دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پدر الگوى زهد و پارسایى

No image
پدر الگوى زهد و پارسایى

پدر الگوى زهد و پارسایى

آیت الله سید مرتضى دُرچه اى از نظر علمى در حدّى بود که سطوح عالى درسهاى حوزه را براى بعضى از فرزندانش تدریس مى کرد. او از نظر دورى از جاه و مظاهر دنیا ]اهالى درچه [مى گفتند:

«حاضر نمى شد براى او اسب و قاطر مجهز هنگام رفتن به اصفهان و بازگشت به درچه بیاورند و هر هفته جمعه براى رفتن به مدرسه و تدریس و چهارشنبه براى بازگشت به دُرچه پیاده مى رفت تا آن که بعضى به حضورش آمده عرضه مى دارند که عمل شما به آبروى اهالى ]دُرچه[ ضرر مى زند و با این بهانه ایشان را حاضر مى کنند ]که[ قبول نماید اسب یا قاطر سوارى براى رفتن و بازگشت بیاورندولى ]ایشان[ شرط مى کند ]که[ از خارج دُرچه تا خارج اصفهان ]سوار شود[ و در داخل شهر ]اصفهان[ بلکه میان مردم ]درچه[ پیاده باشد.»

«ایشان حاضر نمى شد امامت جماعت را قبول کند و در هیچ یک از مساجد قبول نکرد، تا آن که مسجدى نزدیک خانه اش مى سازند به نام ایشان ـ که اکنون به همان نام است یعنى مسجد سید مرتضى ـ به خیال این که ایشان ملاحظه دیگر روحانیون را مى کنداما بالاخره آن جا هم نرفت.»

«یکى از رؤساى محل که شخصیتى بالاتر از سایرین داشت، معروف به آقا محمّد قلعه اى، گفته بود: من یک پوستین گرانبها براى ایشان هدیه بردم. پس از آن، از مقدار احترامى که قبلاً به من در مقام ردّ سلام مى نمودکاهش داد.»

میر سید على درچه اى، فرزند سیّد مرتضى نقل مى کند:

«در ایّام قحطى، روزى مادرمان آمد نزد آقا و گفت: بچه ها گرسنه اند و چیزى در خانه نیست. آقا سر از کتاب بلند کرد و گفت: خداوند درست مى کند. این تقاضا مکرر شد. سپس پدرم مرا خواستند و فرمودند: سید على آن مَجْمَعِه([3]) مسِینه (مسى) را ببر به سده (خمین شهر فعلى) بفروش و گندم و آرد تهیه کن که براى بچه ها نان بپزند. من غرق فکر شدم که این کار با اوضاع قحطى چگونه ممکن مى شود و بالاخره گریه افتادم که ما فقط از ظروف همین را داریم و چقدر براى ما مشکل شده که ناچار به فروش آن در این شرایط هستیم. پدرم سر بلند کرد و حال مرا دیدبه من گفت: سید على، ناراحت نباش آن روزى که خداوند این مجمعه را نصیب ما کرد، براى چنین روزى بوده است. آنگاه من رفتم خود را آماده کنم ]براى رفتن به سده وفروش مجمعه[ که درب خانه را زدند، در را باز کردیم دیدیم غربالى نان و گوسفند پخته در دیگ آوردند و به این صورت مسئله ]فروش مجمعه مسى[ حل شد.»([4])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

جدیدترین ها در این موضوع

اقتباس، پروژه ای ناتمام ; نگاهی کوتاه به اقتباس از آثار ادبی در سینمای ایران

اقتباس، پروژه ای ناتمام ; نگاهی کوتاه به اقتباس از آثار ادبی در سینمای ایران

سینما خیلی زود و حدود ده سال پس از اختراع آن وارد ایران شد. البته در اینجا منظور از سینما ابزار و آلات تصویربرداری و ساختن فیلم است و منظور مفهوم هنری سینما نیست که درباره آن بحث زیاد است و اینکه در خود غرب هم مفهوم سینما به عنوان یک هنر مجرد، دقیقا چه زمانی شکل گرفت محل مناقشه است.
نگاهی به سریال معمای شاه | سریال های تاریخی که در تاریخ نمی مانند

نگاهی به سریال معمای شاه | سریال های تاریخی که در تاریخ نمی مانند

این روزها در باره اشتباهات تاریخی یا به اصطلاح «گاف» های سریال معمای شاه حرف ها فراوانی در شبکه های اجتماعی شنیده می شود. این ماجرا در مورد سریال کیمیا هم به وجود امد. هرچند که در مورد آن کسی برای پاسخ دادن پا به میدان نگذاشت اما در مورد سریال معمای شاه ماجرا این گونه نبود.
لحن غبار آلود یک فیلم

لحن غبار آلود یک فیلم

عنوان ایستاده در غبار، علاوه بر اشاره به سکانسی از فیلم که حاج احمد متوسلیان را بی‌سیم به دست در میان گرد و خاکِ تیر و ترکشِ‌ خمپاره‌ها، برقرار و استوار با حسی سرشار از خضوع، تصویر کرده، دلالت‌های دیگری را نیز به ذهن متبادر می‌سازد
سیری در تاریخ رابطه سینما و واقعیت | مثلث واقعیت: دیدار، پدیدار، پندار

سیری در تاریخ رابطه سینما و واقعیت | مثلث واقعیت: دیدار، پدیدار، پندار

"لرزش تصویری در فیلمی به ما القا کننده واقعی بودن صحنه ای است که میبینیم، هرچند هرگز در نگاه واقعی خود لرزشی را حس نمیکنیم ولی لرزش در فیلم موجب میشود مخاطب احساس کند، با صحنه ای واقعی روبرو است، این واقعیتی است که سینما جایگزین واقعیت میکند"

پر بازدیدترین ها

لحن غبار آلود یک فیلم

لحن غبار آلود یک فیلم

عنوان ایستاده در غبار، علاوه بر اشاره به سکانسی از فیلم که حاج احمد متوسلیان را بی‌سیم به دست در میان گرد و خاکِ تیر و ترکشِ‌ خمپاره‌ها، برقرار و استوار با حسی سرشار از خضوع، تصویر کرده، دلالت‌های دیگری را نیز به ذهن متبادر می‌سازد
سیری در تاریخ رابطه سینما و واقعیت | مثلث واقعیت: دیدار، پدیدار، پندار

سیری در تاریخ رابطه سینما و واقعیت | مثلث واقعیت: دیدار، پدیدار، پندار

"لرزش تصویری در فیلمی به ما القا کننده واقعی بودن صحنه ای است که میبینیم، هرچند هرگز در نگاه واقعی خود لرزشی را حس نمیکنیم ولی لرزش در فیلم موجب میشود مخاطب احساس کند، با صحنه ای واقعی روبرو است، این واقعیتی است که سینما جایگزین واقعیت میکند"
نگاهی به سریال معمای شاه | سریال های تاریخی که در تاریخ نمی مانند

نگاهی به سریال معمای شاه | سریال های تاریخی که در تاریخ نمی مانند

این روزها در باره اشتباهات تاریخی یا به اصطلاح «گاف» های سریال معمای شاه حرف ها فراوانی در شبکه های اجتماعی شنیده می شود. این ماجرا در مورد سریال کیمیا هم به وجود امد. هرچند که در مورد آن کسی برای پاسخ دادن پا به میدان نگذاشت اما در مورد سریال معمای شاه ماجرا این گونه نبود.
اقتباس، پروژه ای ناتمام ; نگاهی کوتاه به اقتباس از آثار ادبی در سینمای ایران

اقتباس، پروژه ای ناتمام ; نگاهی کوتاه به اقتباس از آثار ادبی در سینمای ایران

سینما خیلی زود و حدود ده سال پس از اختراع آن وارد ایران شد. البته در اینجا منظور از سینما ابزار و آلات تصویربرداری و ساختن فیلم است و منظور مفهوم هنری سینما نیست که درباره آن بحث زیاد است و اینکه در خود غرب هم مفهوم سینما به عنوان یک هنر مجرد، دقیقا چه زمانی شکل گرفت محل مناقشه است.
Powered by TayaCMS