دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قناعت وتواضع

No image
قناعت وتواضع

جلوگیرى از وسواس

«یک روز به مرِحوم دُرچه اى گفتند یکى از شاگردان در وضو سازى از خود وسواس نشان مى دهد. ایشان گفته بود: آن فرد بیاید وضو بگیرد. بعد که در حضور استاد وضو گرفته بود، علاّمه دُرچه اى فرموده بود: حالا نمازت را بخوان ببینم! او هم نماز ظهر و عصرش را اقامه نموده بود. چون نمازش خاتمه یافت طلبه ها گفتند: آقا ایشان مى رود وضویش را تکرار مى کند و نمازش را اعاده مى نماید. آیت الله دُرچه اى گفته بود: وى را در حجره نگه دارید تا آفتاب غروب کند و وسواس از سرش بیفتد.»([43])

اعتماد به شاگرد

جلال الدین همایى مى گوید:

«لطف و اعتماد آن بزرگوار ]علاّمه دُرچهاى [در حق بنده به حدى بود که جواب استفتاهایى را که از او مى شد به من محوّل مى فرمود. البته همیشه بعد از نوشتن استفتاء صورت نوشته را به دقت مى خواند و اگر نظرى در عبارت یا مطالب آن داشت به اصلاح مى آورد. جواب اکثر استفتاهایى را که در اواخر عمر از او شده به خط من است.

مُهر اسم خود را به هیچ کس حتى فرزندانش نمى داد. به دست من مى سپرد تا پاى استفتاها و اسناد شرعى که اجازه مى فرمود بزنم.»([44])

ندانستن عیب نیست

«اگر چیزى از این فقیه بزرگوار مى پرسیدند و او نمى دانست با صراحت اظهار مى داشت: نمى دانم. و این لفظ را بلند مى گفت تا شاگردان یاد بگیرند، عارشان نیاید. مرحوم شیخ انصارى با آن مرتبه علم و تقوا نیز این گونه بود.»([45])

زندگى در حجره

«علاّمه دُرچه اى حجرهاى در مدرسه داشت و تا هنگام وفات این روش را ادامه داد. هفته اى دو شب در درچه و بقیه شبها در مدرسه نیمآور اصفهان مى ماند.»([46])

قناعت

«در عصر شکوفایى حوزه علمیّه نجف، در آن جا معروف شده بود که مرحوم آقا سید محمّد باقر در دو جهت بى مانند است. یکى در سختى زندگى و قناعت و تهى دستى و دیگرى در پُرکارى در امر تحصیل و جدّیت و مداومت شبانه روزى.»([47])

غذاى علامه دُرچهاى

جلال الدین همایى مى گوید:

«از همان اوائل ورود به مدرسه نیمآور، خوشبختانه به محضر آیت الله العظمى آسید محمّد باقر دُرچه اى که مرجع تقلید بود و در حوزه درس خارجش جمعى کثیر از طلاب فاضل شاگردى مى کردند راه یافتم و اندک اندک چندان به وى نزدیک شدم که از اهل بیت او محسوب مى شدم و ده دوازده سال متوالى ملازم خدمت او بودم و اکثر اوقات چاى اول شب و هنگام سحر و احیاناً پخت و پز او را که مخصوص ایّام کسالت بود من مباشرت مى کردم. در هنگام سلامت غذایش بسیار ساده بود و نان خورش شام و ناهار او یا پیاز و سبزى بود، یا دوغ یا سکنجبین.»([48])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

اقتباس، پروژه ای ناتمام ; نگاهی کوتاه به اقتباس از آثار ادبی در سینمای ایران

اقتباس، پروژه ای ناتمام ; نگاهی کوتاه به اقتباس از آثار ادبی در سینمای ایران

سینما خیلی زود و حدود ده سال پس از اختراع آن وارد ایران شد. البته در اینجا منظور از سینما ابزار و آلات تصویربرداری و ساختن فیلم است و منظور مفهوم هنری سینما نیست که درباره آن بحث زیاد است و اینکه در خود غرب هم مفهوم سینما به عنوان یک هنر مجرد، دقیقا چه زمانی شکل گرفت محل مناقشه است.
نگاهی به سریال معمای شاه | سریال های تاریخی که در تاریخ نمی مانند

نگاهی به سریال معمای شاه | سریال های تاریخی که در تاریخ نمی مانند

این روزها در باره اشتباهات تاریخی یا به اصطلاح «گاف» های سریال معمای شاه حرف ها فراوانی در شبکه های اجتماعی شنیده می شود. این ماجرا در مورد سریال کیمیا هم به وجود امد. هرچند که در مورد آن کسی برای پاسخ دادن پا به میدان نگذاشت اما در مورد سریال معمای شاه ماجرا این گونه نبود.
لحن غبار آلود یک فیلم

لحن غبار آلود یک فیلم

عنوان ایستاده در غبار، علاوه بر اشاره به سکانسی از فیلم که حاج احمد متوسلیان را بی‌سیم به دست در میان گرد و خاکِ تیر و ترکشِ‌ خمپاره‌ها، برقرار و استوار با حسی سرشار از خضوع، تصویر کرده، دلالت‌های دیگری را نیز به ذهن متبادر می‌سازد
سیری در تاریخ رابطه سینما و واقعیت | مثلث واقعیت: دیدار، پدیدار، پندار

سیری در تاریخ رابطه سینما و واقعیت | مثلث واقعیت: دیدار، پدیدار، پندار

"لرزش تصویری در فیلمی به ما القا کننده واقعی بودن صحنه ای است که میبینیم، هرچند هرگز در نگاه واقعی خود لرزشی را حس نمیکنیم ولی لرزش در فیلم موجب میشود مخاطب احساس کند، با صحنه ای واقعی روبرو است، این واقعیتی است که سینما جایگزین واقعیت میکند"
Powered by TayaCMS