دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

کتمان حق؛ زمینه فتنه و گمراهی

همان گونه که در یادداشتهای قبل اشاره کردیم، در قرآن کریم، برای سخن گفتن، ارزش های مختلفی مطرح شده که گاهی مربوط به ماهیت سخن است و گاهی با عناوین عَرَضی آن ارتباط پیدا می‌کند.
کتمان حق؛ زمینه فتنه و گمراهی
کتمان حق؛ زمینه فتنه و گمراهی
نویسنده: علی مهدوی

همان گونه که در یادداشتهای قبل اشاره کردیم، در قرآن کریم، برای سخن گفتن، ارزش های مختلفی مطرح شده که گاهی مربوط به ماهیت سخن است و گاهی با عناوین عَرَضی آن ارتباط پیدا می‌کند. «صراحت در سخن»، «نرمی و ملایمت»، «فروتنی و ادب»، «صداقت در گفتار و رفتار» از جمله ارزشهای اخلاقی سخن گفتن هستند که در مقالات قبل بدان پرداختیم. همچنین در خصوص ارزش منفی دروغگویی و برخی مراتب آن یعنی «افترا به خداوند» و «نفاق» به بحث پرداختیم. در این نوشتار به برخی دیگر از مراتب کذب و دروغگویی اشاره می‌نماییم.

کتمان حق: درباره کتمان حق، که در قرآن با عنوان «لبس حق به باطل» مطرح شده است (یعنی حق را در پوشش باطل قرار دادن، به منظور کتمان حقیقت) آیات بسیاری داریم که در اینجا به بعضی از آنها اشاره می‌کنیم:

«و لاتلبسوا الحق بالباطل و تکتموا الحق و انتم تعلمون»

حق را در لباس باطل و در پوشش باطل قرار ندهید تا بدان وسیله، حق را کتمان کنید در حالی که می‌دانید»(بقره: 42).

در آیه دیگری می‌فرماید:

«ا فتطمعون ان یومنوا لکم و قد کان فریق منهم یسمعون کلام الله ثم یحرفونه من بعد ما عقلوه و هم یعلمون»

آیا دل بسته‌اید که به شما ایمان بیاورند، در حالی که گروهی از ایشان کلام خدا را می‌شنوند و پس از درکش، آن را تحریف می‌کنند و حال آنکه می‌دانند»(بقره: 75).

اهل کتاب، کلام خدا را می‌شنیدند و سپس حقایق را از مسیر اصلی خود، چه در لفظ و چه در معنا، منحرف می‌ساختند و به اصطلاح، کلام خدا را تحریف می‌کردند. لازم به یاد آوری است که حتی در انسانهای مومن هم، مراتبی از کفر و شرک و نفاق وجود دارد. خداوند می‌فرماید:

«و ما یومن اکثرهم بالله الاو هم مشرکون»(یوسف: 106)

در یکی از تفسیرهای این آیه آمده است که در بعضی انسانها مراتب ضعیفی از ایمان با مراتبی از شرک همراه می‌شود. پس انسان باید در گفتار و رفتارش سعی کند که مشمول این آیه و نظایر آن نشود، کتمان حق نکند، حق را با باطل در نیامیزد، حق را در پوشش باطل قرار ندهد، از حق تحلیل‌ها و تفسیرهای نادرست ارائه ندهد و آن را به ناحق به نفع خویش تفسیر نکند که در این صورت، مشمول همین آیات کتمان حق و لبس حق به باطل و آیات نفاق خواهد شد.

خداوند در آیه دیگری در خصوص کتمان حق می‌فرماید:

«ان الذین یکتمون ما انزل الله من الکتاب و یشترون به ثمنا قلیلااولئک ما یاکلون فی بطونهم الاالنار و لایکلمهم الله یوم القیامه و لایزکیهم و لهم عذاب الیم»

آنان که آیات کتاب خدا را کتمان می‌کنند تا بدان، بهای مادی کمی به کف آورند، آنان در شکم هاشان جز آتش فرو نمی‌بلعند و در روز قیامت، خدا با آنها سخنی نگوید و پاکشان نسازد و عذابی دردناک دارند»(بقره: 174).‌

شاید در کمتر آیه‌ای از قرآن کریم، این گونه تعابیر تند و الفاظ تهدیدآمیزی به کار رفته باشد نسبت به کسانی که کتمان آیات خدا و حقایق الهی کنند تا ثمن قلیلی به کف آورند. البته معنای آیه، این نیست که اگر پول گزافی بگیرند، دیگر اشکالی ندارد و تعبیر «ثمن قلیل» به این اعتبار است که در مقایسه با گناه بزرگی که مرتکب شده اند، اگر ملیاردها دلار و اگر ثروت های دنیا را هم بگیرند، بهای اندکی خواهد بود. در آیه دیگری آمده است:

«یا اهل الکتاب لم تلبسون الحق بالباطل و تکتمون الحق و انتم تعلمون»

ای اهل کتاب! چرا باطل را در پوشش حق در می‌آورید و حق را کتمان می‌کنید، در حالی که حق را می‌دانید»(آل عمران: 71).

کتمان حق، این یکی از بزرگترین دامهای شیطان برای گمراه کردن مردم است؛ چون اگر باطل، صریحاً به مردم القا شود، زود می‌فهمند که باطل است و گمراه نمی‌شوند. بیشترِ گمراهی مردم در طول تاریخ، نتیجه درهم آمیختن حق و باطل بوده است. امیرالمومنین علی(ع) در نهج‌البلاغه به این حقیقت تلخ اشاره می‌فرماید که اگر باطل، خالص بود و آمیزه‌ای از حق نداشت، مردم فریب نمی خوردند و اگر حق، آمیزه‌ای از باطل نداشت، کسی اهل حق را نکوهش و سرزنش نمی‌کرد. علت گمراهی مردم در جامعه این است که کسانی بخشی از حق را با بخشی از باطل درهم می‌آمیزند و باطل را در لباس حق جلوه می‌دهند و فتنه‌ها و گمراهی‌ها پدید می‌آورند(نهج البلاغه، خطبه 50)

مقاله

نویسنده علی مهدوی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS