دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

کنکاشی در ماهیت طبقات اجتماعی

در یک جامعه طبقات اجتماعی گوناگونی وجود دارد که در بررسی کل اجتماع و خصوصیات آن، ویژگی‌های این طبقات و اقشار مورد بررسی قرار می‌گیرد. از نظر دینی و مذهبی، طبقات اجتماع به دو دسته طبقات حق و باطل تقسیم می‌شوند.
کنکاشی در ماهیت طبقات اجتماعی
کنکاشی در ماهیت طبقات اجتماعی
نویسنده: رضا کریمی

در یک جامعه طبقات اجتماعی گوناگونی وجود دارد که در بررسی کل اجتماع و خصوصیات آن، ویژگی‌های این طبقات و اقشار مورد بررسی قرار می‌گیرد. از نظر دینی و مذهبی، طبقات اجتماع به دو دسته طبقات حق و باطل تقسیم می‌شوند.

زمانی که یک پژوهشگر اجتماعی درصدد بررسی رفتارهای اجتماعی هر یک از این طبقات بر می‌آید، گرچه می‌تواند این گونه رفتارها را در بسیاری از ابعاد نه تنها بر اساس معیارهای عام و علمی ارزیابی کند، ولی از آنجا که این رفتارها با اهداف اعتقادی و اجتماعی ملت گره خورده است جامعه شناس نمی‌تواند بدون توجه به جنبه‌های دینی و معنوی به بررسی رفتارهای اجتماعی یک طبقه بپردازد. لذا تفسیر پژوهشگر از یک سو ارتباطی مستقیم با دیدگاه و جهان بینی اعتقادی او دارد و از سوی دیگر برخاسته از عملکردها و رفتارهای طبقات اجتماعی مختلف است.

چارچوب دیدگاهی و اعتقادی هر شخصی در جهان بینی و حیات اجتماعی وی تاثیر می‌گذارد. معمولاً پایگاه طبقاتی فرد و جایگاه اجتماعی وی می‌تواند جهان بینی و دیدگاه شخصی او را نشان دهد.

نقش طبقات در مکاتب اجتماعی مختلف مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. زیرا هر مکتب اجتماعی برای رشد و رکود جامعه عوامل خاصی را به عنوان علل اساسی در نظر می‌گیرد. این عوامل بسته به نگرش افراد نسبت به جامعه و تاریخ و سیر تکاملی آن متفاوت است. در مکتب اسلام طبقات جامعه از لحاظ معیارهای الهی و احکام دینی سنجیده می‌شود و بدین ترتیب مشخص می‌شود که کدام یک از طبقات جامعه را به سوی معنویات و الهیات سوق می‌دهد و کدام طبقات کل اجتماع را به مسیر گمراهی و ضلالت می‌کشاند.

در بینش قرآنی اصلی‌ترین عامل رشد و ترقی و تکامل جامعه اصل «عدالت» و برپایی قسط، مقابله با ظلم و امر به معروف و نهی از منکر است. برقراری عدالت اجتماعی بدون در نظر گیری منفعت شخصی و خانوادگی کاری است که فقط از دست انبیا و امامان معصوم بر می‌آید.

به همین دلیل خداوند متعال یکی از اهداف اجتماعی فرستادن انبیاء و پیامبران الهی را همانا ایجاد قسط در جامعه معرفی می‌کند. به طوری که در قرآن آمده است: «لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط». در واقع جامعه به وسیله پیامبران و اصولی که در کتاب آسمانی آنان از سوی خداوند آمده می‌تواند در مسیر عدل و رعایت حق و حقوق تمامی اعضا و افراد اجتماع قرار گیرد.   

قرآن کریم با این ملاک به بررسی نقش اقوام گوناگون در مقابل دعوت انبیای الهی می‌پردازد. در همین زمینه آیات الهی طبقات اجتماعی گوناگونی را توصیف می‌کند.

آیات قرآنی با توجه به عملکرد این طبقات که در جهت کدام یک از دو جریان حق و باطل بوده است، چه ویژگی هایی را دارا بوده است و چگونه رفتار و گفتاری داشته‌اند، به موضع گیری علیه آنان و یا همراهی و همگامی با آنان می‌پردازد.

این طبقات گاه در جریان باطل قرار می‌گیرند و با طبقه مومنین به انحا و روش‌های گوناگون تبلیغاتی سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی به مبارزه بر می‌خیزند.

نظیر مشرکین و حکومت‌های ظالم که همواره در طول تاریخ جنگ هایی را علیه مسلمانان و مومنین شروع کردند.

اختلاف در امت واحده سبب شد خداوند متعال برای رفع اختلاف و در گیری و اجرای عدالت و قسط، پیامبران الهی را ارسال کند. ولی پس از ارسال انبیا اختلاف دیگری نیز پیش آمد.

این اختلاف ریشه در بغی و سرکشی افراد بشر داشت. این دسته از افراد با علم و آگاهی به مخالفت با پیامبران برخاستند.

آنها برای نفی حقیقت، پیامبران الهی را، که حاملان حق بودند، تکذیب و در برابر آنان صف آرایی کردند و در نتیجه صفی مقابل صف انبیا به وجود آوردند.

مقاله

نویسنده رضا کریمی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS