دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

کدام یک از خطاهای ورزشی قابل پیگرد قضایی هستند؟

مطمئناً در دنیای پرتلاطم امروزی، یکی از موضوعاتی که می تواند جوامع بشری را از اختلافات شخصی و جمعی در امان بدارد، «آشنایی با حقوق متقابل افراد با یکدیگر و قانون» است که مهمترین اثر این آشنایی و آگاهی را می توان در پیشگیری از وقوع بسیاری از مشکلات حقوقی دانست؛ بنابراین، امروز تلاش داریم تا موضوع «جرائم ورزشی» را بررسی کنیم.
کدام یک از خطاهای ورزشی قابل پیگرد قضایی هستند؟
کدام یک از خطاهای ورزشی قابل پیگرد قضایی هستند؟

مطمئناً در دنیای پرتلاطم امروزی، یکی از موضوعاتی که می تواند جوامع بشری را از اختلافات شخصی و جمعی در امان بدارد، «آشنایی با حقوق متقابل افراد با یکدیگر و قانون» است که مهمترین اثر این آشنایی و آگاهی را می توان در پیشگیری از وقوع بسیاری از مشکلات حقوقی دانست؛ بنابراین، امروز تلاش داریم تا موضوع «جرائم ورزشی» را بررسی کنیم.

شاخه‌های ورزشی بسیار متنوع و گسترده است و مقررات خاصی در خصوص آن‌ها نیز وضع گشته و برای ورزشکاران لازم می‌آید از این قوانین متنوع که در حوزه‌های مختلف ورزشی وجود دارد بالاخص رشته تخصصی خودشان آگاهی لازم داشته باشند. همچنین در کنار آگاهی از این قوانین باید به جرائم و تخلفات ورزشی نیز آگاهی کافی داشته باشند.‌

در خصوص جرایم ورزشی هم از باب مسئولیت مدنی بدین شرح که طبق یک اصل پذیرفته شده در حقوق هر کسی موجب ورود ضرر و یا صدمه و یا خسارت به دیگری شود موظف به جبران آن است و این ناشی از مسئولیت قهری و مسئولیت خارج از قرارداد است که برای هر شخصی متصور است و هم در قانون مجازات اسلامی از آن جرم انگاری شده است.

با گرفتن مفهوم مخالف به مجرمانه بودن آن نیز می‌توان پی برد و چنین بیان می‌دارد حوادث ناشی از عملیات ورزشی در صورتی که سبب آن حوادث نقص مقررات آن ورزش نبوده باشد و همچنین مخالف قوانین شرعی نیز نبوده باشد بند ث ماده ۱۵۷ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲٫ تجزیه این بند بدین معنی که برای مثال در ورزش فوتبال اگر بازیکن خاطی با تکل به زیر پای بازیکن حریف موجب شکستن ساق پای وی شود چون در چارچوب بازی بوده است و طبق اصل پذیرفته شده که در چارچوب به یکدیگر این اذن داده شده است و اگر عرف بازی این آسیب‌ها را پیش‌بینی کند، خاطی از طریق کیفری قابل پیگرد نخواهد بود.

در این مثال با تکل خاطی مجرم شناخته نمی‌شود لذا اگر در همین فوتبال بازیکن خاطی با مشت به بینی بازیکن حریف ضربه وارد آورد خارج از اذنی است که بازیکنان در چارچوب مسابقه به یکدیگر داده‌اند و مخالف با قوانین آن ورزش نیز است بدین جهات بازیکن خاطی در محاکم کیفری قابل پیگیری است. لکن همین مشت اگر در مسابقه بوکس موجب شکستن بینی حریف شود ضربه زننده مجرم شناخته نخواهد شد چرا که ورزش بوکس با مشت سر و کار دارد و ورزشکاران در رینگ این اجازه را به یکدیگر داده‌اند که به یکدیگر مشت وارد آورند.

مثال دیگر اینکه فرض کنید دو بوکسور پس از مسابقه در خیابان با مشاهده یکدیگر درگیر شوند و طرف مقابل با مشت بینی طرف مقابلش را مورد آسیب قرار دهد در این صورت به دلیل اینکه در چارچوب مسابقه نبوده است و در خارج از رینگ مسابقه است و این دو شخص خارج از مسابقه به یکدیگر اجازه آسیب زدن نداده‌اند فرد آسیب زننده از دیدگاه حقوق کیفری مجرم شناخته خواهد شد.

مثال دیگر که در قسمت آخر این بند آمده مخالف قوانین شرعی نیز نباشد. برای مثال فرض کنید در رشته بوکس در رینگ مسابقه یک ورزشکار با مشت ضربه‌ای به گیجگاه طرف مقابل وارد آورد و بر اثر ضربه جانش را از دست دهد. در این صورت دو دیدگاه وجود دارد عده‌ای با استناد به قسمت آخر بند ث ماده ۱۵۷ این شخص را قاتل می‌دانند چرا که درست است به یکدیگر اجازه آسیب رساندن داده‌اند لکن اجازه قتل نداده است و اگر بدهد نیز شرع و قانون این اجازه را به وی نمی‌دهد.

گروه دوم معتقدند کسی که وارد این ورزش می‌شود و در مسابقه اذن در ورود آسیب را داده است و در این صورت باید پیش‌بینی می‌کرد ممکن است این آسیب منجر به مرگ وی گردد و همچنین با منتفی دانستن قصد و یا عنصر معنوی در وارد کننده آسیب وی را قاتل در قتل عمد نمی‌دانند. هر دو نظر طرفداران بسیاری دارد و قابل دفاع است و در این مورد نظر قاضی حکم فرما است.‌

سایت تابناک

تاریخ انتشار: یکشنبه 24 دی ماه 1396

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS