دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

رؤیاى مبارک سحرى

No image
رؤیاى مبارک سحرى

علاّمه حسن زاده درباره دوران طلبگى خود در آمل مى گوید: «در همان اوایل جوانى نماز شب من ترک نمى شد. اساتید به ما مرتّب تأکید مى کردند: شما باید در رفتار و کردارتان مواظب باشید و مراعات بکنید. اساتید، خیلى مواظب اخلاق ما بودند و از این جهت به گردن ما حق دارند ... در دو جناح علم و عمل خیلى مواظب ما بودند. خودشان هم بسیار مردم وارسته اى بودند. بنده به نوبه خودم، در این شش سال که شاگرد آن ها در آمل بودم، هیچ نقطه ضعفى در آن ها ندیدم. حرکاتشان، معاشرت ایشان، همه خوب و پاکیزه بود و بسیار مردم قانعى بودند. در آن سختى روزگارشان، با چه صبر ایمانى به سر بردند.»([7])

استاد حسن زاده درباره سال هاى نخست طلبگى و برکات معنوى آن سال ها، چنین مى گوید: «در عنفوان جوانى و آغاز درس زندگى که در مسجد آمل سرگرم به صرف ایّام در اسم و فعل و حرف بودم، در سحرخیزى و تهجد عزمى راسخ و ارادتى ثابت داشتم. در رؤیاى مبارک سحرى، به ارض مقدّس رضوى تشرّف حاصل کردم وبه زیارت حضرت على بن موسى الرضا(علیه السلام)نائل شدم. در آن لیله مبارکه، قبل از آن که به حضور باهرالنور امام مشرّف شوم، مرا به مسجدى بردند که در آن، مزار حبیبى از احباءالله بود و به من فرمودند: در کنار این تربت دو رکعت نماز حاجت بخوان و حاجت بخواه که برآورده است. من از روى عشق و علاقه مفرطى که به علم داشتم، نماز خواندم و از خداوند سبحان علم خواستم. سپس به پیشگاه والاى امام هشتم رسیدم و عرض ادب نمودم. بدون آن که سخنى بگویم، امام که آگاه به سرّ من بود، فرمود: نزدیک بیا! رفتم و چشم بر روى امام گشودم،دیدم بادهانش آب دهانِ مبارک راجمع کرد وبر لب آورد و به من اشارت فرمود که بنوش! امام خم شد ومن زبانم را در آوردم وباتمام حرص و وَلَع، از کوثر دهانش آب حیات نوشیدم.»([8])

بار دیگر که استاد حسن زاده از ضغف بینایى خویش ناراحت بود، در رؤیایى شیرین به زیارت امام رضا(علیه السلام) تشرّف حاصل نمود و آن حضرت در عبارتى تصریح فرمود: «ما ضامن چشم توایم.» و با این بشارت براى ایشان یقین حاصل گردید که هر دو چشم تا آخرین دقایق عمر بینا خواهند بود.([9])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

اقتباس، پروژه ای ناتمام ; نگاهی کوتاه به اقتباس از آثار ادبی در سینمای ایران

اقتباس، پروژه ای ناتمام ; نگاهی کوتاه به اقتباس از آثار ادبی در سینمای ایران

سینما خیلی زود و حدود ده سال پس از اختراع آن وارد ایران شد. البته در اینجا منظور از سینما ابزار و آلات تصویربرداری و ساختن فیلم است و منظور مفهوم هنری سینما نیست که درباره آن بحث زیاد است و اینکه در خود غرب هم مفهوم سینما به عنوان یک هنر مجرد، دقیقا چه زمانی شکل گرفت محل مناقشه است.
نگاهی به سریال معمای شاه | سریال های تاریخی که در تاریخ نمی مانند

نگاهی به سریال معمای شاه | سریال های تاریخی که در تاریخ نمی مانند

این روزها در باره اشتباهات تاریخی یا به اصطلاح «گاف» های سریال معمای شاه حرف ها فراوانی در شبکه های اجتماعی شنیده می شود. این ماجرا در مورد سریال کیمیا هم به وجود امد. هرچند که در مورد آن کسی برای پاسخ دادن پا به میدان نگذاشت اما در مورد سریال معمای شاه ماجرا این گونه نبود.
لحن غبار آلود یک فیلم

لحن غبار آلود یک فیلم

عنوان ایستاده در غبار، علاوه بر اشاره به سکانسی از فیلم که حاج احمد متوسلیان را بی‌سیم به دست در میان گرد و خاکِ تیر و ترکشِ‌ خمپاره‌ها، برقرار و استوار با حسی سرشار از خضوع، تصویر کرده، دلالت‌های دیگری را نیز به ذهن متبادر می‌سازد
سیری در تاریخ رابطه سینما و واقعیت | مثلث واقعیت: دیدار، پدیدار، پندار

سیری در تاریخ رابطه سینما و واقعیت | مثلث واقعیت: دیدار، پدیدار، پندار

"لرزش تصویری در فیلمی به ما القا کننده واقعی بودن صحنه ای است که میبینیم، هرچند هرگز در نگاه واقعی خود لرزشی را حس نمیکنیم ولی لرزش در فیلم موجب میشود مخاطب احساس کند، با صحنه ای واقعی روبرو است، این واقعیتی است که سینما جایگزین واقعیت میکند"
Powered by TayaCMS