دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قال علیٌّ (ع): « اَفْضَلُ الْاَدَبِ مابَدَأْتَ بِهِ نَفْسَکَ»

حضرت علی (ع) فرمود:‌«بهترین ادب آن است که آدمی نخست نفس خویش را تربیت کند». (غررالحکم، ج 2، حدیث 3115)
قال علیٌّ (ع): « اَفْضَلُ الْاَدَبِ مابَدَأْتَ بِهِ نَفْسَکَ»
قال علیٌّ (ع): « اَفْضَلُ الْاَدَبِ مابَدَأْتَ بِهِ نَفْسَکَ»

امـام عـلى علیه السلام بهترین ادب آن است که انسان در حد و مرز خود بماند و از اندازه خویش تجاوز نکند.

بهترین ادب آن است که تو را از نارواها باز دارد.

برگزیدن راستى و دورى از دروغ زیباترین خوى و برترین ادب است .

خویشتندارى به هنگام خواهش و ترس از بهترین ادبهاست .

تشویق به ادب کردن فرزند.

ـ امـام على علیه السلام به امام حسن علیه السلام دل نوجوان همچون زمین خالى است که هر چه در آن افـکـنـده شـود مـى پذیرد از این رو, من پیش از آن که دلت سخت و ذهنت مشغول شود به تربیت تو پرداختم .

ـ پیامبر خدا صلى اللّه علیه و آله فرزندان خود را گرامى بدارید و آنان را خوب تربیت کنید, (که به این ترتیب ) آمرزیده مى شوید.

ـ لـقـمـان علیه السلام به فرزندش : پسرم ! اگر در کودکى ادب آموزى در بزرگى از آن بهره مند شوى .

ـ پـیـامـبـر خـدا صلى اللّه علیه و آله هر که دخترى داشته باشد و او را خوب تربیت کند و بخوبى دانـشـش بیاموزد و از نعمتهایى که خداوند به او عطا فرموده به وفور بهره مندش سازد, آن دختر مانع و سپر پدر در برابر آتش دوزخ خواهد شد.

ـ امـام صـادق عـلیه السلام مؤمن آن قدر براى خانواده خود دانش و تربیت نیکو به ارث مى نهد تا همه آنها را وارد بهشت کند به طورى که کوچک و بزرگ و خدمتکار و همسایه را در بهشت مى یابد و بـنـده گناهکار پیوسته براى خانواده خود بد ادبى را به ارث مى نهد چندان که همه آنها را وارد دوزخ مى کند به طورى که کوچک و بزرگ و خدمتکار و همسایه را در آن جا مى بیند.

ـ چـون آیـه ((اى کـسانى که ایمان آورده اید! خود و خانواده خود را از آتش نگه دارید)) نازل شد, مردم گفتند: یا رسول اللّه ! چگونه خود و خانواده مان را حفظ کنیم ؟

فرمود: عمل خیر انجام دهید و آن رابه خانواده خود نیز یادآورى کنید و بر پایه فرمانبردارى از خدا پرورششان دهید.

ـ امام على علیه السلام ـ نیز در تفسیر همین آیه ـ : به خود و خانواده خود خوبى بیاموزید و آنان را تربیت کنید.

ـ امـام الرضا علیه السلام به کودک دستور بده که با دست خودش گر چه به اندازه تکه نانى یا یک مشت از چیزى صدقه بدهد, زیراهر چیزى که در راه خدا داده شود اگر با نیت پاک صورت گیرد هر چند کم باشد بسیار زیاد است .

چگونگى تربیت .

ـ پـیـامـبـر خدا صلى اللّه علیه و آله فرزندان خود را درهفت سالگى نماز بیاموزید و چون ده ساله شدند آنها را بر ترک نماز تنبیه کنید و بسترهایشان را از هم جدا سازید.

ـ کودکان خردسال خود را با زبانت نماز و طهارت بیاموز و چون ده ساله شدند آنها را بزن و از سه ضربه تجاوز نکن .

ـ امـام صـادق علیه السلام کودک را باید از سن پانزده تا شانزده سالگى براى روزه گرفتن تربیت کرد.

ـ امـام بـاقـر علیه السلام یا امام صادق علیه السلام هر گاه بچه وارد سه سالگى شد, هفت بار به او بگو:بگو: لا اله الا اللّه سپس او را به حال خود واگذار تا سه سال او تمام شود.

ـ امام صادق علیه السلام فرزند خود را تا شش سالگى آزاد بگذار, سپس شش سال او را علم و سواد بـیـاموز بعد از آن , هفت سال او را با خود داشته باش و آداب و تربیتهاى خودت را به او بیاموز اگر تربیت پذیر بود و اصلاح شد که شده و گرنه او را به حال خودواگذار.

ـ فـرزنـدت را تـا هفت سالگى بگذار بازى کند, بعد از آن هفت سال تربیتش کن و هفت سال او را همراه خود کن , اگر درست شدکه شده و گر نه خیرى در او نیست .

ـ پیامبر خدا صلى اللّه علیه و آله فرزند, هفت سال آقاست , هفت سال بنده و هفت سال وزیر اگر تا بیست و یک سالگى خوى وخصلتهایش را پسندیدى (که خوب ) و گرنه به حال خود رهایش کن , زیرا تو در پیشگاه خداوند متعال معذورى .

نکاتى که در تربیت باید رعایت شود.

ـ فردى مى گوید: نزد ابوالحسن موسى علیه السلام از فرزند خود شکایت کردم , آن حضرت فرمود: او را نزن بلکه براى مدتى کوتاه با او قهر کن .

ـ على بن اسباط نقل مى کند که پیامبر خداصلى اللّه علیه و آله از تادیب کردن در هنگام خشم نهى فرموده است .

ـ امام على علیه السلام در هنگام خشم نباید تادیب کرد.

ـ زیاد سرزنش نکن که سرزنش زیاد کینه مى آورد و به دشمنى مى انجامد, و کسى را سرزنش نما که امید دارى از بدى خودبرگردد.

ـ بـردگان را نیکو تربیت کن و کمتر خشم گیر و بى جهت کسى را زیاد سرزنش نکن و اگر یکى از ایـشـان بـه خـاطر ارتکاب گناهى سزاوار سرزنش شد, پس به نیکى ملامت کن چرا که ملامت همراه با گذشت براى کسى که عاقل باشد سخت تر از زدن است .

ـ در عـهـدنامه اش به مالک اشتر ـ : نباید نیکوکار و بدکردار در چشم تو یکسان باشند, که این امر رغـبـت نـیکوکار را در نیکى کم کندو بدکردار را به بدى وادارد, بنابر این با هر یک چنان باش که شایسته آن است .

ـ اصلاح کردن نیکان با گرامیداشتن آنهاست و اصلاح کردن بدکاران با تادیب آنان .

ـ خردمند به ادب پند گیرد و ستوران جز با زدن به راه در نیایند.

ـ کنایه زدن به خردمند سرزنشى دردآور براى اوست .

ـ کیفر خردمندان کنایه زدن است و کیفر نادانان آشکارا گفتن .

ـ کنایه زدن به خردمند سخت ترین سرزنش براى اوست .

ـ با پاداش دادن به نیکوکار, بدکار را از بدکردارى بازدار.

ـ برادرت را با نیکى کردن به او سرزنش کن و بدیش را با بخشش به او پاسخ ده .

ـ بـدکـار را (یا کسى را که به تو بدى کرده است ) با کردار نیکت درست گردان و با گفتار نیکو و زیبایت او را به خیر و خوبى راهنمایى کن .

تربیت پیامبر به وسیله خداوند.

ـ امام صادق علیه السلام خداى بزرگ پیامبر خودرا تربیت کرد و نیکو تربیت کرد و چون ادب را در او به کمال رساند فرمود: ((همانا تو داراى خلقى عظیم هستى )) آنگاه کار دین وامت را به او سپرد تا بندگانش را اداره کند.

ـ خداوند پیامبر خود را تربیت کرد و چون او را , چنان که مى خواست , بار آورد به وى فرمود: ((به خوبى فرمان ده و از نادانان روى گردان )) وقتى پیامبر خدا صلى اللّه علیه و آله این کار را براى او انجام داد, خداوند وى را ستود و فرمود: ((همانا تو داراى خلقى عظیم هستى )).

ـ قاسم بن محمد: خداوند پیامبر خودرا نیکو تربیت کرد و آن گاه فرمود:((به نیکى فرمان ده و از جـاهـلان اعـراض کـن )) چـون چـنین کرد خداوند آیه ((هماناتو داراى خلقى عظیم هستى )) را فروفرستاد.

ـ امـام صـادق عـلـیه السلام خداى عزوجل پیامبرش را بر شالوده محبت به خود پروراند و فرمود: ((همانا تو داراى خلقى عظیم هستى )).

ـ پیامبر خدا صلى اللّه علیه و آله خداوند مرا تربیت کرد و نیکو تربیت کرد.

ـ من پرورده خدایم و على پرورده من .

ـ امـام على علیه السلام پیامبر خدا صلى اللّه علیه و آله را خداوند تربیت کرد و او مرا و من مؤمنان را تربیت مى کنم و براى بزرگواران ادب به ارث مى گذارم .

مؤدب شدن به آداب خدایى .

ـ امام على علیه السلام هر که به آداب خداوندبزرگ مؤدب شود او را به رستگارى جاوید رساند.

ـ فقه الرضا علیه السلام چون آیه ((اگر بعضى از مردان و زنانشان را به چیزى بهره ور ساخته ایم تو بدان چشم مدوز)) نازل گشت ,پیامبر صلى اللّه علیه و آله جارچى را فرمود که جار زند: هر که به آداب خداوند آراسته نشود با حسرت دستش از دنیا کوتاه شود.

ـ امام على علیه السلام خداى تعالى بندگان مؤمن و عارف خود را نیکو تربیت فرمود و سپس چه خوب فرمود : ((آن چنان عفیف و پاکدامنند که هر کس حال ایشان نداندپندارد که از توانگرانند)).

ـ هر که مطابق ادب و تربیت خداوند اصلاح نشود طبق ادب خویش (نیز) درست نگردد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

خنده بر ریشه‌های فرهنگ: نگاهی به کمدی‌های تلویزیونی

خنده، شوخ‌طبعی و طنز پردازی، از نظرگاه فلسفی، مقوله هایی هم گستره و دامنه هایی نزدیک به یکدیگر دارند. اگرچه تلاش فلاسفه و نظریه پردازان برای بیان و ارائه تعاریفی مرزبندی شده؛ به سرانجامی در خور رهنمون نشده است؛ اما ...
No image

نقد سریال‌های نوروزی؛ آنچه فراموش کرده‌ایم

آیا استراتژی مقابله با شبکه‌های ماهواره‌ای، لاجرم به افزایش تعداد شبکه‌های داخلی و تکثّر برنامه‌های همزمان می‌انجامد؟ آن هم در شرایطی ‌که در تأمین برنامه‌های مناسب و کیفی برای همان شبکه‌های قدیمی نیز با چالش‌های جدّی روبه‌رو هستیم. و آیا جذب مخاطب داخلی به سمت تولیدات رسانه ملّی به معنای استفاده از فاکتورهای جذّابیت برنامه‌های رقیب است؟
No image

«طنز» در مصاحبه با استاد منصور براهیمی

منصور براهيمي متولد سال 1335 در خاش و ليسانس ادبيات دراماتيك و نمايشنامه‌نويسي است. او علاوه بر كار در مقطع ابتدايي در زمينه تئاتر كودك و تدريس در دانشكده سينما تئاتر، از سال 1362عضو موسس گروه سينما تئاتر آيين (س.آيين) است كه از سال 1368 هر ساله نمايشي را بر صحنه برده است.
No image

ماجرای طنز و کمدی

طنز، هنری است که انسان در تلاش برای دگرگون ساختن جهان به‌دست می‌آورد و همیشه به‌شکل کنش و واکنش و در نتیجه نگاه وی به محیط و واقعیت (به‌طور خاص)نمود پیدا می‌کند.طنز راستین که از حوادث واقعی زندگی نشأت گرفته و مبتنی‌بر واقعیت‌های زندگی بوده..
No image

این همه خنده برای چیست؟

ارسطو در مقایسه تراژدی و کمدی به نگرش متفاوت این دو به انسان اشاره می‌کند و می‌گوید «این یکی (کمدی) مردم را فروتر از آنچه هستند نشان می‌دهد و آن یکی (تراژدی) برتر و بالاتر بنابراین می‌توان چنین نتیجه گرفت که در کمدی تماشاگران همواره در موقعیتی فراتر از برتر از اشخاص نمایش قرار می‌گیرند و بالعکس...
Powered by TayaCMS