و اولیای الهی نیز وارد شده که آنها برای تأمین زندگی خانواده خود، کار و تلاش می‌کردند و نه تنها آن‌را برای خود کسرِ شأن نمی‌دانستند؛ بلکه به کار و تلاش خود، برای تأمین زندگی خود و خانواده خود افتخار می‌کردند.

از شخصی روایت شده که می‌گوید: روزی به خارج مدینه رفتم، حرارت هوا طاقت فرسا بود. از دور حضرت امام محمد باقر(ع) را دیدم که قطرات عرق از پیشانی مبارکش می‌ریخت. با خود گفتم: عجبا رادمردی مانند او، در این ساعت گرم با چنین حالتی به طلب دنیا می‌رود یعنی چه؟! خوب است بروم او را نصیحت کنم. جلو رفته، سلام کردم و گفتم: از شما دور است با این بدن سنگین در این هوای گرم در طلب دنیا باشی، اگر در چنین حالتی مرگ گریبانت را گرفت چه خواهی کرد؟

امام فرمود: چه ترسی دارم، اگر در این حالت بمیرم در طاعت حضرت حق جان داده‌ام، زیرا به‌وسیله کار، خود را از تو و دیگران بی‌نیاز داشته و آبروی خود را حفظ می‌کنم. وقتی از فرا رسیدن مرگ می‌ترسم که به معصیت خدا مشغول باشم. آن شخص بعد از شنیدن این حرف از امام گفت: یابن رسول الله! من خواستم تو را نصیحت کنم، امّا تو مرا نصیحت کردی و از اشتباه بیرون آوردی.[3]

بنابراین انسانی که با کار و تلاش برای رفاه و آسایش خانواده خود تلاش می‌کند، تا در زندگی دست نیاز به‌سوی دیگران دراز نکند، مورد لطف و توجه خداوند است و در این راه و هدف، انسان نباید هیچ کاری را کم بشمارد. کار و تلاش برای انسان، ننگ و عار نیست؛ بلکه آنچه ننگ و عار است، این است که انسان با بی‌کاری و تن پروری، خود را وبال گردن دیگران سازد و دست نیاز و گدایی به‌سوی دیگران دراز کند.

    پی نوشت:
  • [1]. مجلسی، محمد باقر؛ بحار الانوار، بیروت، موسسه الوفاء، 1404هق، ج100، باب1، ص13.
  • [2]. فلسفی، محمدتقی؛ روایات تربیتی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1368، ج1، ص217 به‌نقل از: اسدالغابه، ج2، ص269.
  • [3]. انصاریان، حسین؛ بر بال اندیشه، قم، دارالعرفان، 1383، ص555.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS