دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فعالیت های سیاسی آیت الله محمد باقر اصطهباناتی

No image
فعالیت های سیاسی آیت الله محمد باقر اصطهباناتی

مبارزات سیاسى

مرحوم اصطهباناتى بعد از مراجعت به شیراز، از نزدیک شاهد ظلم و جور حکام ازجمله شعاع السلطنه (فرزند شاه) و قوام الملک (حاکم شیراز) و دیگر دست نشاندگان آنان بود. او مى دید که چگونه عمّال حکومت براحتى اموال مردم را مصادره مى کنند و تظلم خواهى آنان مورد بى توجهى حکومت مرکزى قرار مى گیرد. از این رو شجاعانه و با اقتدار مبارزه کرد و در سخنرانیهاى پرشور چهره پلید ظالمان را افشا نمود و مردم را به قیام علیه آنان فرا مى خواند. از اقدامات شجاعانه او شکوائیه اى است که علیه صاحب دیوان، حاکم فارس، قوام الملک به تهران فرستاد. وقتى عین شکایت، بدون هیچ رسیدگى، براى صاحب دیوان باز فرستاده شد، وى مجلسى تشکیل داد تا محمدباقر را در حضور دیگران مؤاخذه کند. محمدباقر با شهامت گفت: «هرچه در شما بود، نوشته ام.» و در جواب بعضى از اطرافیان که شیخ را به عذرخواهى و بوسیدن دست حاکم ترغیب مى کردند، گفت: «بوسیدن دست این ظالم، توهین به دین است.» حاکم هم که به شدت عصبانى شده بود، دستور زندانى کردن او را صادر کرد.

[13]

دعوت به اتحاد

بینش سیاسى مرحوم اصطهباناتى او را بر آن داشت تا در هر مرحله از مبارزات، مؤثرترین اقدام را عملى سازد، لذا در اوج مبارزات سیاسى مردم ایران، هنگامى که استعمار انگلیس و عمال داخلى اش قصد داشتند با ایجاد اختلاف در حرکت انقلابى مردم، انقلاب مشروطه را نتیجه کینه هاى داخلى و شخصى قلمداد کنند، آیت الله اصطهباناتى، نامه اى به سامرا براى «میرزاى شیرازى» نوشت که باید آن را «نامه ى اتحاد اسلام» نامید. وى در آن نامه علماى اسلام را به وحدت براى اجراى دو فریضه امر به معروف و نهى از منکر و اجراى حدود اسلامى فراخواند. در فرازى از این نامه آمده است:

«...ما علماى روحانى اسلام، باید آنچه را که خوانده ایم به مرحله اجرا در آوریم تا از زحمات خود نتیجه بگیریم، مانند پیشوایان بزرگ خود شمشیر به کمر بسته و در راه خدا و اجراى اوامر او مجاهده نماییم.»

آیت الله شیرازى، ضمن موافقت با نامه مرحوم اصطهباناتى در جواب نامه نوشت:

«من مدت زمانى است در این فکر مى باشم که اگر بخواهیم وظیفه شرعى خود را حقاً، ادا نماییم باید از الفاظ گذشته، پا به دایره عمل بگذاریم و از شما خواهش مى کنم در اول دقیقه ممکن این بارقه اسلامى رابرپا نموده، رضاى خدا و فرستادگان او را فراهم سازید.»

[14]

تشکیل انجمن اسلامى

آیت الله اصطهباناتى، جهت نظم و انسجام بخشیدن به مبارزات مردم در اسفند 1285 هـ .ش.، اقدام به تشکیل انجمن اسلامى کرد. این انجمن با انگیزه تقویت مشروطیت و با شعار «پاینده باد آزادى» به رهبرى شیخ تأسیس شد. جلسات انجمن با حضور علما و بزرگانى چون «آیت الله محلاتى» برگزار مى شد. در فصل دوم اساسنامه، هدف از تشکیل انجمن چنین بیان شده بود: «اجراى مشروطه، حفظ بیضه اسلام، رفاه مسلمانان، اجراى قوانین دولت علیّه که به تصویب دارالشوراى کبرى ایران و شاه رسیده باشد، رواج مدارس، کمک به بنیه اقتصاد مردم و...» در فصل سوم آیت الله اصطهباناتى و یکى دیگر از روحانیون شیراز به عنوان رؤساى دایمى انجمن انتخاب شده بودند. رضا حکمت (سردار حکمت) از فعالان سیاسى آن دوران درباره نقش و جایگاه انجمن مى نویسد:

«این انجمن کم کم به صورت یک مرکز تجمع مشروطه طلبى و آزادى خواهى درآمد و به خدماتى در جهت تقویت مشروطیت و تنویر افکار مردم و روشن کردن آنان به مسایل و جریانات روز و تقویت بنیان مشروطیت پرداخت.»[15]

همچنین انجمن نقش فعالى در هماهنگى مبارزات و انعکاس و انتشار وقایع داشت، طورى که نگاهى کوتاه به روزنامه هاى دوران مشروطیت، نشان مى دهد کمتر جریانى هست که این انجمن در آن اعلام موضع نکرده باشد. وزارت امور خارجه انگلیس در گزارش محرمانه خود مى نویسد:

«طلاب و تجار و بسیار طبقات مردم به عده پانصد نفر متحد شده، انجمنى موسوم به انجمن اسلام منعقد ساخته و قسم یاد کرده اند که در حفظ مجلس شورا و اساس مشروطیت از فداکارى جان دریغ ننمایند.»[16]

سخنرانیهاى پرشور

مؤثرترین فعالیتهاى سیاسى مرحوم محمدباقر اصطهباناتى، سخنرانیهاى پرشور و مهیجى است که بنیان حکومت ظلم و ستم را به شدت لرزاند و در آگاهى عموم بسیار مؤثر بود. مردم مسلمان روحانى شجاع و بى باک را ملاحظه مى کردند که دلسوزانه از علل عقب ماندگى ممالک اسلامى و ظلم و جنایت حکام سخن مى گوید و تسلط بیگانگان، عدم اجراى احکام اسلامى و نداشتن قانون و شورا را علل اصلى ذلت آنان مى داند و از اینکه ملتش گرفتار چنگال روس و انگلیس شده اند، زجر مى کشد. وى در این سخنرانیها، از جمله سخنرانى دهه آخر ماه صفر 1286هـ .ش.، شجاعانه از مبانى مشروطه مشروعه و آزادى خواهى مردم دفاع کرد و مخالفت با مشروطه را مایه بدبختى مسلمانان دانست در فرازى از این سخنرانى آمده است:

«از امروز تا یوم القیامه هرگونه بدبختى و نکبت و هتک حرمت و معصیت به مسلمین برسد و مرتکب شوند، هر آینه به گردن کسى وارد است که یداً، لساناً، قلماً، قدماً، شرفاً و نفساً با اساس مشروعه دار الشورى و مشروطه همراه نباشد...»[17]

تحصن در تلگراف خانه

مخالفان مشروطه در فارس (طرفداران قوام الملک)، همیشه تلگراف خانه را در دست داشتند و مانع مى شدند که فریاد اعتراض مردم به گوش شاه و حکومت مرکزى برسد. همچنین از رسیدن اخبار صحیح و مبارزات مشروطه خواهى تهران و شهرهاى دیگر، جلوگیرى مى کردند. در اردیبهشت 1286هـ .ش. به پیشنهاد آیت الله اصطهباناتى، اعضاى انجمن اسلامى و مشروطه خواهان فارس در تلگراف خانه تحصن و خواسته هاى به حق خود را به تهران مخابره کردند. حضور آیت الله اصطهباناتى به اقرار گزارش هاى محرمانه وزارت خارجه انگلیس، هیجان خاصى به مبارزات سیاسى مردم بخشید و تلاش گسترده او براى انعکاس خواسته هاى مردم، موجب شد خبر این حادثه به تهران و دیگر شهرها برسد و انجمن فارس (انجمن فارس هاى مقیم مرکز که براى پیشرفت مشروطیت در تهران تشکیل شده بود) و آزادى خواهان تهران در جلوى عمارت بهارستان تجمع کنند و با مقاصد انجمن اسلامى هم آواز شوند. از دیگر آثار این اقدام سیاسى عملى شدن درخواست مشروطه خواهان مبنى بر عزل قوام السلطنه یکى از مخالفان بنام مشروطه، بود. با عزل وى، مردم به پیشنهاد محمدباقر، آیت الله سید عبدالحسین لارى را به شیراز دعوت کردند. با استقبال گرم از او، امید طرفداران قوام به برگشت وى به ناامیدى تبدیل شد. با ورود سید لارى و همراهى آیت الله اصطهباناتى، سنگر نماز جمعه جایگاهى براى انجام مبارزات سیاسى تشکیل شد. به همین علت پسران و مریدان قوام به شدت با برپایى نماز جمعه مخالفت مى کردند و همین امر موجب درگیریهایى بین آنان شد و سرانجام به تجمع بزرگ مشروطه خواهان در شاهچراغ انجامید.[18]

تحصن در شاه چراغ

دلیل اصلى این تحصن مخالفت پسران قوام با برپایى نماز جمعه بود. علت دیگرش هم اعتراض به بازگشت علاءالدوله بود که شایعه بازگشتش در شیراز پخش شده بود. ازسوى دیگر این تحصن زمینه را مساعد کرد تا رهبران مبارزه در تلگرافهاى مشترک افکار و اندیشه هاى خود را مطرح کنند و به حکومت مرکزى تفهیم نمایند که تا اسلام و احکام اسلامى اجرا نشود و ظالمان باقى باشند، مبارزه ادامه دارد.

اجراى حدود اسلام

سیره امامان معصوم(علیهم السلام) و علمان ربانى که به حقیقت وارث آنان مى باشد، نشان مى دهد آنان هیچ گاه به دنبال جاه و مقام نبودند و اگر تلاشى براى تغییر حکومتها داشته اند، براى برپایى و اجراى حدود خداوند بوده است. آیت الله شیخ محمدباقر اصطهباناتى هم ازجمله همین عالمان بود. وى، شجاعانه فتوا به حرمت کشیدن تریاک داد و از قمار و مسکرات جلوگیرى و مرتکبین و فاسدین را براى اجراى حد و تعزیر شرعى جلب کرد. به دستور ایشان فاحشه خانه ها بسته و شیشه هاى شراب و جعبه هاى قمار شکسته شد.[

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

خنده بر ریشه‌های فرهنگ: نگاهی به کمدی‌های تلویزیونی

خنده، شوخ‌طبعی و طنز پردازی، از نظرگاه فلسفی، مقوله هایی هم گستره و دامنه هایی نزدیک به یکدیگر دارند. اگرچه تلاش فلاسفه و نظریه پردازان برای بیان و ارائه تعاریفی مرزبندی شده؛ به سرانجامی در خور رهنمون نشده است؛ اما ...
No image

نقد سریال‌های نوروزی؛ آنچه فراموش کرده‌ایم

آیا استراتژی مقابله با شبکه‌های ماهواره‌ای، لاجرم به افزایش تعداد شبکه‌های داخلی و تکثّر برنامه‌های همزمان می‌انجامد؟ آن هم در شرایطی ‌که در تأمین برنامه‌های مناسب و کیفی برای همان شبکه‌های قدیمی نیز با چالش‌های جدّی روبه‌رو هستیم. و آیا جذب مخاطب داخلی به سمت تولیدات رسانه ملّی به معنای استفاده از فاکتورهای جذّابیت برنامه‌های رقیب است؟
No image

«طنز» در مصاحبه با استاد منصور براهیمی

منصور براهيمي متولد سال 1335 در خاش و ليسانس ادبيات دراماتيك و نمايشنامه‌نويسي است. او علاوه بر كار در مقطع ابتدايي در زمينه تئاتر كودك و تدريس در دانشكده سينما تئاتر، از سال 1362عضو موسس گروه سينما تئاتر آيين (س.آيين) است كه از سال 1368 هر ساله نمايشي را بر صحنه برده است.
No image

ماجرای طنز و کمدی

طنز، هنری است که انسان در تلاش برای دگرگون ساختن جهان به‌دست می‌آورد و همیشه به‌شکل کنش و واکنش و در نتیجه نگاه وی به محیط و واقعیت (به‌طور خاص)نمود پیدا می‌کند.طنز راستین که از حوادث واقعی زندگی نشأت گرفته و مبتنی‌بر واقعیت‌های زندگی بوده..
No image

این همه خنده برای چیست؟

ارسطو در مقایسه تراژدی و کمدی به نگرش متفاوت این دو به انسان اشاره می‌کند و می‌گوید «این یکی (کمدی) مردم را فروتر از آنچه هستند نشان می‌دهد و آن یکی (تراژدی) برتر و بالاتر بنابراین می‌توان چنین نتیجه گرفت که در کمدی تماشاگران همواره در موقعیتی فراتر از برتر از اشخاص نمایش قرار می‌گیرند و بالعکس...
Powered by TayaCMS