دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پزشک انگلیسی در منطقه ممنوعه سیاست

No image
پزشک انگلیسی در منطقه ممنوعه سیاست

روزنامه خراسان

چهارشنبه اول شهریور ماه 1396

دکتر ژوزف ریچارد دیکسون، فرزند جان دیکسون جراح، در 1820 در طرابلس به دنیا آمد. او در رشته پزشکی دانش آموخته شد و در سمت پزشک سفارت، با هیئت دیپلماتیک بریتانیا، در سال 1847م/ 1263هـ.ق، در زمان سلطنت محمدشاه قاجار، به ایران اعزام و جانشین دکتر چارلز ویلیام بل شد. پزشک محمدشاه در این زمان، دکتر ارنست کلوکه فرانسوی بود. یک سال از ورود دکتر دیکسون به ایران نگذشته بود که بیماری نقرس محمدشاه قاجار، که از مدت ها پیش باعث ضعف وی شده بود، شدت گرفت و حال شاه رو به وخامت گذاشت. کلنل فرانت، سفیر بریتانیا و پرنس دالگورکی، سفیر روسیه، در ملاقات با محمدشاه متوجه وخامت شرایط جسمی وی شدند. با مرگ محمدشاه و حضور عباس‌میرزا، فرزند وی، در تهران احتمال داده می‌شد که تحرکاتی برای بر تخت نشاندن وی انجام شود و چنین شایع شد که مهدعلیا، مادر ناصرالدین‌شاه، دستور کور کردن او را صادر کرده است؛ از همین‌رو، کلنل فرانت، سفیر بریتانیا، به خواست فرهادمیرزا معتمدالدوله، دکتر دیکسون را مأمور کرد که به قصر شاهی برود و عباس‌میرزا را تحت حمایت بریتانیا قرار دهد؛ فرصتی که شاید فقط نصیب پزشک دربار می‌شد. زمانی که میرزا آقاخان نوری برای بهبود مناسبات خود با سفیر بریتانیا وارد گفت‌وگو شد، یکی از شروط سفیر، پذیرش دکتر دیکسون در دربار، آن هم در کمال احترام و اعتماد بود؛ شرطی که با عزل میرزا آقاخان نوری عملی شد. صبح برکناری میرزا آقاخان، دکتر دیکسون از اولین کسانی بود که به دیدار ملک جهان خانم مهدعلیا، مادر ناصرالدین‌شاه، رفت. دیکسون اگرچه در آغاز رسماً طبابت شاه جوان را برعهده نداشت، اما در مواقع ضروری، او را معالجه می‌کرد. در سال 1265هـ.ق، ناصرالدین‌شاه به بیماری تیفوس مبتلا شد. دیکسون بعد از معالجه وی، نشان شیر و خورشید را به‌ دست آورد. در سال 1282، ناصرالدین‌شاه در سفر به مازندران، به بیماری مالاریا مبتلا شد و پس از بازگشت به تهران، دکتر دیکسون او را درمان کرد. از این پس بود که این پزشک بریتانیایی، در بیشتر سفرهای شاه، از ملازمان رکاب به ‌شمار می‌آمد. ناصرالدین‌شاه در نخستین سفر خود به فرنگستان، در سال 1290، دکتر دیکسون را همراه خود برد. در این سفر، ملکه ویکتوریا به دکتر دیکسون لقب «سر» را اعطا کرد. در بازگشت از سفر فرنگ، ناصرالدین‌شاه میرزا حسین‌خان صدراعظم را عزل کرد. دکتر دیکسون گزارش‌های دقیقی از این اقدام شاه و مخالفان و موافقان صدراعظم معزول، به سفارت می‌داد. میرزا حسین‌خان سپهسالار بلافاصله از دکتر دیکسون خواست با سفارت بریتانیا تماس بگیرد و او را تحت‌ حمایت این سفارت قرار دهد. این تنها اقدام دکتر دیکسون برای حمایت از صدراعظم معزول و تبعید شده نبود، بلکه وی در راه بازگشت به تهران، در فرصتی مناسب نزد ناصرالدین‌شاه وساطت حسین‌خان سپهسالار را کرد. دکتر ژوزف دیکسون در سمت پزشک سفارت بریتانیا در ایران ماندگار شد و در هر موردی که محافظت از منافع کشورش لازم بود، از نفوذ خود در دربار استفاده کرد. او نماینده سازمانی به نام بنیاد گرسنگی در لندن و عضو مجلس صحت دوره ناصری بود. دیکسون در سفر به بریتانیا، در ذی‌القعده 1304 درگذشت. 

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

خنده بر ریشه‌های فرهنگ: نگاهی به کمدی‌های تلویزیونی

خنده، شوخ‌طبعی و طنز پردازی، از نظرگاه فلسفی، مقوله هایی هم گستره و دامنه هایی نزدیک به یکدیگر دارند. اگرچه تلاش فلاسفه و نظریه پردازان برای بیان و ارائه تعاریفی مرزبندی شده؛ به سرانجامی در خور رهنمون نشده است؛ اما ...
No image

نقد سریال‌های نوروزی؛ آنچه فراموش کرده‌ایم

آیا استراتژی مقابله با شبکه‌های ماهواره‌ای، لاجرم به افزایش تعداد شبکه‌های داخلی و تکثّر برنامه‌های همزمان می‌انجامد؟ آن هم در شرایطی ‌که در تأمین برنامه‌های مناسب و کیفی برای همان شبکه‌های قدیمی نیز با چالش‌های جدّی روبه‌رو هستیم. و آیا جذب مخاطب داخلی به سمت تولیدات رسانه ملّی به معنای استفاده از فاکتورهای جذّابیت برنامه‌های رقیب است؟
No image

«طنز» در مصاحبه با استاد منصور براهیمی

منصور براهيمي متولد سال 1335 در خاش و ليسانس ادبيات دراماتيك و نمايشنامه‌نويسي است. او علاوه بر كار در مقطع ابتدايي در زمينه تئاتر كودك و تدريس در دانشكده سينما تئاتر، از سال 1362عضو موسس گروه سينما تئاتر آيين (س.آيين) است كه از سال 1368 هر ساله نمايشي را بر صحنه برده است.
No image

ماجرای طنز و کمدی

طنز، هنری است که انسان در تلاش برای دگرگون ساختن جهان به‌دست می‌آورد و همیشه به‌شکل کنش و واکنش و در نتیجه نگاه وی به محیط و واقعیت (به‌طور خاص)نمود پیدا می‌کند.طنز راستین که از حوادث واقعی زندگی نشأت گرفته و مبتنی‌بر واقعیت‌های زندگی بوده..
No image

این همه خنده برای چیست؟

ارسطو در مقایسه تراژدی و کمدی به نگرش متفاوت این دو به انسان اشاره می‌کند و می‌گوید «این یکی (کمدی) مردم را فروتر از آنچه هستند نشان می‌دهد و آن یکی (تراژدی) برتر و بالاتر بنابراین می‌توان چنین نتیجه گرفت که در کمدی تماشاگران همواره در موقعیتی فراتر از برتر از اشخاص نمایش قرار می‌گیرند و بالعکس...
Powered by TayaCMS