27 فروردین 1396, 23:26
ممکن است دو عمل از نظر ظاهري مثل هم باشد، ولي اموري چون حسن فاعلي و نيت و معرفت و مانند آن مي تواند ماهيت عمل را دگرگون سازد. زناشويي و زنا از نظر رفتار جنسي مانند هم است، ولي ميان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمين تا آسمان است.
بنابراين، تفاوت در کيفيت عمل با اشتراک در ظاهر و کميت، شدني است. ممکن است دو نفر از بام تا شام چيزي نخورند، ولي يکي روزه دارد و عبادت مي کند و آن ديگري گرسنگي مي کشد و مزدي از اين جهت نمي برد.
ممکن است دو نفر در کنار هم نماز گزارند و همه حرکات و سکنات، همانند باشد، اما تفاوت ماهوي ميان آن دو از نظر خداوند است؛ زيرا يکي حضور قلب و نيت خالص دارد و آن ديگري بي حضور قلب يا با نيت رياورزي نماز مي گزارد.
يا دو نفر دست ناتواني را گرفته از خيابان عبور مي دهند؛ يکي بي چشمداشتي مي آيد و اين کار را مي کند و مي گويد: لاَ نُرِيدُ مِنکُمْ جَزَاءً وَ لاَ شُکُوراً؛ از شما مزد و تشکر خشک و خالي هم نمي خواهيم؛(انسان، آيه 9) و آن ديگري براي مزد و تشکر و يا رياورزي و از سردلسوزي و ترحم و آرامش دروني خود و مانند آن اين کار را انجام مي دهد. دو نفر به تبليغ دين مي روند يکي به نيت مزد و کسب شهرت و تجربه اندوزي مي رود و آن ديگري براي اجراي حکم اسلامي دعوت به حکم الهي.
دو نفر بندگي مي کنند، يکي از ترس آتش و يا اشتياق بهشت: «خَوْفاً مِنَ النَّارِ» يا «شَوْقاً إِلَي الْجَنَّه»(علل الشرائع، الشيخ الصدوق، ج1، ص57) اين کار را مي کند و آن ديگري لوجه الله (انسان، آيه 8) آن را انجام مي دهد.
دو کس قرباني مي کند، يکي براي گوشت آن و آن ديگري براي رضايت خداوندي؛ البته مي داند که خداوند غني و بي نياز است و نيازي به عبادت و قرباني ما ندارد و آنچه خداوند از بنده اش مي خواهد تقواي الهي و حفظ خود از عظمت و جلال الهي است؛ چرا که: لَن يَنَالَ اللَّهَ لُحُومُهَا وَ لاَ دِمَاوُهَا وَ لکِن يَنَالُهُ التَّقْوَي مِنکُمْ؛ گوشت و خون قرباني به خدا نمي رسد بلکه آنچه مي رسد و مراد است همان امر باطني است که تقواي الهي از سوي شماست.(حج، آيه 37)
جالب اينکه در دوره جاهليت وقتي قرباني مي کردند خونش را به کعبه مي ماليدند تا قرباني به خدا برسد اما خداوند در اين آيه اين روش را نهي مي کند؛ زيرا آن که مايه عمل و عبادت قرباني است، خون نيست بلکه نيت و حسن فاعلي است که برخاسته از شناخت و معرفت به جلال و جمال الهي است. از اين رو، مي فرمايد: إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ؛ آنچه به سوي خداوند بالامي رود همان کلام پاک و عمل صالح است.(فاطر، آيه 10) البته وقتي اين کلام پاک و عمل نيک بالامي رود به طور طبيعي خود عامل را نيز با خود بالامي برد، اين صعود چون معنوي است در آخرت ديده مي شود؛ از اين رو، گفته شده مومن صابر است؛ زيرا مزد عمل خودش را در صعود معنوي در آخرت درو مي کند که فرشتگان مي فرمايند: سَلاَمٌ عَلَيْکُم بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَي الدَّارِ؛ و به آنان ميگويند: «درود بر شما به پاداش آنچه صبر کرديد. راستي چه نيکوست فرجام آن سراي!»(رعد، آيه 24).
روزنامه كيهان، شماره 21230 به تاريخ 24/9/94، صفحه 8 (معارف)
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان