انحصار حرمت بر «غنا»ي شهواني
محمد مهدی معتمدی
غنا و موسیقی، مفاهیم و احکام(7)
در شماره قبل این سلسله مقاله عنوان داشتیم که در موضوع غنای حرام، اختلاف زیادی وجود دارد. مفهوم غنا، ضرب المثل مفهوم مجمل در میان اصولیان شده است. از سوی دیگر، اختراع و استعمال وسایل و ابزارهای جدید موسیقی نیز میتواند در ابهام بیشتر مصادیق غنا و موسیقی حرام، در عصر حاضر موثر افتد.
امروزه، شرایط زمان و مکان و حاکم بودن فقیه، اجازه تکرار احتیاطات و تکرار شرحها و روشنگریهای موضوعی و حکمی این مقوله را که توسط فقیهان دورانهای پیش، بیان شده، نمیدهد و کند و کاوی نوین و همه جانبه مورد انتظار است.
دیدگاه فقها درباره غنا
گفتیم که در باب حرمت یا حلیت غنا، در میان فقهای عظام سه دیدگاه حاکم است:
1. حرمت غنا به نحو مطلق؛
2 . عدم حرمت غنا به طور مطلق بلکه حرمت اعمال شهوت انگیز و حرام در حواشی غنا؛
3. حرمت ذاتی غنا و انحصار آن در حرمت غنای شهوانی.
در شماره قبل در باب دیدگاه و نظر اول فقها به بیان ادله آن مبادرت ورزیدیم. در این شماره به بیان ادله دیدگاه دوم و سوم پرداخته و بحث را به اتمام میرسانیم.
دلایل دیدگاه دوّم
چنانکه گذشت، دیدگاه دوّم، از آن فیض کاشانی و محقق سبزواری است. فیض کاشانی، دیدگاه خود را مبتنی بر ظاهر و مبین بودن حکم «عدم حرمت غنا به طور مطلق بلکه حرمت اعمال شهوت انگیز و حرام در حواشی غنا» از مجموعه روایات میداند: «از مجموع روایات وارد شده در غنا، استفاده میشود که حرام بودن غنا و داد و ستد به آن و یادگیری و آموزش و شنیدن آن، اختصاص به غنایی دارد که در روزگار بنی امیه و بنی عباس رایج بوده به این گونه که مردان در مجالسی که زنان میخواندهاند، وارد میشدهاند، زنان به باطل سخن میگفتهاند و به گونههای بازیها مشغول بودهاند».[ وافی)، فیض کاشانی، ج10/33]
آن گاه، به شواهدی از روایات اشاره میکند، از جمله به روایت ابی بصیر از امام صادق (ع)که میفرماید:«اجرالمغنیة التی تزفّ العرائس لیس به باس ولیست بالتی یدخل علیها الرجال»[ وسائل الشیعه، ج12/85] و به این روایت: «سال رجل علی بن الحسین(ع) عن شراء جاریة لها صوت. فقال: ما علیک لو اشتریتها فذکرتک الجنة...». [همان مدرک)/86] محقق سبزواری، در جمع بین روایات دسته اخیر و روایات نهی از غنا، به جمع مشابهی با نظر فیض دست زده است که گذشت.
اشکالات وارده به این دیدگاه: این دیدگاه، دو اشکال دارد:
1 . با ظاهر روایاتی که حرمت را به نفس غنا بسته اند، ناسازگاری دارد. انجام خلاف ظاهر، نیاز به قرینه دارد. آنچه فیض به عنوان شاهد حمل بر خلاف ظاهر آورده، با دیدگاه سوم (تفصیل بین مصادیق غنا) سازگار است و این دیدگاه، با خلاف ظاهری هم برخورد ندارد.
2 . در صورت پذیرش نظر بالا، دلیلی براهتمام به منع از غنای شهوانی نبود؛ چرا که اموری بالذات حرام هستند، جداگانه به حرمت آنها در خطابهای دیگر اشاره شده و نیازی به اهتمام به تعلق بالعرض حرمت آنها به غنا نبوده است.[ مصباح الفقاهه، ج1/308]
دلایل دیدگاه سوّم
صاحبان دیدگاه سوّم (تفصیل بین غنای شهوانی و مبتذل و غنای غیر شهوانی) یکی از دو راه زیر را میپیمایند:
1. در زمان صدور روایات صادقین(ع) مفهوم غنا، حقیقت عرفیه ثانویه داشته و معصومان(ع) در حلّ مشکل غنای لهوی باطل، این سخنان رافرموده اند. آنچه مورد نظر پرسشگران و امامان بوده، غنای شهوانی و باطل بوده است؛ امّا مطلق صدای خوش و شادی آفرین، مورد پرسش و پاسخ قرار نمی گرفته است. پرسش از (بیت الغناء)ها بوده و جمله (بیت الغناء)در روایات، حکایت از آن دارد.[ وسائل الشیعه، ج12/225]
محمد ماجد حسینی مینویسد:«این مسئله زشت [غنای لهوی] در روزگار دولت بنی امیه و بنی عباس، به نهایت رسید؛ چرا که اینان در به دست آوردن زنان آواز خوان و شنیدن صدای آنان، آز شدید داشتند، مردم نیز، پادشاهان را در این مسئله، پیروی میکردند.قیمت این کنیزکان، به سه هزار دینار و بیشتر میرسید».[ التمهید فی علوم القرآن)، محمد هادی معرفت، ج5/204]
این انصراف، از سوی فیض کاشانی و محقق سبزواری هم، ادعا شده بود. شواهد تاریخی بسیاری، که در آغاز مقال، بدانها اشاره کردیم، میتوانند شاهد و تقویت کننده این انصراف باشند. این نکته را میشود از تفاوت روایات نقل شده از پیامبر(ص) با روایات نقل شده از ائمه اطهار(ع) هم به دست آورد.
از باب مثال: از پنج روایت نبوی، که در بین سی و دو روایت باب تحریم الغنا، در وسایل آمده، یا از آنها چیزی جز کراهت نمی شود فهمید، یا به مورد خاصی نظر دارند و یا به غنای آمیخته با دیگر محرمات اشاره دارند.[ وسائل الشیعه)، ج12/225 ـ 232]
2. اگر انصراف، ثابت نشود، راه دیگری وجود دارد و آن، استفاده از تعلیل وارده در روایات، مناسبت حکم و موضوع در بعضی از روایات و توجه به معارضها، یا مقیدهای روایاتی است که در بالایاد شد.
تعلیل
آن گونه که در روایات معتبره دیده شد، غنا از آن جهت که مصداق (قول زور)، (لهوالحدیث) و (لغو) است، حرام شده. در روایات، غنا، از مصادیق (باطل و لهو الحدیث) شمرده شده است. به این معنی که حکم دوری از آنها، بر غنا جریان یابد. در حقیقت، روایات میفرماید: «اجتنبوا الغناء لانه باطل ولغو ولهومن الحدیث». حال، با مراجعه به عرف، در مییابیم که مطلق غنا، در دیدگاه آنان، لغو و باطل شمرده نمی شود. پس معلوم است که مراد شارع، که غنا را ملحق به باطل و لهو کرده، همه افراد غنا نیست. البته روشن است که همه مصادیق باطل و لغو هم، حرام نیست، بلکه بعضی از مصادیق آن حرام است. پس اگر کسی همه مصادیق غنا را هم باطل عندالعرف انگارد، حرمت در همه این افراد، جاری نمی شود، چرا که حرمت در جمیع مصادیق لغو و باطل جریان ندارد. روایتی که میتواند در این زمینه موید باشد، روایتی است که غنا را در شمار گناهان کبیره آورده است: «... والملاهی التی تصدّعن ذکر اللّه عزّوجل مکروهة کالغناء وضرب الاوتار والاصرار علی صغائر الذنوب؛
بازیهایی که انسان را از یادخدا باز میدارد، ممنوع است، مانند: غنا و تار زدن و اصرار بر گناهان کوچک».[ خصال، شیخ صدوق /610]
در این روایت، ملاک و کبرای کلی حرمت ذکر شد «صدّعن ذکر اللّه» و سپس به انطباق و برخی از مثالهای آن، اشاره شده است. در این جا نیز، گرچه غنا، مطلق است، امّا ظهور تعلیل، مقید اطلاق آن است.
معارض و مقید
در برابر روایاتی که مطلق غنا را حرام میدانند (بر فرض پذیرش اطلاق) روایاتی وجود دارد که یا مطلق غنا را حلال میشمارند و یا بعضی از اقسام آن را:
1- تغنی به قرآن: با توجه به اینکه خوش خوانی قرآن، گردانیدن آواز در گلو هنگام قرائت قرآن و...با تغنی به قرآن، به یک معنی گرفته شده است[النهایة فی غریب الحدیث، ابن اثیر، واژه لَحَن] و در دیدگاه بعضی از اهل فن، خوش خواندن بدون تغنی آن، امکان ندارد85، مجموعه روایاتی که در جواز این گونه تغنی وارد شدهاند، میتوانند در برابر حرمت مطلق تغنی قرار گیرند، بویژه روایت:«لیس منّا من لم یتغن بالقرآن».[(معانی الاخبار)، شیخ صدوق /279؛ (امالی)، سید مرتضی، ج1/24؛ (بحار الانوار)، علامه مجلسی، ج76/342؛ ج79/255؛ ج92/191؛ (مستدرک الوسائل)، محدث نوری، ج1/295؛ (کنزل العمال)، حسام الدین هندی، ج1/605، 609؛ (صحیح بخاری)، توحید 44]
این روایت، در منابع اهل سنت، متواتر است و معارض خواهد بود با روایاتی که دلالت میکنند بر حرام بودن مطلق تغنی.