دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فعالیت های سیاسی آیت الله سید علی نقوی بجستانی

No image
فعالیت های سیاسی آیت الله سید علی نقوی بجستانی

فعّالیت هاى سیاسى و اجتماعى

از ویژگى هاى سیّد هادى بجستانى خراسانى، آگاهى کامل به مسائل سیاسى و اجتماعى زمان خود، غیرت دینى در برابر بیگانگان و دشمنان اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) و شیعیان آنان بود. او نسبت به سرنوشت مردم و ظلم حاکمان بر آنان حساس بود و در مواقع مختلف به امر به معروف و نهى از منکر موضع گیرى سیاسى و گاه به مبارزه روى مى آورد. او در بیان حقایق اجتماعى و سیاسى و افشاگرى نسبت به ستم ستمگران حاکم، از خود شجاعت فراوان نشان داد و در این راه متحمل زحمات بسیار شد.

زندان بغداد

سیّد هادى خراسانى در سال (1330 هـ .ق.) به خاطر جلوگیرى از حمله دشمنان به شیعیان و حوزه علمیه سامرا، از ناحیه حکومت عثمانى زندانى شد. خلاصه ماجرا چنین است:

در سال (1330 هـ .ق.) گرفتارى ها و مصیبت هاى بسیارى در سامرا دامنگیر مؤمنین شد، چه این که حکومت عثمانى عرصه را بر مردم شیعى عراق به ویژه مردم سامرا، بیش از پیش تنگ کرده بود و هر حرکتى را در نطفه خفه مى کرد. یکى از حوادث ناگوار در این سال این بود که عدّه اى از دشمنان اهل بیت(علیهم السلام)، که همیشه مترصد ضربه زدن به شیعیان بودند، از غفلت حاکمان وقت، سوء استفاده کرده و قصد حمله به مردم سامرا، به ویژه طلاّب علوم دینى و غارت اموال و اسارت خانواده هاى آنان را داشتند و مقدّمات تهاجم را در شهرهاى شمالى عراق فراهم کردند. شیعیان سامرا و گروهى از طلاّب که احساس خطر بیشترى مى کردند نزد آیت الله سیّد هادى خراسانى آمدند تا جریان را به اطّلاع آیت الله شیخ محمّدتقى شیرازى رسانده، از ایشان کسب تکلیف نماید. وى نیز پس از تحقیق لازم جریان امر را به اطّلاع آیت الله شیرازى رساند و با مشورت آیت الله شیرازى و گروهى از علماى سامرا تصمیم بر آن گرفته شد تا شیعیان عراق و نیز ایران را از تصمیم دشمنان و عواقب حمله آنان به شهر سامرا آگاه کنند.

آیت الله خراسانى نامه اى به سفارت ایران نوشت همان طور که آیت الله شیرازى نامه هاى بسیارى توسط علماى سامرا به سرتاسر عراق نوشت و جریان توطئه و عواقب آن را گوشزد کرد. خبر مقدّمات حمله به سامرا در همه جاى عراق پیچید و مردم آماده دفاع از سامرا شدند و از طرفى، گروهى از علما مأمور گفت و گو با نماینده والى بغداد، به نام «توفیق بک ترکى» شدند و از او خواستند تا جلوى فتنه را بگیرد ولى او مردى پلید و شیعه ستیز بود. وى از شکوائیه شیعیان سوء استفاده کرده، آن را حمل بر تعرض و شورش کرد و گفت: شما مى خواهید به شمال عراق (که سنّى نشین است) حمله کنید از این رو جریان را با آب و تاب فراوان به وسیله تلگراف به حاکم سامرا نوشت و جریان را عکس آنچه بود، جلوه داد. مسوؤلان امنیت سامرا بعد از دریافت تلگراف، با یک کارآگاه و چندین مأمور به منزل آیت الله شیرازى هجوم بردند و او را مورد بازجویى قرار دادند. بین آنان و آیت الله شیرازى بحث هاى زیادى صورت گرفت. آنان به جاى این که به خواست آیت الله شیرازى و مردم سامرا مبنى بر جلوگیرى از حمله به شهر توجّه کنند، آیت الله سیّد هادى خراسانى و سیّد محمّدجواد بلاغى و دو نفر دیگر از علماى سامرا را دستگیر و با صد نفر سرباز و یک فرمانده به نام «فاروق بک» در شب هفتم ماه رمضان (1330 هـ .ق.) به زندان سامرا و پس از آن به زندان بغداد بردند. مأموران به صورت اهانت آمیزى از آنان بازجویى به عمل آوردند ولى هیچ دلیلى بر ادّعاهاى خود نیافتند. سیّد هادى خراسانى و همراهان، بعد از دو هفته زندانى شدن در بیستم همان ماه آزاد و به سامرا بازگشتند. گرچه حاکمان محلى سامرا و بغداد از شکوائیه عالمان سوء استفاده کردند و موجبات مزاحمت آنان را فراهم آوردند ولى اقدام علما، که سیّد هادى خراسانى نقش مهمّى را در این راستا ایفا کرد موجب انصراف دشمنان از حمله به سامرا شد و جان و مال مردم محفوظ ماند.([29])

جهاد در راه خدا

جنگ جهانى اوّل در سال (1333 هـ .ق.) به وقوع پیوست و آتش جنگ بسیارى از کشورهاى جهان را فراگرفت و کشورهاى اروپایى مثل انگلستان، بر کشورهاى اسلامى تسلّط پیدا کردند. یکى از کشورهایى که مورد هدف استعمار انگلیس قرار گرفت، عراق بود. آنان از طریق بصره به بغداد رسیدند، که حدود 2 سال به طول انجامید. در این مدّت، به مردم عراق بسیار سخت گذشت. در این میان آیت الله سیّد هادى خراسانى علاوه بر تشویق مردم به جهاد دفاعى در برابر متجاوزان، خود نیز در صف مجاهدان بارها حضور یافت.([30]) او براى تقویت بنیه دفاعى مجاهدان و تأمین پشتیبانى به امر آیت الله شیرازى، به شهرهاى مختلف عراق و ایران سفر کرد و به جمع آورى امکانات مالى پرداخت. نامه هایى که آیت الله شیرازى خطاب به ایشان مبنى بر مسائل مذکور نوشته اند، در مجموعه اى، در کتابخانه خانوادگى آیت الله خراسانى موجود است.([31])

او از امضاکنندگان فتواى تاریخى شیخ محمّدتقى شیرازى مبنى بر عدم مشروعیت انتخاب غیر مسلمان به عنوان حاکم بر مسلمانان بود. انگلیسى ها وقتى بر عراق مسلط شدند، قصد داشتند فردى انگلیسى را بر مردم مسلمان عراق به عنوان حاکم مشخص کنند، مردم از این مسئله نگران شده و از آیت الله شیخ محمّدتقى شیرازى خواستند تا نظر خود را بیان کند. او فتوایى به این مضمون داد که:

«هیچ مسلمانى حقّ ندارد غیر مسلمان را براى حکومت بر مسلمانان انتخاب کند. علماى اعلام از جمله آیت الله سیّد هادى خراسانى فتوا را مهر و امضا کردند و از این طریق جلوى توطئه ذلّت بار استعمار انگلیس را گرفتند».([32])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

خنده بر ریشه‌های فرهنگ: نگاهی به کمدی‌های تلویزیونی

خنده، شوخ‌طبعی و طنز پردازی، از نظرگاه فلسفی، مقوله هایی هم گستره و دامنه هایی نزدیک به یکدیگر دارند. اگرچه تلاش فلاسفه و نظریه پردازان برای بیان و ارائه تعاریفی مرزبندی شده؛ به سرانجامی در خور رهنمون نشده است؛ اما ...
No image

نقد سریال‌های نوروزی؛ آنچه فراموش کرده‌ایم

آیا استراتژی مقابله با شبکه‌های ماهواره‌ای، لاجرم به افزایش تعداد شبکه‌های داخلی و تکثّر برنامه‌های همزمان می‌انجامد؟ آن هم در شرایطی ‌که در تأمین برنامه‌های مناسب و کیفی برای همان شبکه‌های قدیمی نیز با چالش‌های جدّی روبه‌رو هستیم. و آیا جذب مخاطب داخلی به سمت تولیدات رسانه ملّی به معنای استفاده از فاکتورهای جذّابیت برنامه‌های رقیب است؟
No image

«طنز» در مصاحبه با استاد منصور براهیمی

منصور براهيمي متولد سال 1335 در خاش و ليسانس ادبيات دراماتيك و نمايشنامه‌نويسي است. او علاوه بر كار در مقطع ابتدايي در زمينه تئاتر كودك و تدريس در دانشكده سينما تئاتر، از سال 1362عضو موسس گروه سينما تئاتر آيين (س.آيين) است كه از سال 1368 هر ساله نمايشي را بر صحنه برده است.
No image

ماجرای طنز و کمدی

طنز، هنری است که انسان در تلاش برای دگرگون ساختن جهان به‌دست می‌آورد و همیشه به‌شکل کنش و واکنش و در نتیجه نگاه وی به محیط و واقعیت (به‌طور خاص)نمود پیدا می‌کند.طنز راستین که از حوادث واقعی زندگی نشأت گرفته و مبتنی‌بر واقعیت‌های زندگی بوده..
No image

این همه خنده برای چیست؟

ارسطو در مقایسه تراژدی و کمدی به نگرش متفاوت این دو به انسان اشاره می‌کند و می‌گوید «این یکی (کمدی) مردم را فروتر از آنچه هستند نشان می‌دهد و آن یکی (تراژدی) برتر و بالاتر بنابراین می‌توان چنین نتیجه گرفت که در کمدی تماشاگران همواره در موقعیتی فراتر از برتر از اشخاص نمایش قرار می‌گیرند و بالعکس...
Powered by TayaCMS