دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

وقتی الگوهای غربی توسعه رنگ می بازند

No image
وقتی الگوهای غربی توسعه رنگ می بازند

الگو، غرب

طهورا مهدوی

بسیاری از پژوهشگران و متخصصان در زمینه توسعه بر این باورند که دستیابی به پیشرفت و توسعه در یک کشور یک پدیده درون اجتماعی است. حتی در بحث نسخه‌های توسعه‌ای غرب نیز به وضوح این نکته آشکار می‌گردد که جوامع هر کدام به انحای مختلف باید به مبانی توسعه غرب دست یابند.

از این روست که می‌توان گفت حتی اگر ایران بخواهد الگوی توسعه غربی را نیز پیاده کند این الگو باید با توجه به مقتضیات خاص ایرانی و با یک شیوه داخلی اجرا شود. با این حال دلایلی وجود دارد که می توان بر اساس آنها اثبات کرد که ایران نه باید و نه می تواند برای پیشرفت خود از نسخه‌های غربی بهره گیرد.

به اذعان بسیاری از اندیشمندان الگوی توسعه غربی در ایران جواب نمی‌دهد چرا که فاکتور‌های متعددی در ساحت‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و حتی اقتصادی ایران وجود دارد که در نهایت منجر به شکست چنین طرح می شود. اسلام و اعتقاد به مبانی وحیانی جزء لاینفک جامعه ایرانی است که طی 14 قرن سینه به سینه بین مردم ایران منتقل شده است. شاید در برهه هایی از زمان اسلام نتوانسته است در جامعه تمام بروز کند اما همواره اعتقاد به چنین آیین در لایه‌های عمیق جان ایرانیان رسوخ داشته است. حال و در مقطع فعلی که مردم با مبارزه و اهدای خون هزاران نفر اسلام را در صدر جامعه نشانده‌اند نمی‌توان الگویی را در کشور پیاده کرد که در تناقض جدی با پیشفرض‌های دین اسلام قرار دارد. اساس الگوی توسعه‌ای غربی بر مبنای اومانیسم و عقل منقطع از وحی پدید آمده است در حالی که اسلام در تمام شئون یک جامعه رضای ذات احدیت را هدف و آرمان قرار می دهد . با چنین فرضی کاملا مشخص می‌شود که حتی مبانی توسعه غربی با یک الگوی داخلی نیز نمی‌تواند با موفقیت پیاده شود چرا که مردم با چنین الگویی مخالفت می‌کنند.

از سوی دیگر باید دانست که الگوی توسعه بر مبنای اومانیسم امروز به بن بست رسیده است. آنان که معتقدند ایران باید الگوی غربی توسعه را مد نظر قرار دهد از خود پرسیده‌اند که نهایت الگوی غربی چیست؟! آیا انتهای پیشرفت غربی وضعیت اروپای کنونی نیست؟ طی چند ساله اخیر مقالات متعددی از سوی اندیشمندان غربی مبنی بر به انتها رسیدن تمدن غرب منتشر شده است.

امروز غرب با بحران‌های جدی در بحث اقتصادی و اجتماعی رو به روست. از این رو دیگر ماهیت الگوی توسعه غربی کلا از هم پاشیده است چرا که این الگو تجربه خویش را با شکست پس داده است. امروز بحران اقتصادی که از بخش مسکن شروع شده است و در حال کشیده شدن به سایر بخش‌ها بویژه نظام مالی است. کاهش شدید ارزش دلار در برابر سایر ارزها بویژه یورو، افزایش تورم، افزایش نرخ بیکاری، افت شاخص سهام و کاهش شدید رشد اقتصادی از جمله مهمترین مشخصات بحران کنونی اقتصاد غربی هستند. آیا بحران اخیر اقتصادی نشانه‌ای از ضعف تئوری‌های توسعه غربی نیست؟

از سوی دیگر بحران‌های اجتماعی نیز در غرب به شدت افزایش یافته است به نحوی که بسیاری از جامعه شناسان غربی در خصوص از هم پاشیده شدن بنیان جوامع غربی به شدت هشدار داده اند. در حقیقت هم اکنون الگوهای غربی توسعه رنگ باخته‌اند و ناکارآمدی آنها در عرصه عمل به خوبی هویدا شده است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

خنده بر ریشه‌های فرهنگ: نگاهی به کمدی‌های تلویزیونی

خنده، شوخ‌طبعی و طنز پردازی، از نظرگاه فلسفی، مقوله هایی هم گستره و دامنه هایی نزدیک به یکدیگر دارند. اگرچه تلاش فلاسفه و نظریه پردازان برای بیان و ارائه تعاریفی مرزبندی شده؛ به سرانجامی در خور رهنمون نشده است؛ اما ...
No image

نقد سریال‌های نوروزی؛ آنچه فراموش کرده‌ایم

آیا استراتژی مقابله با شبکه‌های ماهواره‌ای، لاجرم به افزایش تعداد شبکه‌های داخلی و تکثّر برنامه‌های همزمان می‌انجامد؟ آن هم در شرایطی ‌که در تأمین برنامه‌های مناسب و کیفی برای همان شبکه‌های قدیمی نیز با چالش‌های جدّی روبه‌رو هستیم. و آیا جذب مخاطب داخلی به سمت تولیدات رسانه ملّی به معنای استفاده از فاکتورهای جذّابیت برنامه‌های رقیب است؟
No image

«طنز» در مصاحبه با استاد منصور براهیمی

منصور براهيمي متولد سال 1335 در خاش و ليسانس ادبيات دراماتيك و نمايشنامه‌نويسي است. او علاوه بر كار در مقطع ابتدايي در زمينه تئاتر كودك و تدريس در دانشكده سينما تئاتر، از سال 1362عضو موسس گروه سينما تئاتر آيين (س.آيين) است كه از سال 1368 هر ساله نمايشي را بر صحنه برده است.
No image

ماجرای طنز و کمدی

طنز، هنری است که انسان در تلاش برای دگرگون ساختن جهان به‌دست می‌آورد و همیشه به‌شکل کنش و واکنش و در نتیجه نگاه وی به محیط و واقعیت (به‌طور خاص)نمود پیدا می‌کند.طنز راستین که از حوادث واقعی زندگی نشأت گرفته و مبتنی‌بر واقعیت‌های زندگی بوده..
No image

این همه خنده برای چیست؟

ارسطو در مقایسه تراژدی و کمدی به نگرش متفاوت این دو به انسان اشاره می‌کند و می‌گوید «این یکی (کمدی) مردم را فروتر از آنچه هستند نشان می‌دهد و آن یکی (تراژدی) برتر و بالاتر بنابراین می‌توان چنین نتیجه گرفت که در کمدی تماشاگران همواره در موقعیتی فراتر از برتر از اشخاص نمایش قرار می‌گیرند و بالعکس...
Powered by TayaCMS