دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

گذشت یا انتقام؟

یکی از مسائلی که در اخلاق اجتماعی مطرح است، پاسخ به تعدی و ظلمی است که گاه در محیط دوستانه رخ می‌دهد.
گذشت یا انتقام؟
گذشت یا انتقام؟
نویسنده: مصطفی یاسینی

یکی از مسائلی که در اخلاق اجتماعی مطرح است، پاسخ به تعدی و ظلمی است که گاه در محیط دوستانه رخ می‌دهد. آیا باید در مقابل این نوع رفتارها مقابله به مثل نمود؟ آیا سخت گیری، ترش رویی و انتقام جویی لازم است؟ یا اینکه می‌باید چشم پوشی و اغماض کرد و با بی اعتنایی از کنار آن گذشت؟ در دستورات شرع مقدس هر دو نوع رفتار مطرح شده است ولی هر کدام جایگاه و مقام خاص خود را دارد. در فضای دوستی و مقام رفاقت به عفو و اغماض سفارش شده است:

«فاعف عنهم و اصفح ان الله یحب المحسنین»(مائده:13)

از آنها بگذر و صرف نظر کن مگر دوست نمی دارید که خداوند از شما درگذرد؟

همان گونه که شما انتظار دارید خدا از شما بگذرد، پس شما هم از دیگران درگذرید. این آیه به روشنی اهمیت عفو و گذشت و اغماض را بیان می‌دارد ولی در برخی موارد، مقابله به مثل و انتقام تجویز و حتی سفارش شده است که شما هم در برابر ظلم و تعدی دیگران مقابله به مثل کنید و انتقام بگیرید. بخصوص در برابر دشمنان دین هرگز کوتاه نیایید.

گاهی گذشت باعث جرات یافتن طرف مقابل می‌شود، یعنی اگر در برابر ظلم او مقابله به مثل نکنیم، وی جرات پیدا می‌کند و باز هم مرتکب این عمل زشت می‌شود. پس در اینجا به عنوان نهی از منکر یا تادیب، لازم است انسان عکس العمل نشان دهد. درست است که شما می‌توانید اهل گذشت باشید و از حق خود بگذرید، اما این کار صحیح نیست؛ چرا که او را در تکرار گناه جری می‌کند. باید عکس العملی مناسب نشان بدهیم تا دیگر این کار را تکرار نکند و به خود اجازه ندهد که در حق دیگران چنین رفتاری داشته باشد.

از طرف دیگر باید توجه داشت که وقتی حقی تضییع شود در واقع حقی از خداوند متعال فرو گذارده می‌شود؛ یعنی در حقیقت فرد گنهکار ظلم بزرگتری در حق خودش روا داشته است. لذا نباید راضی شویم که وی گنهکار تربیت شود. اخلاق اسلامی اقتضا می‌کند که نگران گنهکاری دیگران باشیم. اگر با چنین افرادی برخورد لازم و مناسب نشود نه تنها حق دیگران تضییع می‌گردد و به دیگران ظلم می‌شود، بلکه خود فرد نیز متضرر شده و شخصیتش فاسد می‌گردد. برای جلوگیری از ارتکاب گناه و تکرار کار زشت باید عکس العمل نشان داد تا گنهکار تنبیه شود. در چنین مواردی قصاص و مقابله به مثل بهتر از گذشت است؛ چرا که چشم پوشی باعث جرات او در تکرار گناهش می‌شود اما اگر مقابله به مثل کنیم و مخصوصا در مراحل اولیه جلوی اعمال زشت او را بگیریم طرف جری نشده، متنبه می‌گردد و چه بسا دیگران هم با مشاهده این عکس العمل عبرت بگیرند و به خود اجازه تعدی به حقوق دیگران را ندهند.

در مواردی نیز مقابله به مثل و انتقام، نه تنها فرد را اصلاح نمی کند، بلکه موجب آن می‌شود که بر رفتار بد و زشت خود اصرار ورزد و به کمیت و کیفیت آن بیفزاید؛ خشونتش افزوده، بدبینی وی مضاعف و دشمنی او دوچندان می‌گردد و لذا چشم پوشی کردن بهتر است؛ چه به هر حال او اصلاح نمی شود پس بهتر آن است که ما بر بار خصومت او نیفزاییم. نتیجه آنکه در برخی موارد انسان باید حق خود را باز ستاند تا جلوی مفسده ای را بگیرد و مانع رشد و توسعه فساد گردد. چه بسا استیفای حق موجب تادیب او می‌گردد و روش صحیح رفتار با دیگران را به او می‌آموزد. همچنین در برخی موارد اگر آدمی عفو کند، موجب اصلاح طرف مقابل خواهد شد، به این ترتیب که او از زشتی رفتار خویش آگاه و شرمنده می‌شود.

اگر در مقابل کار بدی که او مرتکب شده است، شما خوبی کنید باعث تنبه وی می‌گردد.‌

در قرآن کریم بر هر دو شیوه تاکید شده است.

گاه در برخی موارد می‌فرماید در مقابل رفتارهای بد دیگران شما به بهترین شکل پاسخ دهید:

«ادفع بالتی هی احسن فاذا الذی بینک و بینه عداوه کانه ولی حمیم»(فصلت:34).

اگر کسی کار بدی انجام داد شما آن کار بد را با عمل خوب پاسخ دهید تا در اثر همین کار خوب شما عداوت و خصومت طرف مقابل فروکش کند و از بین برود و چه بسا چنین رفتاری او را به یک دوست صمیمی تبدیل نماید.

گاهی اگر از بدی و ظلمی که در حق شما شده است چشم بپوشید یا حتی خیرخواهی، عذر و بهانه ای برای طرف بتراشید، در اصلاح فرد و جامعه بسیار موثرتر است.

مقاله

نویسنده مصطفی یاسینی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS