دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فیلسوفی که سه سال خادمی کرد

No image
فیلسوفی که سه سال خادمی کرد

قدس آنلاین- سرویس فرهنگی: ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) دانشمند علوم اسلامی حکیم، فیلسوف معروف ، شاعر ایرانی و عارف شیعی است که در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد.

حاج ملا هادی سبزواری که بعد از ملاصدرا مشهورترین حکمای الهی سه چهار قرن اخیر است، در سال 1212 ق در شهر سبزوار و در خانه حاج میرزا مهدی - یكی از انسانهای وارسته و مومن سبزوار - كودكی پا به عرصه وجود گذاشت و هادی نام گرفت . او هشت سال داشت كه به جمع محصلان علوم مقدماتی پیوست و در اوان نوجوانی ادبیات عرب (صرف و نحو) را فرا گرفت و دیری نگذشت كه به جلسات درسهای بالاتر راه یافت . وی هر چند در ده سالگی پدرش را از دست داد توانست به كمك یكی از اقوام خویش راههای سخت آینده را هموار سازد. پسر عمه اش حاج ملا حسین سبزواری كه خود اهل فضیلت و دانش بود در ادامه تحصیل وی را یاری كرد و باكمك او راهی حوزه علمیه مشهد شد و ده سال در كنار بارگاه امام رضا علیه السلام به تحصیل پرداخت .

اساتید

حاج ملا حسین سبزواری یکی از اساتید حكیم سبزواری است . حکیم درباره او پس از بر شمردن عظمتش می گوید: «مرا از سبزوار به مشهد مقدس حركت داد و آن جناب انزوا و تقلیل غذا و عفاف و اجتناب از محرمات و مكروهات و مواظبت بر فرایض و نوافل را مراقب بود و داعی را هم در اینها چون در یك حجره بودیم سهم و مشاركت داشت و كینونت ما بدین سیاق طولی نكشید و سنواتی ریاضات و تسلیمیتی داشتم و آن مرحوم استاد ما بود در علوم عربیه و فقهیه و اصولیه ولی با آنكه خود كلام حكمت دیده بود و شوق و استعداد هم در ما می دید نمی گفت مگر منطق و قلیلی از ریاضی پس عشره كامله را با آن مرحوم در جوار معصوم به سر بردم ...»

بهت ناصر الدین شاه از زندگی حکیم

ناصرالدین شاه قاجار در سفر به خراسان، در بدو ورود به هر شهر، مورد استقبال عموم طبقات مردم قرار می گرفت. در شهر سبزوار نیز همه به استقبال او رفتند، مگر حکیم ملاّهادی سبزواری. شاه که از آن همه کرنش ها و تملق ها خسته شده بود، تصمیم گرفت خودش به دیدن حکیم بشتابد. وقتی شاه به خانه حکیم وارد شد، ظهر بود و هنگام صرف غذا. شاه رو به حکیم کرده و گفت: میل دارم امروز از همان غذای هر روز شما بخورم، دستور بفرمایید ناهارتان را بیاورند. حکیم بدون آن که از جا حرکت کند، صدا زد: غذای مرا بیاورید. چند قرص نان، یک ظرف دوغ و مقداری نمک را در ظرفی چوبین در برابر شاه و حیکم گذاشتند. حکیم رو به شاه کرد و گفت: بخور که نانِ حلال است؛ زراعت آن دست رنج خودم است. شاه لقمه ای خورد و وقتی دید به چنین غذایی عادت ندارد، از حکیم اجازه خواست که مقداری از نان ها را از باب تبرک همراه خود ببرد. پس از چند لحظه، شاه با دنیایی از بهت و حیرتْ خانه حکیم را ترک کرد.

ساده زیستی حکیم

وقتی ناصرالدین شاه قاجار در راه سفر به مشهد مقدس و در سبزوار به خانه حاج ملاّهادی سبزواری وارد می شود، مشاهده می کند که در اتاق او، جز یک قطعه نَمَد، که بر زمین گسترده شده و سفره غذا را روی آن انداخته اند، چیزی دیده نمی شود. بعد از قدری صحبت متوجه می شود که فرش دو اتقا دیگر آن خانه نیز از نَمَد است. ناصرالدین شاه با تعجب از حاجی می پرسد: چرا زندگی اش این قدر محقّر است؟ و پاسخ می شنود: این سه قطعه نمد را هم که کف اتاق انداخته ام، باید در جهان بگذارم و بروم. این نمدها در دنیا می ماند و من رفتنی خواهم بود. ناصرالدین شاه می گوید: در این سن که شما هستید، نباید غذای شما این چنین باشد. ملاّهادی می گوید: کسانی هستند که مستحق می باشند و من به آن ها کمک می کنم. به همین جهت به خود من بیش از این نمی رسد.

خادمی مدرسه

گفته اند که حکیم سزواری، در راه بازگشت از سفر حج، در شهر کرمان اقامت گُزید و به قصد تهذیب نفس، گم نامانه در مدرسه ای به شغل خادمی مشغول شد. او به مدت سه سال به طلابی که در آن مدرسه درس می خواندند، خدمت کرد. حکیم پس از آن که به سبزوار بازگشت و محفل درسی تشکیل داد، بسیاری از همان طلابی که در کرمان تحصیل می کردند، به سبزوار آمدند و با کمال شگفتی ملاحظه کردند که همان مشهدی هادی ـ که خادم مدرسه آن ها بود ـ چه حکیم نام آوری بوده است و آن ها در این چند سال از آن بی خبر بودند.

وفات حكیم

حكیم سبزواری پس از هفتاد و چند سال طلوع بر عالم اندیشه در عصر روز بیست و هشتم ذی الحجه سال 1289 ق ، دار فانی را وداع گفت و جامعه مسلمانان و حوزه های علمی را در ماتم فرو برد. پیكر پاك و مطهر آن عالم فرزانه با شركت اقشار مختلف مردم سبزوار و در حالی كه دوستان و شاگردان آن بزرگوار از شدت حزن و اندوه اشك می ریختند تشییع شد و در بیرون دروازه سبزوار به نام دروازه نیشابور (1140)(معروف به فلكه زند) دفن گردید.

مرحوم میرزا یوسف فرزند میرزا حسن مستوفی الممالك وزیر اعظم ایران در سال 1300 ق آرامگاهی در آنجا احداث نمود. این آرامگاه كه در مساحت حدود 110 و عرض 50 قدم ساخته شد در اطراف صحن آن حجره های متعددی برای سكونت زوار ساخته بودند كه اكنون هم با همان بقعه و صحن با كیفیت سابق موجود است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

خنده بر ریشه‌های فرهنگ: نگاهی به کمدی‌های تلویزیونی

خنده، شوخ‌طبعی و طنز پردازی، از نظرگاه فلسفی، مقوله هایی هم گستره و دامنه هایی نزدیک به یکدیگر دارند. اگرچه تلاش فلاسفه و نظریه پردازان برای بیان و ارائه تعاریفی مرزبندی شده؛ به سرانجامی در خور رهنمون نشده است؛ اما ...
No image

نقد سریال‌های نوروزی؛ آنچه فراموش کرده‌ایم

آیا استراتژی مقابله با شبکه‌های ماهواره‌ای، لاجرم به افزایش تعداد شبکه‌های داخلی و تکثّر برنامه‌های همزمان می‌انجامد؟ آن هم در شرایطی ‌که در تأمین برنامه‌های مناسب و کیفی برای همان شبکه‌های قدیمی نیز با چالش‌های جدّی روبه‌رو هستیم. و آیا جذب مخاطب داخلی به سمت تولیدات رسانه ملّی به معنای استفاده از فاکتورهای جذّابیت برنامه‌های رقیب است؟
No image

«طنز» در مصاحبه با استاد منصور براهیمی

منصور براهيمي متولد سال 1335 در خاش و ليسانس ادبيات دراماتيك و نمايشنامه‌نويسي است. او علاوه بر كار در مقطع ابتدايي در زمينه تئاتر كودك و تدريس در دانشكده سينما تئاتر، از سال 1362عضو موسس گروه سينما تئاتر آيين (س.آيين) است كه از سال 1368 هر ساله نمايشي را بر صحنه برده است.
No image

ماجرای طنز و کمدی

طنز، هنری است که انسان در تلاش برای دگرگون ساختن جهان به‌دست می‌آورد و همیشه به‌شکل کنش و واکنش و در نتیجه نگاه وی به محیط و واقعیت (به‌طور خاص)نمود پیدا می‌کند.طنز راستین که از حوادث واقعی زندگی نشأت گرفته و مبتنی‌بر واقعیت‌های زندگی بوده..
No image

این همه خنده برای چیست؟

ارسطو در مقایسه تراژدی و کمدی به نگرش متفاوت این دو به انسان اشاره می‌کند و می‌گوید «این یکی (کمدی) مردم را فروتر از آنچه هستند نشان می‌دهد و آن یکی (تراژدی) برتر و بالاتر بنابراین می‌توان چنین نتیجه گرفت که در کمدی تماشاگران همواره در موقعیتی فراتر از برتر از اشخاص نمایش قرار می‌گیرند و بالعکس...
Powered by TayaCMS