دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

گوينده كيست؟

No image
گوينده كيست؟

به مناسبت دهم رجب سالروز ولادت خجسته امام جواد(ع)

امام محمدتقي(ع) فرمود: من اصغي الي ناطق فقد عبده فان کان الناطق عن الله فقد عبدالله و ان کان الناطق ينطق عن لسان ابليس فقد عبد ابليس. هر کس گوش دل به گوينده بسپارد، در واقع او را بندگي کرده است. چنانچه گوينده از طرف خدا باشد، شنونده، خدا را پرستش کرده است و اگر گوينده از زبان شيطان سخن مي گويد، شنونده، شيطان را بندگي و اطاعت کرده است. (تحف العقول ص 479)

    فرمايش امام(ع) شامل همه گونه عواملي مي شود که به نحوي بر انديشه ها و دل هاي انسانها تاثيرگذار هستند. مانند اساتيد، مربيان، دوستان و در فضاي امروزي همچون انبوه رسانه هاي شنيداري و ديداري ونوشتاري مثل راديو، تلويزيون، تئاتر، سينما، ماهواره، اينترنت، روزنامه ها، مجلات، کتاب ها و...

    هر کدام از عناصر تاثيرگذار فوق مي تواند رفيق و همنشين آدمي باشد و رفتار خويش را مبتني بر آموزه هاي آنها تغيير دهد. بسياري از افراد معتاد علت اصلي اعتياد خود را دوستان ناباب معرفي مي کنند. تعداد قابل توجهي از طلاق ها ناشي از تماشاي برنامه هاي ماهواره و ديگر شبکه هاي مجازي است.

        مثل همنشين خوب و بد

    روشن است که منظور از همنشيني و رفاقت، صرف کنار ديگري نشستن و دور هم جمع شدن نيست بلکه در واقع گوش سپردن و دل دادن و پيروي از ديگران است. همين گوش سپاري و تبعيت است که موجب هدايت و يا گمراهي مي شود. از همنشين بد به شمشير برهنه اي تشبيه شده است که ظاهرش زيبا اما تأثيرش بسيار زشت مي باشد. و نيز گفته اند: مثل همنشين خوب مثل عطاري است که وقتي با او مي نشيني اگر عطري هم به تو ندهد، باز از بوي خوش عطر او، بهره مند مي شوي و تا مدتي نيز آن بوي عطر، همراه آدمي است و مثل همنشين بد مثل کوره آتش است که اگر در کنارش باشي گرچه تو را نمي‌سوزاند اما بوي آزاردهنده آن به آدمي سرايت کرده و تا مدتي همراه وي است.

      دوستان، آينه شخصيت آدمی

    معاشرت و رفاقت با دوستان از چنان اهميتي برخوردار است که ملاک و معيار قضاوت درباره شخصيت و منزلت اشخاص است.

    سليمان نبي(ع) فرمود: درباره کسي قضاوت نکنيد تا به دوستانش نظر افکنيد. زيرا که انسان به وسيله دوستان و ياران خود شناخته مي شود. علي(ع) فرمود: هر گاه وضع کسي براي شما مشتبه شد و دين او را نشناختيد، به رفيقان وي نظر کنيد. اگر آنها اهل دين باشند، او نيز پيرو آيين الهي است. (منهج الصادقين ج6 ص 371 و نسيم حيات ج5 ص 630 -631)

    تو اول بگو با کيان زيستي

    پس آنگه بگويم که تو کيستي

     (سعدي)

    نقل مي کنند: در عصر پيامبر(ص) در ميان مشرکان، دو نفر با هم دوست بودند. نام آنها عقبه و ابي بود. عقبه، آدم سخاوتمند و بلندنظر بود. هر زمان از مسافرت برمي گشت، سفره مفصلي ترتيب مي داد و دوستان و بستگان را به مهماني دعوت مي کرد. او در عين آنکه در صف مشرکان بود، اما علاقمند بود که پيامبر(ص) را نيز مهمان خود کند. روزي حضرت را دعوت کرد و کنار سفره نشستند ولي ايشان از غذا نمي خوردند. رسول خدا به عقبه فرمود: تا به يگانگي خدا و رسالت من گواهي ندهي از غذايت نخواهم خورد.

    عقبه اسلام آورد و پيامبر (ص) از غذاي سفره وي تناول کرد.خبر به گوش ابي رسيد. پيش عقبه رفت و شديداً اعتراض کرده و گفت: تو گمراه شده اي. عقبه عذر آورد که من شرم داشتم که رسول خدا(ص) سر سفره من بنشيند ولي غذا نخورد.

    ابي گفت: من از تو راضي نمي شوم مگر اينکه در برابر محمد(ص) بايستي و او را دشنام داده و توهين کني. عقبه فريب رفيق ناباب خود را خورد و از اسلام خارج شد و مرتد گرديد و در جنگ بدر در صف کافران به هلاکت رسيد.

    ابي نيز در سال بعد در جنگ احد در لشکر کفر بدست رزمندگان اسلام کشته شد. وضع امثال عقبه در روز قيامت افسوس و پشيماني است که ديگر سودي ندارد و با يک دنيا نااميدي مي گويند: اي واي بر من کاش فلان شخص را دوست خود انتخاب نکرده بودم. (فرقان 29) (داستان دوستان ج 1 ص 75)

        ملاک های رفيق خوب

    در يک نگاه اجمالي ملاک هاي رفيق و گوينده خوب عبارتند:

1-     ديدارش آدمي را به ياد خدا بيندازد

2-       گفتارش به علم و دانش آدمي بيفزايد.

3-      رفتارش آدمي را به فکر قيامت بيندازد

4-       ظاهر و باطنش نسبت به انسان يکي باشد.

5-      زيبايي و زشتي آدمي را زيبايي و زشتي خود تلقي کند.

6-       مال و مقام، او را نسبت به دوستي با انسان تغيير ندهد

7-      از کمک رساني دريغ نورزد.

8-       دروغگو، بخيل، فاسق، احمق، قطع کننده رحم نباشد. (تفسر نور ج 8 ص 246 و تحف العقول ص 385-479 و خصال ص 87)

       

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS