دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نهادسازی‌های فروغی

No image
نهادسازی‌های فروغی

مردی که به ‌دنبال مدرنیته بود

روزنامه دنیای اقتصاد

تاریخ: 26/6/1396

محمدعلی فروغی نماینده برجسته نسل دوم روشنفکری ایران است. بهتر است بگوییم وصله روشنفکری بر ساختارهای مندرس و پاره‌پاره سیاسی ایران. فروغی پدر(محمدحسین)، فروغی پسر (محمدعلی) و فروغی برادر (ابوالحسن) نمونه‌ای از خاندان ایرانی بودند که قرار شد کسری طبقاتی جامعه ما را جبران کنند و چه دشوار. جامعه ایران آن‌طور که در جوامع کلاسیک اروپایی می‌بینیم، جامعه‌ای طبقاتی نیست، طبقات مستقل اقتصادی چندانی در آن تکوین نیافته است و گاهی خاندان‌هایی بوده‌اند که به‌ جای طبقه، در تحولات کشور تأثیر گذاشته‌اند. تبار خاندانی فروغی به بازرگانان اصفهانی برمی‌گردد که ضمن کار تجاری، علایق فرهنگی، مطالعات و آثاری علمی نیز داشتند. نزدیک‌ترین جدش آقا محمدمهدی ارباب تاجر اصفهانی بود که سال‌ها در هندوستان زیست، با علوم و پیشرفت‌های اروپایی آشنا شد و تألیفاتی داشت. در اصفهان فیزیک جدید را ترویج می‌داد و در عین حال شاهنامه فردوسی را. فروغی در ماه‌های آخر عمر خود زندگینامه خودنوشتی نگاشت که البته بسیار کوتاه و مجمل بود و هیچ تفصیلی نداشت. در آنجا از خاندان خود مطالبی آورده است (فروغی، ۱۳۸۷: 1 و 2).

کوشش فروغی در ساختن نهاد

فروغی در ایجاد نهاد برای ایران یا برای اصلاح وتوسعه نهادها کوشش‌هایی کرده است:

۱. نهاد دولت: ذکاء الملک دوم به این نتیجه رسید که: «ایران نه دولت دارد نه ملت» (فروغی،۱۳۸۷: ۱/ ۶۱-۷۹). با همین تحلیل بود که او روشنفکر دولت‌ساز (به معنای نسبتاً مدرن دولت) شد. هر چند نتوانست برای این دولت جدید در ایران، هنجارهایی پایدار نیز تولید و نهادمند کند.

۲. نهاد قانون: فروغی از اصحاب اصلی مدرسه سیاسی (پیرنیا و بقیه) بود. اینان در ساخته شدن مشروطیت و قانون اساسی و حقوق اساسی در ایران نقش داشتند؛ به گواهی آثار فروغی در نشریه تربیت و نیز ترجمه‌ها و تألیفاتش مثل «حقوق اساسی یعنی آداب مشروطیت دُول» در ۱۲۸۵ (فروغی، ۱۳۸۲). در مقاله حقوق در ایران می‌گوید: «کشوری که قانون نداشته باشد از نظر روابط دولت با مردم استبدادی است.» (فروغی ۱۳۸۷: ۱/ ۳۳۲) «قانون کشور همین که مطابق مقتضیات کشور نشد و رعایت و اجرای آن مشکل شد کم‌کم حرمت و اعتبارش سست می‌شود» (همان ۲/ ۳۳۵). «در اواخر سلطنت ناصرالدین شاه... جلوگیری از قانون‌خواهی و قانون‌طلبی هم کارش به ‌جایی رسید که بردن اسم قانون مشکل و خطرناک شد» (همان ۱/ ۳۳۶). «اگر کسی اسم قانون را می‌برد، گرفتار حبس،‌ تبعید و آزار می‌شد؛ لکن گواه در آستین باشد؛ چه همین پیشامد برای پدر خودم و جمعی از دوستان و همشهریان او واقع شد و آن داستان، دراز است... پدر من – که دست از طبیعت خود نمی‌توانست بردارد- اولین روزنامه غیردولتی را در همین شهر طهران تأسیس کرده و مندرجات آن را مشتمل بر مطالبی قرار داد که کم‌کم چشم و گوش مردم را به منافع و مصالح خودشان بازکرد.... یک روز پرسید: مقاله‌ای که امروز برای روزنامه نوشته‌ام خواندی؟ عرض کردم: بلی. پرسید: دانستی چه تمهید مقدمه‌ای می‌کنم؟ من در جواب تأمل کردم. فرمود: مقدمه می‌چینم برای اینکه به یک زبانی حالی کنم که کشور قانون لازم دارد. مقصودم این است که این حرف را به صراحت نمی‌توانست بزند و برای گفتن آن، لطایف‌الحیل باید به‌کار {می}برد..» (مجله یغما، شماره ۱۴۲،‌۱۳۳۹ ش، صص ۶۵ و ۶۶)

۳. نهاد آکادمیک: فروغی در توسعه نهاد آموزش‌عالی مدرن ایران سهیم شد، چه در جای استادی و مدیریت مدرسه سیاسی، بعد از پدر و چه در حمایت از برادرش در تأسیس دارالمعلمین. «مدرسه علوم سیاسی هم کار شعبه ادبی دبیرستان را می‌کرد و هم کار دانشکده را چون هنوز دبیرستان‌ها به‌ جایی نرسیده بودند که محصلان را برای تحصیلات عالی تهیه کنند... مشیرالدوله اخیراً علاوه بر ریاست آموزشگاه درس حقوق بین‌الملل هم می‌داد... بنده هم بعد از فوت یکی از معلمان چون سنم مقتضی شده بود به معلمی تاریخ برقرار شدم. پس از چندی... ریاست آموزشگاه را به پدرم دادند و من هم معاونتش می‌کردم و بعد از وفات او ریاست به بنده تعلق گرفت... اول کتابی هم که در علم ثروت به زبان فارسی نوشته شد، آن است که من برای دانش‌آموزان همین آموزشگاه از فرانسه ترجمه کردم... مدت تحصیل را زیاد کردم و از چهار سال به پنج سال رساندم و آن را دو دوره کردم. یک دوره مقدماتی و یک دوره موخراتی...مقصود از این ترتیب این بود که چون دبیرستان‌ها ترقی کنند... ما از سنوات دوره مقدماتی مستغنی شویم» (فروغی،۱۳۸۷: ۱، ۳۳۹-۳۴۲).

۴. نهاد ترجمه: دوره‌ای که در ایران هنوز نهادهای مستقل پژوهشی وجود نداشت، نخستین برنامه‌های پژوهشی و مطالعات تاریخی و ادبی را نخبگانی معدود عمدتاً در درون دولت به ‌راه می‌انداختند و نسل‌های نخست محققان ما فرصت می‌یافتند در چنین مکان‌های دولتی که نوعاً موقت و ناپایدار هم بودند کار کنند. نمونه‌اش «اداره انطباعات» اعتمادالسلطنه در دوره ناصری است که نسل‌های پیشرو محققان در آن به تصحیح متون یا تصنیف کتب دست می‌زدند مثل مرآه‌البلدان، تاریخ اشکانی و ساسانی، منتظم ناصری. فروغی پدر از جمله این محققان بود، فروغی پسر نیز از همین‌جا آغاز کرد. (واردی،۱۳۹۱: ۵۶). او که از کودکی به تحصیل و آموزش مدرن روی‌آورد، جزو اولین نسلی در ایران بود که زبان انگلیسی آموخت و این علاوه بر زبان خارجی مرسوم آن دوره یعنی زبان فرانسه بود. به دارالفنون رفت. ابتدا با تحصیل پزشکی آغاز کرد ولی بعد تغییر مسیر به ادبیات و فلسفه داد. به سبب مهارت‌های زبان بود که وارد دارالترجمه وزارت انطباعات شد و فعالیت‌ها و ابتکاراتی در آنجا از خود بر جای گذاشت (واردی،۱۳۹۱: ۶۲-۵۷).

۵. نهاد زبان فارسی: فروغی نقش مهمی داشت در تولید نهاد زبان و ادبیات فارسی و هویت تمدنی و فرهنگی ایران با تأسیس فرهنگستان به همراهی علی‌اصغر حکمت در سال ۱۳۱۴ و عهده‌داری ریاست آن. فروغی از این طریق سخت برای خلوص زبان فارسی کارکرد. همچنین او هزاره فردوسی (۱۳۱۳) را به راه انداخت و سرانجام به تصحیح متون ادبی مثل شاهنامه، سعدی، حافظ، خیام و... همت گماشت.

۶. نهادهای مدنی و مطبوعاتی مستقل: کوششی هم از سوی فروغی برای تولید نهادهای مدنی و مطبوعاتی مستقل می‌بینیم. چند نمونه عبارت بودند از: نخستین نشریه غیردولتی «تربیت» که در قبل از مشروطه تا سال پیروزی آن(۱۲۷۴ تا ۱۲۸۵) در کنار پدر برایش فعالیت کرد. محیط طباطبایی خاطره‌ای از فروغی نقل می‌کند که پدرش با سیدجمال نیز مراوده داشت و سید او را به راه‌اندازی روزنامه ملی و آزاد توصیه می‌کرد (طباطبایی،۱۳۶۷: ۵۳-۵۴). فروغی همچنین باشگاه فردوسی را در ۱۳۱۳ پدید آورد. سومین نمونه شرکت فرهنگ بود که در اوایل مشروطه او با اصحاب مدرسه سیاسی به ‌وجود آوردند. وقتی کار فروغی از سطح مدنی به منطقه سیاسی نزدیک می‌شود و کار او را در تولید نهادهای حزبی و سیاسی ردیابی می‌کنیم، با انواع نقاط ابهام روبه‌رو هستیم؛ عضویتش در جامعه آدمیت طی اوایل مشروطه و سپس پایه‌گذاری لژ فراماسونری که تشکیلاتی با درونمایه تجددخواهانه فرهنگی و اجتماعی و علمی و آموزشی و مشی لیبرالی و اومانیستی بود اما پر از زوایای تاریک و اسرارآلود سازمانی و خط و ربط برون مرزی.

بخشی از یک مقاله، نوشته مقصود فراست‌خواه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

خنده بر ریشه‌های فرهنگ: نگاهی به کمدی‌های تلویزیونی

خنده، شوخ‌طبعی و طنز پردازی، از نظرگاه فلسفی، مقوله هایی هم گستره و دامنه هایی نزدیک به یکدیگر دارند. اگرچه تلاش فلاسفه و نظریه پردازان برای بیان و ارائه تعاریفی مرزبندی شده؛ به سرانجامی در خور رهنمون نشده است؛ اما ...
No image

نقد سریال‌های نوروزی؛ آنچه فراموش کرده‌ایم

آیا استراتژی مقابله با شبکه‌های ماهواره‌ای، لاجرم به افزایش تعداد شبکه‌های داخلی و تکثّر برنامه‌های همزمان می‌انجامد؟ آن هم در شرایطی ‌که در تأمین برنامه‌های مناسب و کیفی برای همان شبکه‌های قدیمی نیز با چالش‌های جدّی روبه‌رو هستیم. و آیا جذب مخاطب داخلی به سمت تولیدات رسانه ملّی به معنای استفاده از فاکتورهای جذّابیت برنامه‌های رقیب است؟
No image

«طنز» در مصاحبه با استاد منصور براهیمی

منصور براهيمي متولد سال 1335 در خاش و ليسانس ادبيات دراماتيك و نمايشنامه‌نويسي است. او علاوه بر كار در مقطع ابتدايي در زمينه تئاتر كودك و تدريس در دانشكده سينما تئاتر، از سال 1362عضو موسس گروه سينما تئاتر آيين (س.آيين) است كه از سال 1368 هر ساله نمايشي را بر صحنه برده است.
No image

ماجرای طنز و کمدی

طنز، هنری است که انسان در تلاش برای دگرگون ساختن جهان به‌دست می‌آورد و همیشه به‌شکل کنش و واکنش و در نتیجه نگاه وی به محیط و واقعیت (به‌طور خاص)نمود پیدا می‌کند.طنز راستین که از حوادث واقعی زندگی نشأت گرفته و مبتنی‌بر واقعیت‌های زندگی بوده..
No image

این همه خنده برای چیست؟

ارسطو در مقایسه تراژدی و کمدی به نگرش متفاوت این دو به انسان اشاره می‌کند و می‌گوید «این یکی (کمدی) مردم را فروتر از آنچه هستند نشان می‌دهد و آن یکی (تراژدی) برتر و بالاتر بنابراین می‌توان چنین نتیجه گرفت که در کمدی تماشاگران همواره در موقعیتی فراتر از برتر از اشخاص نمایش قرار می‌گیرند و بالعکس...
Powered by TayaCMS