دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

کربلا

No image
کربلا

كلمات كليدي : كربلا، نينوا،حائر، حير، عموراء، نواويس

نویسنده : سيد علي اكبر حسيني

نگاهی کوتاه بر وضعیت جغرافیایی کربلا

سرزمین کربلا در کرانه غربی رود فرات و در کناره‌ی دشت، در وسط منطقه رسوبی معروف به سرزمین سواد واقع است. در شمال غربی این سرزمین شهر انبار، در شرق آن شهر باستانی بابل،در غرب آن صحرای غربی و در جنوب غربی آن شهر حیره، پایتخت منذری‌ها قرار دارد. کربلا در مرزهای صحرا واقع است و بدویان حجاز و شام برای تأمین آذوقه به آنجا روی می‌آورند و تا گذشته‌ای نه چندان دور وضع بر همین منوال بوده است.[1]

ریشه لغوی کربلا

لغت‌شناسان، مورخان و جغرافی‌دانان در ریشه لغوی واژه کربلا و نیز در اشتقاق و معنای آن اختلاف نظر دارند برخی بر این باورند که این کلمه ریشه‌ای عربی دارد[2] و عده‌ای نیز گفته‌اند که این واژه از ریشه‌ای غیر عربی برگرفته شده است.[3]

یاقوت حموی واژه "کربلا" را "به معنای سستی در گامها "و برگرفته از "جاء یمشی مکربلا (با گامهای سست آمد)"دانسته و در این باره بیان داشته است که ممکن است به دلیل سست بودن زمین در کربلا، این سرزمین بدین نام خوانده شده باشد. همچنین گفته شده است: "کربلت الحنطه(گندم را غربال کردم)" بنابراین ممکن است به جهت پاک بودن کربلا از سنگریزه و درختان انبوه این سرزمین بدین نام خوانده شده باشد. یاقوت همچنین می‌افزاید: "کربل" نام گیاه "ترشک" است بنابراین ممکن است به خاطر وفور رویش این گیاه این سرزمین، کربلا، خوانده شده است. [4]

اما باید گفت علی‌رغم نظر و اصرار یاقوت حموی بر عربی بودن واژه کربلا، بسیاری بر این اعتقادند که این واژه از کلمه‌ای غیر عربی اتخاذ شده است. از جمله "علامه هبة الله شهرستانی" در کتاب "نهضة الحسین(ع)" بر این اعتقاد است که کربلا برگرفته شده از کلمه "کور بابل" به معنای "مجموعه‌ای از روستاهای بابلی" است.[5]

"شیخ محمد باقر مدرس" در کتاب "شهر حسین(ع)" درباره ریشه لغوی واژه کربلا می‌نویسد: «کربلا ترکیبی است از دو واژه آرامی؛ یعنی "کرب" به معنای "معبد" یا "حرم" و "إیلا" به معنای "خدایان".» بنابراین نقل، معنای واژه کربلا "حرم خدایان" می‌باشد.[6] وی در ادامه می‌افزاید: «اگر به تاریخ این شهر در روزگار بابلی‌ها باز گردیم از آن نام نشانی خواهیم یافت، زیرا طبق گفته ماسینیون، -مستشرق فرانسوی- کربلا در گذشته‌های دور معبد کلدانیهای ساکن شهر نینوا و کوشک بابل بود و این دو شهر در نزدیکی ناحیه کربلا واقع شده بودند.»[7]

از این روی بعید به نظر نمی‌رسد که کربلا نیز مانند بسیاری از شهرهای عراق؛ مانند بغداد، صرورا، جوخا، بابل، کوش و بعقوبا که از واژه‌ای غیر عربی اتخاذ شده‌اند، کلمه‌ای سامی، آرامی و یا بابلی باشد، به ویژه آنکه کربلا در ناحیه نینوای جنوبی قرار دارد و نینوا از اسامی آشوری است.

اسامی کربلا

در طول تاریخ بر این سرزمین نام‌هایی اطلاق گردیده است. برخی از این اسامی نام روستاهای مجاور کربلاست که بر این سرزمین نیز اطلاق شده است و برخی دیگر بر اثر گذشت زمان بر کربلا اطلاق شده است که "عموراء" از جمله آنان است.

نینوی،[8] غاضریه، ماریه، عموراء، نواویس،[9] ارض بابل، مشهد الحسین(ع) و کربلاء از جمله نام‌هایی بوده که به این سرزمین اطلاق شده است. اما اسم "کربلاء" به تدریج و به مرور زمان از لحاظ شیوع و انتشار میان مردم و در تاریخ بر سایر اسامی غلبه یافته و امروزه تنها وارث و باقیمانده نام‌های دیگر این سرزمین محسوب می‌شود به قسمی که فعلاَ این ناحیه، فقط به اسم کربلا شناخته می‌شود.

