دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عبادت و بندگی

No image
عبادت و بندگی

  عبادت يعنى گردن نهادن به همه خواسته‌هاى حق چه در زمينه‌هاى مادى و چه در زمينه‌هاى معنوى. عبادت يعنى خالصانه و فروتنانه به اجراى فرمان‌هاى حضرت خالق همت گماشتن. عبادت يعنى طلب مال حلال و پاك و هزينه كردن آن برای معيشت خود و زن و فرزند. عبادت يعنى پرداختن خمس منافع و سودهایى كه از كسب و كار و معدن و غنيمت به دست مي‌آيد. عبادت يعنى پرداخت زكات به آنچه زكات تعلق مي‌گيرد. عبادت يعنى صله رحم، كمك به سائل و محروم، رفع مشكلات خويشان و مردم و انفاق و صدقه، و انجام هركار خير و مثبت. عبادت يعنى پيراستن رذائل از قلب و روح و آراستن باطن به حسنات اخلاقى و حالات ملكوتى. عبادت يعنى يادخدا در هرحال، و انصاف دادن به مردم، و مواسات با برادران دينى، و يارى رساندن به مظلوم و ناتوان. عبادت يعنى طلب علم و دانش و فضل و فضيلت و شرافت و كرامت و حركت در صراط مستقيم براى رسيدن به قرب حضرت حق. عبادت يعنى جهاد با مال و جان براى حفظ اسلام و دفع خطرات از مردم كشور و نگاهبانى از مرزهاى اسلام و مملكت. عبادت يعنى اتحاد و وحدت با يكديگر در سايه قرآن و اهل‌بيت. عبادت يعنى تبليغ دين و نشر معارف الهى و ابلاغ پيام‌هاى حضرت حق به زن و فرزند و ديگر مردم. عبادت يعنى امربه معروف و نهى از منكر، و دفع ستم از ستمديده، و حل مشكلات جامعه و عيادت بيمار و رعايت حال يتيم، و دادن قرض‌الحسنه به نيازمند. عبادت يعنى قرائت قرآن، معرفت به قرآن، عمل به قرآن، ابلاغ قرآن. عبادت يعنى اداى نماز واجب، شركت در جماعت، رعايت آداب ظاهرى و باطنى نماز. عبادت يعنى روزه ماه رمضان، حفظ حرمت ماه مبارك و مراعات آداب باطنى روزه و آداب ظاهرى صوم. عبادت يعنى حج خانه خدا با حفظ شرايط زيارت، و تزكيه نفس در مسير حج و زمان حج. در هرصورت لفظ عبادت شامل همه خواسته‌هاى حق نسبت به خودش و نسبت به خلق اوست، چرا كه حضرت حق در فرمان‌هايش به رعايت حق انسان‌ها در همه زمينه‌ها و حتى رعايت حق حيوانات و هر جاندارى فرمان داده، و فرمان‌برى از او نسبت به مخلوقاتش در حقيقت عبادت و بندگى نسبت به حضرت اوست. مقام عبادت بالاترين و برترين مقام است، و همه فيوضات ويژه حق در دنيا و آخرت فقط از اين ناحيه به انسان مي‌رسد.

 برترين مقام‌

از آيات كتاب خدا و روايات اهل‌بيت و معارف الهيه استفاده مي‌شود كه برترين مقام براى انسان در پيشگاه حضرت حق، و در دنيا و آخرت مقام بندگى و عبوديت است. انسانى كه با همه وجود تسليم فرمان‌هاى خداست، و تمام حركات و سكناتش هماهنگ با خواسته‌هاى الهى است و دراين راه از پاكى جان و خلوص نيت، و بلندى همت برخوردار است و نمي‌گذارد و نمي‌خواهد لحظه‌اى از عمرش هزينه شيطان و هواى نفس شود و همواره در تمام امورش در مقام جلب خشنودى حضرت حق است، در گردونه عبادت و بندگى قرار دارد و به يقين برترين انسان است. شاخص ارزش در محضر حضرت دوست بندگى اوست، هرچند بندگى انسان به پيشگاه پروردگار بيشتر، مقامش برتر و والاتر است. حضرت حق در قرآن مجيد پيامبران و اوليایش را در نهايت با مقام بندگى ستوده است، و در جاي‌جاى قرآن مجيد از قول آنان نقل مي‌كند كه به امت‌ها مي‌گفتند ما را فرمان رسيده كه جز خدا را نپرستيم. «قُلْ إِنّما أُمِرْتُ أنْ أعْبُد‌الله و لا أُشْرِك بِهِ» «1» اى رسول من، به مردم بگو جز اين نيست كه من فرمان يافته‌ام خدا را بندگى كنم و به او شرك نورزم. «إِنّما أُمِرْتُ أنْ أعْبُد ربّ هذِهِ الْبلْدةِ الّذِي حرّمها و لهُ كُلُّ شيْ‌ءٍ و أُمِرْتُ أنْ أكُون مِن الْمُسْلِمِين» «2»من فقط فرمان يافته‌ام كه پروردگار اين شهر را كه آن را بسيار محترم شمرده و همه‌چيز در سيطره مالكيت اوست بپرستم و امر شده‌ام از تسليم‌شدگان به حضرت او باشم. «قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أنْ أعْبُد‌الله مُخْلِصاً لهُ الدِّين» «3»بگو من مامورم كه خدا را درحالى كه ايمان و عبادت را براى او خالص مي‌نمايم بپرستم. «فوجدا عبْداً مِنْ عِبادِنا آتيْناهُ رحْمةً مِنْ عِنْدِنا» «4»پس موسى و همراهش بنده‌اى از بندگان ما را يافتند كه او را از نزد خود رحمتى عطا كرديم. «إِنّهُ مِنْ عِبادِنا الْمُومِنِين» «5» به يقين نوح از بندگان مومن ما بود. «إِنّا وجدْناهُ صابِراً نِعْم الْعبْدُ إِنّهُ أوّابٌ» «6» بي‌ترديد، ايوب را شكيبا يافتيم چه نيكو بنده‌اى! يقيناً بسيار رجوع‌كننده به سوى ما بود. «و اذْكُرْ عِبادنا إِبْراهِيم و إِسْحاق و يعْقُوب أُولِي الْأيْدِي و الْأبْصارِ» «7» و بندگان ما ابراهيم و اسحاق و يعقوب را به يادآر كه داراى قدرت و بصيرت بودند.«سُبْحان الّذِي أسْرى‌ بِعبْدِهِ ليْلًا مِن الْمسْجِدِ الْحرامِ. » «8»منزه و پاك است خدائى كه شبى بنده‌اش را از مسجدالحرام... تمام مسلمانان و مؤمنان در شبانه‌روز در تشهدهاى نمازهاى واجب و مستحب پيامبر بزرگوار اسلام را به عبوديت و بندگى مي‌ستايند: «و اشهد ان محمداً عبده: »و گواهى مي‌دهم كه محمد بنده خداست.

 

پی‌نوشت‌ها:

 (1) - رعد، آيه 36.

(2) - نمل، آيه 91.

(3) - زمر، آيه 11.

(4) - كهف، آيه 65.

(5)- صافات، آيه 81.

(6) - ص، آيه 44.

(7) - ص، آيه 45.

(8) - اسرا، آيه 1.

مقاله

نویسنده استاد حسین انصاریان
جمع آوری و تدوین رسول غفارپور

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

خنده بر ریشه‌های فرهنگ: نگاهی به کمدی‌های تلویزیونی

خنده، شوخ‌طبعی و طنز پردازی، از نظرگاه فلسفی، مقوله هایی هم گستره و دامنه هایی نزدیک به یکدیگر دارند. اگرچه تلاش فلاسفه و نظریه پردازان برای بیان و ارائه تعاریفی مرزبندی شده؛ به سرانجامی در خور رهنمون نشده است؛ اما ...
No image

نقد سریال‌های نوروزی؛ آنچه فراموش کرده‌ایم

آیا استراتژی مقابله با شبکه‌های ماهواره‌ای، لاجرم به افزایش تعداد شبکه‌های داخلی و تکثّر برنامه‌های همزمان می‌انجامد؟ آن هم در شرایطی ‌که در تأمین برنامه‌های مناسب و کیفی برای همان شبکه‌های قدیمی نیز با چالش‌های جدّی روبه‌رو هستیم. و آیا جذب مخاطب داخلی به سمت تولیدات رسانه ملّی به معنای استفاده از فاکتورهای جذّابیت برنامه‌های رقیب است؟
No image

«طنز» در مصاحبه با استاد منصور براهیمی

منصور براهيمي متولد سال 1335 در خاش و ليسانس ادبيات دراماتيك و نمايشنامه‌نويسي است. او علاوه بر كار در مقطع ابتدايي در زمينه تئاتر كودك و تدريس در دانشكده سينما تئاتر، از سال 1362عضو موسس گروه سينما تئاتر آيين (س.آيين) است كه از سال 1368 هر ساله نمايشي را بر صحنه برده است.
No image

ماجرای طنز و کمدی

طنز، هنری است که انسان در تلاش برای دگرگون ساختن جهان به‌دست می‌آورد و همیشه به‌شکل کنش و واکنش و در نتیجه نگاه وی به محیط و واقعیت (به‌طور خاص)نمود پیدا می‌کند.طنز راستین که از حوادث واقعی زندگی نشأت گرفته و مبتنی‌بر واقعیت‌های زندگی بوده..
No image

این همه خنده برای چیست؟

ارسطو در مقایسه تراژدی و کمدی به نگرش متفاوت این دو به انسان اشاره می‌کند و می‌گوید «این یکی (کمدی) مردم را فروتر از آنچه هستند نشان می‌دهد و آن یکی (تراژدی) برتر و بالاتر بنابراین می‌توان چنین نتیجه گرفت که در کمدی تماشاگران همواره در موقعیتی فراتر از برتر از اشخاص نمایش قرار می‌گیرند و بالعکس...
Powered by TayaCMS