دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

کار و زندگی شرافتمندانه

آن کس که کار بیشتری می‌کند تا درآمدش برای خود و کسانش بسنده باشد، در نزد خدا پاداشی بزرگتر از پاداش مجاهد فی سبیل اللَّه دارد.
کار و زندگی شرافتمندانه
کار و زندگی شرافتمندانه

کار و زندگی شرافتمندانه

قال الرّضا(ع): «إنّ الّذی یَطلُبُ مِن فَضلٍ یکُفُّ بهِ عیالَهُ، أعظمُ أجراً مِن المُجَاهِدِ فِی سَبیلِ اللَّهِ» (الحیاة، ، ج‌5، ص437)

یکی از چیزهایی که در روایات مورد تأکید قرار گرفته کار و تلاش برای زندگی است، انسان به‌واسطه کار و تلاش، هم زندگی خود و خانواده خویش را تأمین می‌کند و هم آبرو و عزّت خود و خانواده‌اش را حفظ می‌کند. مسأله عزّت نفس و حفظ کرامتِ انسان به‌واسطه کار کردن در روایات مورد تأکید و توجّه واقع شده، چراکه انسان، به‌واسطه کار کردن و درآمد مشروعی که از این را به‌دست می‌آورد، خود را از ذلّت سؤال و سربارِ دیگران بودن حفظ می‌کند. راوی از امام صادق(ع) راویت کرده که امام صادق(ع) مرا دید که سر وقت به بازار نرفته‌ام و دیر به کسب و کار می‌پردازم. به من فرمودند: از فردا صبح زود به کاری که عزّتت در آن است برو![1]

کسی که برای تأمین زندگی خود دست از کار و تلاش می‌کشد و بار زندگی خود را به دوش دیگران می‌گذارد، مورد لعنت قرار گرفته است؛ رسول خدا(ص) می‌فرمایند:

«مَلعُونٌ مَن ألقَی کَلَّه علی النّاسِ»

کسی که بار خود را به دوش مردم افکند (و سربار جامعه شود) ملعون است.[2]

شخصی به حضور امام صادق(ع) عرض کرد: من دستم سالم نیست و توان کار کردن ندارم و سرمایه کار نیز ندارم و نیازمندم (کمکم کن!) حضرت نگاهی به سر او انداخت و فرمودند: سرت سالم است برو کار کن، روی سرت بگذار (مانند هیزم و امثال آن) و خود را از مردم بی‌نیاز گردان.[3]

البته این همه تأکید برای کار و تلاش و کسب روزی به‌معنای زیاده‌روی و حرص و ولع نیست؛ بلکه اولیای گرامی اسلام از یک سو، بی‌کاری و سربارِ دیگران بودن را مذموم شناخته و مورد نکوهش قرار داده و با آن به‌سختی مخالفت کرده‌اند و از طرف دیگر، زیاده‌روی و حرص و ولع را نیز طرد نموده و پیروان خود را از آن برحذر داشته‌اند و بین این دو روش تفریطی و افراطی، میانه‌روی را ممدوح شناخته و مردم را به انجام آن توصیه و سفارش نموده‌اند. زندگی شرافتمندانه ایجاب می‌کند که انسان در جامعه شغلی را به‌عهده گیرد و از سعی و عمل خود امرار معاش کند؛ کسی‌که مالی در اختیار ندارد و می‌خواهد بدون کار و فعالیّت، زندگی خود و خانواده‌اش را تأمین کند، یا باید از راه دزدی و چپاول و اعمال نامشروع دیگر، اموال دیگران را تصرّف کند و یا با گدایی و تن به خواری دادن، از دسترنج دیگران ارتزاق کند و این برخلاف دستورات الهی و شرافت انسانی است.[4] انسان باید تا آخرین لحظه‌ای که فرصت برای او باقی‌مانده، به‌دنبال کسب و کار باشد و در سایه کار و تلاش و به امید فضل و کرم خداوند بارِ زندگی خود را به دوش کشد؛ چراکه رنج و سختی کار به‌مراتب از رنج و سختی ذلّت و خواری و سربارِ زندگیِ دیگران شدن، راحت‌تر و آسان‌تر است. امام صادق(ع) می‌فرمایند:

«إن ظَنَنتَ، أو بَلَغَکَ أنّ هَذا الأمرَ کائنٌ فی‌غَدٌ، فلاتَدَعَنَّ طلبَ الرِّزقِ، و إن استطَعتَ أن لا تَکونَ کَلاًّ فَافعَل»

اگر گمان کردى، یا این خبر به تو رسید که فردا قیامت برپا مى‌شود، از طلب روزى (و کسب و کار) دست مکش و اگر بتوانى بارِ دوش (کلّ بر) دیگران نباشى، مباش.[5]

    پی نوشت:
  • [1]. شیخ صدوق، ابو جعفر محمدبن علی بن حسین بن بابویه قمی؛ من‌لا یحضره الفقیه، علی‌اکبر غفاری، تهران، صدوق، چاپ اول، 1367، ج 4، ص259.
  • [2]. حرّانی، ابن شعبه؛ تحف العقول، احمد جنتی، تهران، شرکت چاپ و نشر بین‌الملل، 1387، ص86.
  • [3]. آشتیانی، محمدرضا و آشتیانی، محسن؛ گنجینه آداب اسلامی، قم، زهیر، چاپ اول، 1381، ج1، ص15.
  • [4]. فلسفی، محمدتقی، گفتار فلسفی بزرگسال و جوان از نظر افکار و تمایلات، تهران، نشر معارف اسلامی، چاپ هفتم، 1352، ص282.
  • [5]. حکیمی، محمدرضا، محمد و علی؛ الحیاه، احمد آرام، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1380، ج‌3 270.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS