دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

گشاده رويی؛ صدقه ای با فضيلت

No image
گشاده رويی؛ صدقه ای با فضيلت

نويسنده: علی راجی

در مطلب حاضر نويسنده با تشريح اهميت گشاده رويی از ديدگاه آموزه های دينی از خوشخويی و خوشگويی و خوشرويی به عنوان نشانه های حسن خلق ياد کرده و بر ضرورت آراسته شدن به اين صفات اخلاقی تأکيد کرده است.

روی گشاده؛ بهترين صدقه

شاد کردن ديگران، هنر دشواری نيست و هزينه ای نيز ندارد؛ اما بی گمان، سود سرشاری دارد که هيچ خردمندی هرگز از آن نمی گذرد. از نظر قرآن، مؤمن واقعی همواره در دل مسرور است و نشانه هايی از سرور در مواجهه با ديگران بر چهره اش نشسته است؛ حتی اگر به هر دليلی غم و اندوهی در دل داشته باشد، هرگز آن را آشکار نمی سازد و تنها شادی خودش را با ديگران تقسيم می کند، نه آنکه ديگران را تنها در غم و اندوهش شريک گرداند.

انسان ها بيش از آنکه به صدقات مالی کسی نياز داشته باشند، به روی گشاده و خوش او نياز دارند؛ زيرا عواطف انسانی بسيار قوی تر، روشن تر و حساس تر است؛ اين گونه است که انسان ها با همه نياز به لقمه نانی و قرض مالی، گاه عطای تندخو را بر لقايش می بخشند و از خير نياز می گذرند تا عواطف و احساسات خويش را پاس داشته باشند؛ چرا که انسان عزت نفس خويش را هرگز فدای چيزی نمی کند و حاضر است بدترين شرايط و سخت ترين مشکلات از جمله گرسنگی و تشنگی را تحمل کند، ولی گام بر عزت نفس خود نگذارد و خود را خوار و ذليل در برابر بندگان و ديگران نکند؛ زيرا خواری را تنها در پيشگاه خدا می پسندد و لاغير.

در فرهنگ و ادبيات اسلامی، صدقات انواع مختلفی دارد که شامل صدقات مالی، امر به معروف و نهی از منکر، ارشاد و هدايتگری، برداشتن مانع از سر راه مردم، کمک به ديگران و مانند آنها می شود؛ اما در اين ميان از نظر اسلام، روی خوش و گشاده، مهم ترين و زيباترين و اساسی ترين صدقه ای است که کسی به ديگری می بخشد. از همين رو پيامبر(ص) می‌فرمايد: تَبَسُّمُكَ في وَجهِ اخيكَ صَدَقه؛ لبخند زدن تو به روی برادرت صدقه است.(كنز العمّال، هندی، شماره حديث 16305 )

سرور باطنی و لبخند ظاهری

از نظر قرآن، مؤمن واقعی در مقام اطمينان قرار دارد (فجر، آيه 27)؛ زيرا وی با پيروی از نفس ملهمه الهی که حق و باطل را به وی نشان داده و گرايش به خير و گريز از شر را در جانش قوام بخشيده است(شمس، آيات 7 تا 10) از يقين شهودی در مقامات علم اليقين و عين اليقين و حق اليقين برخوردار است؛ پس هميشه با مقدرات الهی که با تدبيرش همسانی نيافته، کنار می آيد و «راضيه مرضيه» به آن می نگرد و می پذيرد(فجر، آيات 28)؛ زيرا بر اين باور است که هر آنچه از خير و شر به عنوان ابتلاء (انبياء، آيه 35) به وی می رسد، بر اساس مشيت الهی است که پيش از خلقت در ام الکتاب رقم خورده است و نبايد به گرفته هايش اندوهگين و به داده هايش فرحناک شده و هيجان زده رفتاری غيرعقلانی از خود نشان دهد.(حديد، آيات 22 و 23)

بنابراين، انسان مؤمن همواره مسرور است و حالتی خوش در جانش دارد و شادی نهانش او را به وجد می آورد.

اين سرور باطنی که برخاسته از مقام رضا و رضوان و اطمينان است، در ظاهر نيز بروز می‌کند و چهره اش شاد و گشاده است و لبخند بر لبش نشسته است. با ديگران با چنين حالتی مواجه می شود، به طوری که ديگران از نشست و برخاست و معاشرت با وی لذت می برند.

انسان مسرور، به دور از افراط و تفريط عمل می کند. پس گرفتار مرح و فرح باطل نيست؛ زيرا خداوند فرح باطل و مرح در دنيا را ناخوش داشته و دوست نمی دارد: لَا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ ؛ فرح و شادي افراطی نداشته باش! زيرا خداوند فرحناکان را دوست نمی دارد.(قصص، آيه 76)

خداوند همچنين می فرمايد: ذَلِكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَفْرَحُونَ فِي الْاَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ و َبِمَا كُنْتُمْ تَمْرَحُونَ؛ اين عقوبت و کيفر به سبب آن است كه در زمين به ناروا شادی و سرمستی می کرديد و بدان سبب است كه سخت به خود می نازيديد و به شدت شادمانی می کرديد.(غافر، آيه 75)

واژه «مرح» در لغت به معنای شدّت افراط در شادمانی است. (مجمع البيان، ج 7 - 8، ص 827؛ روح المعانی، ج 13، جزء 24، ص 132)؛ همچنين فرح به معنای شادی افراطی و بدمستی است که گاه با پايکوبی و هيجانات شديد رفتاری و گفتاری همراه است. البته قرآن، فرح را در قيامت و آخرت جايز دانسته است؛ زيرا آن را برای اهل بهشت نيکو می داند؛ اما در دنيا آن را نادرست می شمارد؛ از همين رو در اين آيه فرح را با قيد آورده است؛ اين در حالی است که مرح همواره مذموم است. به هر حال، مقيّد شدن «فرح» در آيه به قيد «بغير الحقّ» به اين دليل است كه «فرح» و شادمانی گاهی به حق است و مورد ستايش، و گاهی ديگر باطل است و مورد سرزنش.(مجمع البيان، ج 87، ص 828)

انسان های مشرک، گمراه و کافر(غافر، آيات 73 تا 75) و حتی مسلمانان غير مؤمن غافل(همان)، گرفتار هيجانات افراطی و واکنش های تند متقابل هستند. اين افراد به سرعت و با كمترين سختی يا رفاه و مصيبت و نعمت، احوال روحی و روانی شان به نااميدی و شادمانی، تغيير می‌کند (هود، آيات 9 و 10؛ شوری، آيه 48)؛ زيرا اين افراد از مقام آرامش و اطمينان برخوردار نيستند.

به هر حال، مؤمن هم در باطن، مسرور و هم در چهره و رفتار گشاده رو است و همواره لبخند و تبسمی بر لب دارد و با گشاده رويی با ديگران برخورد و معاشرت دارد.

رسول الله(ص) می فرمايند: اَحَبُّ الاَعْمالِ اِلَي اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ سُرُورٌ يُدْخِلُهُ مُوْمِنٌ عَلي مُوْمِنٍ، يَطْرُدُ عَنْهُ جُوعَهُ اَوْ يَكْشِفُ عَنْهُ كَرْبَهُ؛ بهترين اعمال در پيشگاه الهی سه چيز است: ايجاد خوشحالی در دل مؤمن، رفع گرسنگی و زدودن غم و اندوه از چهره او.( بحارالانوار، ج 74، ص 312 و نيز ص 289).

در منابع اهل سنت نيز آمده است: پيامبر(ص) فرمود: اَحَبُّ النَّاسِ إِلَي اللهِ اَنْفَعُهُمْ لِلنَّاسِ، وَاَحَبُّ الاَعْمَالِ إِلَي اللَهِ سُرُورٌ تُدْخِلُهُ عَلَي مُسْلِمٍ؛ دوست داشتنی ترين مردم نزد خداوند سودمندترين شان است و محبوب ترين كارها نزد خداوند سروری است كه بر قلب مسلمان وارد می كنی. (کتاب توبيخ و تنبيه، حديث 88)

آن حضرت(ص) همچنين می فرمايد: مَنْ سَرَّ مُوْمِنا فَقَدْ سَرَّني وَ مَنْ سَرَّنِي فَقَدْ سَرَّاللهَ؛ كسی كه مؤمنی را خوشحال كند، مرا خوشحال نموده و كسی كه مرا خوشحال کرده، خدا را خوشحال کرده است. ( بحارالانوار، ج 74، ص 287)

بايد با ديگران به گونه ای باشيم که غم و اندوه را از آنها بزدايیم و با چهره گشاده و لبخند اجازه دهيم که زندگی شيرين و شاد شود. صله رحم و ديدار با خويشان از عوامل سرور و شادی است. همچنين گردش و حضور در طبيعت و بهره مندی از گياهان و آب دريا و رودها موجب شادی است.(حج، آيه 5؛ نمل، آيه 60 ) پس بايد خود را به طبيعت سپرد و با بهره گيری از آن شادی را در خود ايجاد کرد؛ چنان که با خواندن آيات قرآن سرور باطنی را در قلب ايجاد کرد و شادی را بر لب نشاند. (توبه، آيه 124؛ نحل، آيه 86؛ رعد، آيه 36)

اصولاً اسلام، دين نشاط و شادابی است و از نشانه های خوش اخلاقی مؤمن آن است كه اهل مزاح و شوخی باشد و با مزاح و مداعبه، ديگران را شاد كند. در روايات اسلامی شاد كردن ديگران و «ادخال سرور در قلب مؤمن» كاری پسنديده و مطلوب به شمار آمده است. در عين حال بايد مراعات كرد تا از حدّ نگذرد و به دروغ و طعنه و استهزای مؤمن و تحقير و توهين ديگران نينجامد. آری، شوخی و مزاح خوب است، تا وقتی كه از مرز حق فراتر نرود و به دروغ و هتّاكی نرسد. درباره سنت و سيره پيامبر(ص) امام صادق(ع) می فرمايد: رسول خدا شوخی و مزاح می كرد، ولی جز حقّ چيزي نمی گفت.(بحار الانوار، ج ۱۶، ص ۲۴۴)

پس شوخ طبعی و مزاح، در حدّ اعتدال و دوری از افراط، پسنديده است. سيره پيامبر(ص) و ائمّه(ع) چنين بوده که گاهی برای شاد کردن کسی يا زدودن غم و غصّه از او، شوخی می‌کردند و سخنان شيرين و شوخی آميز می گفتند. انسانهای شوخ طبع به خاطر آنکه موجب شادی و نشاط ديگران می شوند، محبوبيّت پيدا می کنند و افراد عبوس و اخمو و بدخلق، از نظر خداوند هم مطرودند. امّا بايد حدّ و حريم ها حفظ شود و به زياده روی و افراط کشيده نشود و شوخی و مزاح، سبب رنجش ديگران و تحقير و استهزای آنان نگردد.

حضرت علی(ع) فرمود: پيامبر خدا هرگاه يکی از اصحاب را غمگين می ديد، با شوخی او را خوشحال می کرد و می فرمود: خداوند، کسی را که با برادرانش با ترشروئی و چهره عبوس رو به رو برو شود، دشمن می دارد. (سُنَنُ النَّبی، ص ۶۱)

نشانه های حسن خلق

دستيابی به حسن خلق و گشاده روئی يک اصل اساسی در اسلام و به ويژه در رفتار اجتماعی است به طوری که گفته می شود جز خوشخويان کسی به بهشت نمی رود. خوشروئی، خوشخوئی و خوشگوئی از نشانه های «حسن خلق» است. برخورد خوب و با چهره بشّاش و اخلاق نيک، عامل جذب ديگران است. بر عکس، تندخويی و بداخلاقی و بدزبانی، ديگران را می آزارد و فراری می دهد. يکی از مهم ترين عوامل موفقيت پيامبر در دعوت اسلامی، اخلاق نيکوی او بود چنان که قرآن می فرمايد: به برکتِ رحمت الهی، با آنان نرمخو و پُر مِهر شدی، اگر خشن و تندخو بودی مردم از دور تو پراکنده می شدند. (آل عمران/ 159)

اميرمؤمنان علی(ع) با اشاره به برخی از خصوصيات رفتاری پيامبر(ص) نشان می دهد که آن حضرت (ص) تا چه اندازه خوش خو بود. ايشان می فرمايد: کانَ رَسُولُ الله دائِمَ الْبِشْرِ، سَهْلَ الْخُلْقِ، لَيِّنَ الْجانِبِ، لَيْسَ بِفَظٍّ وَ لاغَليظٍ؛ رسول خدا صلی الله عليه و آله همواره خوشرو، خوش خو و نرم بود، خشن و درشت خوی نبود.(مکارم الاخلاق، ص ۱۴)

گفتار نرم و محکم و استوار از جمله آداب سخن گفتن است که در آيات قرآن بيان شده است. همچنين انسان می بايست زبان از گناه زباني نگه دارد که بسياری از گناهان کبيره به زبان باز می گردد که از جمله آنها تهمت و غيبت و قذف و بهتان و دروغ است. در آداب اجتماعی و آداب سخنوری و سخن گفتن آمده است که شيرين زبان و نرم گفتار باشيد و با سلام و صلوات سخن بگوئيد (فرقان، آيه ۶۳) و همواره نيکو سخن(بقره، آيه ۸۳) و پاک سخن (حج، آيه ۲۴) باشيد؛ اما برخی از مردم، زبان تلخ و گزنده دارند و پيوسته در پی سرزنش و عيب جويی از ديگران و بردن آبروی آنانند. برخی هم بزرگوار و اهل کرامتند و زبان از نکوهش و بدگويی ديگران نگه می‌دارند. پيامبر خدا از اينگونه افراد بود و هرگز در پی کشف لغزش ها و خطاهای ديگران نبود تا آنها را به رخ ايشان بکشد و آبروی آنان را ببرد. از سخنان لغو و بيهوده هم پرهيز داشت و جايی زبان به سخن می گشود که ثواب داشته باشد و موجب رضای الهی گردد.

امام علی(ع) فرمود: آن حضرت هرگز کسی را مذمّت نمی کرد، و در پيلغزش ها و عيوب و اسرار ديگران نبود و سخن نمی گفت مگر آنجا که اميد ثواب داشت. (سُنَنُ النَّبی، ص ۱۷)

روزنامه كيهان، شماره 21587 به تاريخ 26/12/95، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

کتاب سازمان‌های مردم نهاد

کتاب سازمان‌های مردم نهاد

هدف کلی این تحقیق استخراج راهکارهای ممکن در ایجاد و تقویت زمینه‌های لازم نظارت سازمان‌های غیر دولتی بر تبلیغ و ترویج پیام دینی است؛ اهداف فرعی این تحقیق عبارتنداز: ترسیم وضعیت موجود سازمان‌های غیر دولتی فعال در حوزه فرهنگی‌دینی، شناخت نوع رابطه دولت و سازمان‌های غیر دولتی فعال در حوزه فرهنگی دینی در نظارت بر تبلیغ و ترویج پیام های دینی، شناخت نوع رابطه سازمان‌های غیر دولتی در امر نظارت بر تبلیغ و ترویج پیام‌های دینی با یکدیگر، شناخت موانع موجود در نظارت سازمان‌های غیر دولتی بر تبلیغ و ترویج پیام‌های دینی است.
تبلیغ تربیت گرا – جلد سوم - محتوای لسانی

تبلیغ تربیت گرا – جلد سوم - محتوای لسانی

در پژوهش‌هایی که در عرصه دانش تبلیغ انجام شده است، «محتوا» و زوایای مختلف آن مورد توجه جدی پژوهشگران قرار نگرفته است. مجموعه پیش‌رو «محتوا» را در بخش لسانی تبلیغ تربیت گرا ترسیم می‌کند.
تبلیغ تربیت گرا – جلد چهارم - روش لسانی

تبلیغ تربیت گرا – جلد چهارم - روش لسانی

اثر حاضر، به ترسیم روش های لسانی ارائه مفاهیم تبلیغی پرداخته است. مباحث این کتاب در ده فصل ارائه شده است.
تبلیغ تربیت گرا – جلد اول - کلیات

تبلیغ تربیت گرا – جلد اول - کلیات

مخاطبین نوشته‌ی پیش‌رو دست‌اندرکاران امر تبلیغ بوده و شامل کلیات تبلیغ تربیت‌گرا می‌باشد و مبتنی بر آیات و روایات تالیف شده است.
کتاب قواعد تبلیغ دین در کتاب و سنت

کتاب قواعد تبلیغ دین در کتاب و سنت

کتاب در سه بخش تدوين‌شده است: بخش نخست به کليات و تعريف تبليغ دين مي‌پردازد و در بخش دوم به مباني و اصول تبليغ پرداخته و درنهايت بخش سوم ويژگي‌هاي مبلّغ ديني را بررسي مي‌کند.
Powered by TayaCMS