دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

یادى از پدر

No image
یادى از پدر

یادى از پدر

آیت الله نورى همدانى در مورد پدرش چنین مى گوید:

«مرحوم پدرم براى درس خواندن بنده اهتمام زیاد داشت و یکى از موضوعاتى که خیلى به آن اهتمام داشت، موضوع اتقان در درس خواندن بود که باید خیلى پاکیزه درس بخوانم و مى گفت هر چه پایه محکمتر باشد، ترقّى انسان بهتر و زودتر انجام خواهد گرفت. امروز درس مى گفت از همان صرف میر و مقدّمات، فردا گوش مى کرد و تحویل مى گرفت. اگر خوب خوانده بودم، تشویق مى کرد و اگر خوب نخوانده بودم، تذکر مى داد.

از خصوصیات دیگر مرحوم والدم، یکى هم این بود که از مصرف وجوه شرعیه امتناع داشت. زمان رضاخان که براى آخوندها سخت گیرى مى شد، ایشان ناچار شد براى حفظ لباسش، چون عمامه ها را برمى داشتند، به یک روستایى در دوازده فرسخى همدان به نام «پاینده» برود. ایشان با این که امام جماعت بود و به وعظ و ارشاد مردم مشغول بود، در عین حال از گرفتن و مصرف کردن وجوه براى خود امتناع مى کرد و لذا دکانى براى کسب دائر کرد و از درآمد آن هم خود امرار معاش مى کرد و هم به مردم کمک مى کرد.»[3]

یادى از ملاّ على همدانى

وى همچنین در مورد آخوند ملاّعلى همدانى چنین مى گوید:

«... من چون طبع شعر داشتم، گاهى شعر مى گفتم ایشان این موضوع را شنیده بودند و آمدند به حجره بنده و فرمودند: آمدم نصیحتى بکنم و آن این است که شما مشغول درس خواندن باشید و وقت خود را با گفتن شعر تلف نکنید. من از آن تاریخ از گفتن شعر و صرف وقت در آن خوددارى کردم. تا این که در مشهد در منزل آقاى میلانى، وقتى خلوت شد، به من فرمودند: یادتان هست آن سال که آمدید همدان به شما خیلى علاقه مند شدم مى خواهم یک نصیحتى به شما بکنم آن نصیحت این است که شما به مور و ملخ کار نداشته باشیدبعداً توضیح دادند که من مى بینم شما مقاله هایى مى نویسید درباره زنبور عسل و موریانه و مورچه و... این نه از این جهت است که کار خوبى نباشدخوب است داشتن قلم خوب است ولى ما باید سعى کنیم در آینده یک فقیه کامل و مفسّر عالم جامع داشته باشیم. از شما انتظار داریم چنین باشید. اینها که شما درباره مور و موریانه و زنبور عسل مى نویسید، دانشگاه رفته هم مى تواند بنویسداما از شما که استعداد رسیدن به مقام فقاهت را دارید، حیف است. بنابراین، از این به بعد دور مور و ملخ خط بکش. در این موقع بنده از ایشان نیز تقاضا کردم که مرا نصیحت و موعظه بفرماینددر پاسخ حقیر فرمودند: تا مى توانى به طلاّب علوم دینیّه خدمت کن. اینها بالأخره منسوب به امام عصر ارواحنا فداه هستندخدمت به اینها موجب توجه امام عصر (عج) به شما مى شود.»[4]

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

اقتباس، پروژه ای ناتمام ; نگاهی کوتاه به اقتباس از آثار ادبی در سینمای ایران

اقتباس، پروژه ای ناتمام ; نگاهی کوتاه به اقتباس از آثار ادبی در سینمای ایران

سینما خیلی زود و حدود ده سال پس از اختراع آن وارد ایران شد. البته در اینجا منظور از سینما ابزار و آلات تصویربرداری و ساختن فیلم است و منظور مفهوم هنری سینما نیست که درباره آن بحث زیاد است و اینکه در خود غرب هم مفهوم سینما به عنوان یک هنر مجرد، دقیقا چه زمانی شکل گرفت محل مناقشه است.
نگاهی به سریال معمای شاه | سریال های تاریخی که در تاریخ نمی مانند

نگاهی به سریال معمای شاه | سریال های تاریخی که در تاریخ نمی مانند

این روزها در باره اشتباهات تاریخی یا به اصطلاح «گاف» های سریال معمای شاه حرف ها فراوانی در شبکه های اجتماعی شنیده می شود. این ماجرا در مورد سریال کیمیا هم به وجود امد. هرچند که در مورد آن کسی برای پاسخ دادن پا به میدان نگذاشت اما در مورد سریال معمای شاه ماجرا این گونه نبود.
لحن غبار آلود یک فیلم

لحن غبار آلود یک فیلم

عنوان ایستاده در غبار، علاوه بر اشاره به سکانسی از فیلم که حاج احمد متوسلیان را بی‌سیم به دست در میان گرد و خاکِ تیر و ترکشِ‌ خمپاره‌ها، برقرار و استوار با حسی سرشار از خضوع، تصویر کرده، دلالت‌های دیگری را نیز به ذهن متبادر می‌سازد
سیری در تاریخ رابطه سینما و واقعیت | مثلث واقعیت: دیدار، پدیدار، پندار

سیری در تاریخ رابطه سینما و واقعیت | مثلث واقعیت: دیدار، پدیدار، پندار

"لرزش تصویری در فیلمی به ما القا کننده واقعی بودن صحنه ای است که میبینیم، هرچند هرگز در نگاه واقعی خود لرزشی را حس نمیکنیم ولی لرزش در فیلم موجب میشود مخاطب احساس کند، با صحنه ای واقعی روبرو است، این واقعیتی است که سینما جایگزین واقعیت میکند"
Powered by TayaCMS