کربلا در بسیاری از منابع اسلامی بخصوص کتب فقهی، بیشتر با نام حائر شناخته می‌شود و فقها مسائل خاصی را که در خصوص حائر و احکام و حدود آن می‌باشد، در ذیل همین عنوان بحث و بررسی می‌کنند. "حایر" از "حار یحیر حیرا" از "تحیر الماء" وقتی که آب در محلی جمع شود و دور بزند[10] و یا از "تحیرات الارض بالماء،" هنگامی که زمینی از آب پر شده باشد، گرفته شده[11] و جمع آن "حوران"[12] و بنابر مشهور "حیران" است.[13] اما لغویون توصیف کرده‌اند که حایر عبارت از زمینی است که وسط آن صاف و اطرافش مرتفع باشد و به عبارت دیگر محل پست و صافی است که اطراف آن را گودالهای عمیقی فرا گرفته است و هر وقت باران نازل می‌شود و یا آبی که مازاد کشتزارها است، در آنها جمع می‌شود.[14] شاید علت اینکه از قدیم کربلا یا قسمتی از آن را به نام "حائر" نام نهاده‌اند برای این بوده که در اراضی آن گودالهایی وجود داشته که سیلابهای آب باران بدانجا سرازیر می‌شده است.

همچنین در برخی کتب از کربلا با نام "حیر" نیز یاد شده است.[15] "حیر" در واقع مخفّف لفظ حائر نزد عوام می‌باشد؛ مردم عراق معمولاً در اسامی تخفیف آن را می‌پسندند از این‌رو از باب تخفیف اسامی به حائر(حایر) حیر می‌گویند. اما یاقوت حموی در کتاب خود معجم البلدان بین لفظ حائر و حیر اندکی تفاوت قائل شده و آورده: «حائر عبارت است از قبر امام(ع) و سپس اضافه می‌کند که وقتی منظور کربلا باشد "حیر" را بدون اضافه ذکر می‌کنند.»[16] بنابراین یاقوت حموی بین حائر و حیر این طور فرق می‌گذارد که «حایر مخصوص قبر و اطراف آن و حیر به عقیده او اسم شهر کربلاست.»[17]

شاطی فرات، طفّ و طفّ الفرات نیز، از دیگر نام‌هایی است که برای این سرزمین مقدس برشمرده شده است. این سه اسم تقریباً به یک معناست؛ "طفّ" به سرزمین‌هایی اطلاق می‌شود که مشرف به دریا باشند یا در لب رودخانه قرار داشته باشند. به سرزمین کربلا نیز، به جهت وجود چند چشمه‌ا‌‌ی که در این سرزمین بوده طفّ گفته شده است چشمه‌هایی؛ مانند قطقطانه، رهیمه، عین الجمل و نهر علقم.[18]

کربلا پس از ظهور اسلام

کربلا از جمله زمین‌های عراق بود که در دوران ابوبکر در سال دوازدهم هجری به تصرف مسلمانان در آمد. نقل شده "خالد بن عرفطه" - پیش‌قراول سپاه سعد بن ابی‌وقاص- این سرزمین را فتح کرده و مدتی آنجا را مقر سپاه خود قرار داده بود؛ اما پس از چندی به دلیل بدی آب و هوای منطقه مجبور به ترک آنجا شد و به کوفه رفت.[19]

پس از ایجاد و گسترش شهر کوفه، کربلا یکی از روستاهای پیرامون آن به شمار آمده و تا زمان وقایع کربلا، کسی از آن جز در مناسبتی خاص سخن نرانده است. تنها در زمان امیرالمؤمنین علی(ع) و زمان عبور آن حضرت(ع) از این منطقه به سوی شام یادی از این سرزمین شده است. روایت شده که «در جریان جنگ صفین، امیرالمؤمنین(ع) و همراهانش به کربلا رسیدند؛ پس ایشان، با دست به این سرزمین اشاره کرده فرمودند: "همین جاست همین جاست." مردی گفت: "ای امیرمؤمنان(ع) اینجا چیست؟" فرمود: "گرانمایه‌ای از آل محمد(ص) در اینجا فرود خواهد آمد، پس وای بر ایشان از شما و وای بر شما از ایشان." آن مرد عرض کرد: "ای امیرمؤمنان(ع) معنای این سخن چیست؟" فرمود: "وای بر ایشان از شما چرا که شما ایشان را می‌کشید و وای بر شما از ایشان که خداوند به سبب کشتن آنان شما را به دوزخ می‌برد."»[20]

مقاله

نویسنده سيد علي اكبر حسيني

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
دیدگاه نهج البلاغه درباره «حکومت و حکومت داری و رهبری »

دیدگاه نهج البلاغه درباره «حکومت و حکومت داری و رهبری »

کتاب شریف نهج البلاغه با 239 خطبه، 79 نامه و 472 حکمت و موعظه پس از قرآن مجید و در کنار احادیث شریف، کتاب دنیا و آخرت است؛ کتابی است که به شؤونات مختلف دنیوی و اخروی انسانها از جمله مبحث: «حکومت اسلامی، آیین زمامداری، رهبری، و ویژگی های حاکم اسلامی » نیک پرداخته است که امید است مجموعه مقالات این شماره برای علاقه مندان به این مبحث مهم، قابل توجه و سودمند باشد .
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS