دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

هوشنگ نهاوندی

No image
هوشنگ نهاوندی

كلمات كليدي : تاريخ، پهلوي، هوشنگ نهاوندي، حسنعلي منصور، آموزگار، فراماسونري

نویسنده : سعيده سلطاني مقدم

"هوشنگ نهاوندی" فرزند "علی‌اکبر" در سال 1312 در تهران به دنیا آمد.[1] از دبیرستان «فیروز بهرام» دیپلم و از "دانشگاه تهران" لیسانس حقوق گرفت و از آن‌جا به پاریس رفت و دکترای خود را در اقتصاد دولتی گرفت. نهاوندی خواهرزاده "دکتر فریدون کشاورز" عضو سابق رهبری «حزب توده» بود. سوابق سیاسی نهاوندی در فرانسه مبهم است، زمانی که در فرانسه تحصیل می‌کرد به نفع «جبهه ملی» فعال بود. در اسناد ساواک وی متهم به بهایی‌گری است؛ اما ثابت نشده است.[2] بعد از بازگشت به ایران کارمند بانک اعتبارات شد و ترقی وی زمانی آغاز شد که "حسنعلی منصور" در دولت "منوچهر اقبال" به دبیر کلی شورای عالی اقتصاد و وزارت کار رسید و از مرداد 1337 مشاور شورای عالی اقتصاد شد و پس از گذشت یک سال مشاور عالی وزارت کار شد.[3] در آبان 1340 به عنوان مستشار اقتصادی سفارت شاهنشاهی به بروکسل رفت و چند ماه بعد با حفظ این سمت نائب ریئس نمایندگی شاهنشانی ایران در اتحادیه اقتصادی اروپا شد و پس از پایان ماموریت دو ساله به ایران بازگشت و ضمن شرکت در گروه مترقی به ریاست هیئت مدیره و مدیر عامل شرکت معاملات خارجی رسید و همزمان در هیئت مدیره فروشگاه فردوسی انتخاب شد.[4] در کابینه "حسنعلی ‌منصور" به عنوان وزیر وزارتخانه جدید التاسیس «آبادانی و مسکن» منصوب شد انتصاب او به این سمت مخالفت‌هایی را به دنبال داشت.[5] "دکتر امینی" ضمن انتقاد از "حسنعلی‌ منصور" گفت: در دنیایی که کلیه شئون و مقامات اداری مملکت تخصصی است ما داریم درست بر خلاف آن رفتار می‌کنیم؛ مثلا این دکتر نهاوندی ما در ماموریت بسیار ورزیده بود و خیلی خوب منافع ایران را در بازار مشترک حفظ می‌کرد به وزرات مسکن منصوب کرده‌اند که به هیچ وجه اطلاع ندارد و به محل کارش آشنا نیست.[6]

شرکت در حزب ایران نوین

با تبدیل گروه «مترقی» به حزب «ایران نوین» در سال 1342 و حمایت آشکار "محمدرضا پهلوی" از آن، مشخص شد که دولت آینده را "حسنعلی منصور" تشکیل خواهد داد. از همین زمان بود که گروه‌های مختلفی برای دبیر کلی حزب پس از نخست وزیری "منصور" به تکاپو افتادند. هوشنگ نهاوندی یکی از این افراد بود و در زدو بندهای سیاسی همراه با "جمشید آموزگار" و "علینقی عالیخانی" و برخی دیگر شرکت می‌کرد. در گزارش ساواک آمده است: مدت دو سال است "دکتر آموزگار"، "دکتر عالیخانی" ... دکتر نهاوندی جلسات ماهیانه دارند و ... در این جلسات تصمیم گرفتند، از یکدیگر حمایت کنند ... توافقی که با هم کردند این است که بعد از سقوط دولت فعلی موجبات نخست وزیری "دکتر آموزگار" را فراهم سازند. هنوز مدتی از این گزارشات نگذشته بود که بین این گروه اختلاف به وجود آمد که در گزارش ساواک این گونه آمده است: اخیرا بین دکتر نهاوندی و "کوروس آموزگار" (برادر جمشید آموزگار) اختلاف شدید بروز کرده... و جریان آن هم از این قرار است که می‌گویند "کوروس آموزگار" در چندین شرکت مقاطعه‌کاری شریک و سهیم است و بابت هر کاری که به آن‌ها واگذار می‌کند، سهمی به نام او کنار گذاشته می‌شود... . در یک ملاقات کوتاه نهاوندی شدیدا به او اعتراض کرده و می‌گوید تو آبروی مرا برده‌ای و بهتر این است که استعفا بدهی و کار نکنی که به خاطر تو بین من و برادرت نیز اختلاف ایجاد گردد.

ریاست دانشگاه شیراز

عمر کابینه "حسنعلی منصور" با کشته شدن او توسط "محمد بخارایی" در بهمن 1343 پایان یافت و "امیرعباس هویدا" مامور تشکیل کابینه شد و نهاوندی باز سمت قبلی خود؛ یعنی «وزارت آبادانی و مسکن» را به دست آورد.[7]

با شروع سال 1346 درگیری‌های درون سازمانی باعث شد، شخصی به نام "هادی جوادی" طی شکایت‌هایی نهاوندی را به سوء استفاده و حیف و میل اموال دولتی متهم کند که منجر به عزل نهاوندی از این سمت شد نهاوندی بعد از آن عضو «هیئت امنای» دانشگاه مشهد شد و پس از سه سال به پیشنهاد "اسدالله علم" به ریاست دانشگاه شیراز رسید و بعد از آن رییس دانشگاه تهران شد.[8] در مراسم معارفه نهاوندی که در دانشگاه شیراز برگزار گردید، نهاوندی گفت: من افتخار دارم که هم استاد دانشگاه بوده و خواهم بود و بعد از این انتصاب به عنوان آجودان کشوری "محمدرضا پهلوی" منصوب شد.[9]

‌فعالیت نهاوندی در انجمن‌های ماسونی

هوشنگ نهاوندی در دوران فعالیتش در دانشگاه، فعالیت ماسونی خود را بیشتر کرد. سابقه فعالیت او در فراماسونری به تاریخ 14/9/1344 برمی‌گردد که با معرفی مهندس "حسینعلی شیخ‌الاسلامی"، به عضویت «لژ آفتاب» درآمد. در زمان ریاست بر دانشگاه شیراز با معرفی "اردشیر ایدون" ریس دانشکده مهندسی دانشگاه شیراز عضو «لژ ماسونی شیراز» شد. در تاریخ 27/10/1348 در جلسه «لژ فارابی» در تهران شرکت داشت، در تاریخ 30/7/1348 «لژ ژاندارک» به استادی "رحیم آذر" در جهت پذیرش نهاوند تشکیل جلسه داد. در تاریخ 4/7/1350 در جلسه وسیع «لژ بزرگ ایران» با شرکت 120 نفر از بلند پایگان رژیم پهلوی شرکت داشت. اوج فعالیت ماسونی نهاوندی از تاریخ 14/12/1351 آغاز می‌شود که از سوی «لژ بزرگ ایران»، «لژ امیرکبیر» به عنوان یک نهاد دانشگاهی تاسیس شد و نهاوندی به سمت استاد ارجمند آن منصوب شد. او در تاریخ 16/12/1352 به عضویت «لژ فروغی» نیز در آمد.[10] نهاوندی که به پیشنهاد "مهرداد پهلبد" به عضویت «هیئت امنای دانشگاه هنر» نیز در آمده بود به علت کنار گذاشتن برخی از استادان دانشگاه عضو «امیرکبیر از سمت‌های خود با مخالفت و عدم استقبال ماسونهای این لژ مواجه گردید و زمانی که این اختلاف‌ها به «لژ مشعل» نیر سرایت کرد و "پرفسور حسین حاجبی" به جانبداری از اعضای لژ پرداخت، «لژ بزرگ ایران» به حمایت نهاوندی آمد و اخطار نمود، چنانچه بخواهد در «لژ مشعل» و نظم آن اعمال نفوذ نموده و یا حقی را از کسی سلب و به دیگری تفویض نماید. مدت دو سال از شرکت در مجامع طریقت به کلی محروم خواهد شد و مورد توبیخ استاد اعظم، قرار خواهد گرفت. نهاوندی در این دوران به تشکیل گروه بررسی مسائل ایران در پرتو انقلاب شاه و ملت مشغول شد که گاه گاهی به عنوان جایگرینی «حزب ایران» نیز مطرح شد. هوشنگ نهاوندی در سال 1355 برای مدت سه سال به عضویت «شورای شاهنشاهی» آموزشی در آمد.[11]

دیدار با ریچارد هلمز

"ریچارد هلمز" (رییس پیشین سیا در خرداد 57) در سفر خود به تهران با هوشنگ نهاوندی ملاقات‌های زیادی داشت که در نتیجه این ارتباطات نهاوندی تصمیم به تاسیس «جناح اندیشمندان» می‌گیرد که بیشتر اعضای آن از استادان دانشگاه بودند. او این جناح را در زمان ریاست خود بر دانشگاه تهران تشکیل داد.[12]

ریاست دفتر فرح پهلوی

در سال 1355 به ریاست دفتر مخصوص "فرح پهلوی" رسید. هوشنگ نهاوندی عده‌ای از اعضای باند خود را به عنوان مشاورین عالی دفتر "فرح پهلوی" برد این عمل مورد اعتراض قرار گرفت و شعری نیز با عنوان "گرگ در مزرعه آهوی مشکین ختاست" که علیه وی سروده شد بود به صورت محدود پخش گردید؛ ولی علی‌رغم آن هوشنگ نهاوندی به سازماندهی خود در دفتر "فرح مشغول" شد. در سال 1357 با نزدیک شدن انقلاب کمیته‌ای با عنوان «بررسی مسائل انقلاب شاه و مردم" تشکیل داد.»[13]

ارزیابی سازمان اطلاعات آمریکا از نهاوندی

آژانس مرکزی اطلاعات آمریکا (سیا) در پژوهش نخبگان و توزیع قدرت در ایران می‌نویسد حرفه هوشنگ نهاوندی وزیر مسکن و عمران سابق در زمان نخست وزیری "منصور" و "هویدا" نشانگر آن است که چگونه می‌تواند با استفاده از یک انتصاب دانشگاهی در ایجاد یک پایگاه سیاسی موفق شود. در سال 1968 نهاوندی به عنوان رییس دانشگاه پهلوی جانشین "علم" گردید با وجود این‌که حرفه نهاوندی سیاسی بوده؛ ولی ریاست دانشگاه پهلوی برای او یک سمت رویایی بود... در تهران نهاوندی موفق به ایجاد یک پایگاه سیاسی آن هم با تشکیل کمیته‌ای جهت «بررسی انقلاب شاه و مردم شد».[14]

وزارت آموزش عالی

با آمدن "جعفر شریف‌ امامی" هوشنگ نهاوندی به وزارت آموزش عالی رسید؛ ولی کشتار مردم در روز 17 شهریور در «میدان ژاله» تهران کار را برای رژیم پهلوی دشوار کرد و هوشنگ نهاوندی در تاریخ 17/7/57 نامه‌ای به شریف‌امامی نوشت.[15] و در این نامه خود را از کار کنار کشید. او در این نامه نوشت چون دریافتم که در شرایط دشوار آن روز 6 شهریور 57 میل و خواسته شاهنشاه آریا مهر به این است که تمام ملاحظات نو محذورات را کنار بگذارم و زمان فداکاری و از خودگذشتگی است. در مذاکره تلفنی بعدی پذیرفتم در نخستین ساعات تشکیل دولت بحثی که به میان آمد مسئله دانشگاه‌ها بود که تصمیم گرفته شد، اول شروع سال تحصیلی 15 روز به عقب بیفتد و ثانیا لایحه استقلال دانشگاه‌ها هرچه زودتر تقدیم مجلسین شود. طرح در هیات دولت با ایرادها و بحث‌های فراوان مواجه شد که استقلال منظور شده برای دانشگاه‌ها را زیاد از حد لزوم می‌دانستد. در یک جلسه به من فرمودید که این لایحه برای دولت ایجاد اشکال کرده است، تصدیق می‌فرمایید که با آن سابقه ارادتی که نسبت به حضرت عالی دارم نمی‌خواهم موجد اشکال برای دولت آن جناب باشم آیا حملات شخصی که در چند روز اخیر در جراید مختلف به اینجانب شده... دستمزد آن نیست که دوستانم و من در روزهای گذشته تنها کسانی بودیم که با فساد و دروغگویی و بدکاری که امروز نتایج آن دامن‌گیر دولت شما شده است مبارزه کردیم؟ از نخستین روزهای تشکیل دولت شاید یکی از چند وزیری که بیش از همه بر ضرورت مبارزه با عوامل فساد و عناصر فاسد و تادیب و تنبیه آنان بر اساس عدالت و قانون تکیه داشت من بودم ... اگر تصور می‌فرمایید که این نظرات قابل قبول نیست... این کمترین، همکاری خود را با دولت پایان یافته تلقی می نمایم.[16]

نهاوندی در فرانسه

نهاوندی در دولت "ازهاری" جز لیستی قرار گرفت که به فساد مالی متهم شدند و به زندان "جمشیدیه" منتقل شد؛ اما شور و شوق روزهای اول انقلاب باعث شد تا بسیاری از زندانیان "جمشیدیه" از زندان آزاد شوند که نهاوندی از این قاعده مستثنی نبود که نهاوندی به محض خروج از زندان به فرانسه رفت.[17]

مقاله

نویسنده سعيده سلطاني مقدم
جایگاه در درختواره تاریخ ایران بعد از اسلام

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

روایتی ناتمام از مکتب اصفهان ; نگاهی به سریال روشنتر از خاموشی

روایتی ناتمام از مکتب اصفهان ; نگاهی به سریال روشنتر از خاموشی

از میان کارهای تلویزیونی حسن فتحی، مجموعه روشنتر از خاموشی که به شرح زمانه و اندیشه ملاصدرا می‌پردازد، چندان اسباب شهرت این کارگردان نیست. با آن‌که زمان پخش سریال نامناسب نبود و با آمدن شبکه IFilm هم پخش آن به دفعات تکرا شد، اما این سریال همواره در قیاس با هم‌نژادان خود- یعنی شب دهم، مدار صفر درجه و البته پهلوانان نمی‌میرند- کم‌رنگ و مهجور مانده است!
منحنی فرهنگ در مسابقه خنداننده شو

منحنی فرهنگ در مسابقه خنداننده شو

خندوانه هر چند وقت یک بار دچار رکود می‎شود و در رقابت با همسایه‌اش در شبکه نسیم (دورهمی) گاهی بالا رفته و گاهی پایین می‌افتد و این خودش موضوعی مستقل برای تحلیل است. اما هدف این متن تمرکز بر قسمت خنداننده شو این برنامه بوده و تحلیل محتوای خندوانه و نقادی رفتار مجری و مبتکر آن‌را شاید در جایی دیگر دنبال کنیم.
کمپانی خنداننده ها، سهامی عام ; نگاهی دوباره به خندوانه

کمپانی خنداننده ها، سهامی عام ; نگاهی دوباره به خندوانه

خندوانه یکی از عجیب ترین پدیده‌های رسانه‌ای کشور است که در عرض سه سال حضور نسبتا مداوم خود به یکی از پر طرفدارترین برنامه‌های تاریخ تلویزیون ایران بدل شده است. تنها برنامه‌هایی مانند خبر ساعت 14 یا خبر بیست و سی را از حیث جذب مخاطب بتوان با این برنامه مقایسه کرد که البته همه می‌دانیم که این مقایسه از جنس قیاس مع الفارق است.
از سرمایه می‌‌خوریم ; نگاهی به سریال زیر پای مادر

از سرمایه می‌‌خوریم ; نگاهی به سریال زیر پای مادر

سریال زیر پای مادر از سری چندگانه‌های تلوزیون است که می‌‌کوشد مضمون خانواده را مد نظر خود قرار دهد. با مراجعه به حافظه خود به عنوان مخاطب برنامه‌های تلوزیونی می‌‌توان به سادگی دریافت که موضوع بسیاری از سریال‌ها و مجموعه‌های تلوزیونی در یکی دو دهه اخیر خانواده است.
هویت چهل تکه و بحران مدنیت؛ تفسیری بر سبک زندگی در پاورچین

هویت چهل تکه و بحران مدنیت؛ تفسیری بر سبک زندگی در پاورچین

پاورچین آغازی بر طنزهای دنباله‌دار (یا به اصطلاح جریان‌ساز) دهه هشتاد بود که تاثیر آن در نقطه چین ادامه یافت و البته در شب‌های برره به اوج رسید. طنزی پراستعاره که ذهن مخاطب را در تعمیم دادن آزاد می‌گذاشت.

پر بازدیدترین ها

بدتـــرین جای دنیا | نقد فیلم آرگــو �)

بدتـــرین جای دنیا | نقد فیلم آرگــو (2012)

«آرگو» ماجرای گروگان‌گیری 52 دیپلمات و کارمند سفارت آمریکا در تهران در 13 آبان 1358 است... این تصویری‌ست که آرگو از ایران نمایش می‌دهد. یک جهنم واقعی، یا به قول تونی مندز در جایی در اوائل فیلم: «بدترین جایی که می‌تونی تصور کنی»…
منحنی فرهنگ در مسابقه خنداننده شو

منحنی فرهنگ در مسابقه خنداننده شو

خندوانه هر چند وقت یک بار دچار رکود می‎شود و در رقابت با همسایه‌اش در شبکه نسیم (دورهمی) گاهی بالا رفته و گاهی پایین می‌افتد و این خودش موضوعی مستقل برای تحلیل است. اما هدف این متن تمرکز بر قسمت خنداننده شو این برنامه بوده و تحلیل محتوای خندوانه و نقادی رفتار مجری و مبتکر آن‌را شاید در جایی دیگر دنبال کنیم.
هویت چهل تکه و بحران مدنیت؛ تفسیری بر سبک زندگی در پاورچین

هویت چهل تکه و بحران مدنیت؛ تفسیری بر سبک زندگی در پاورچین

پاورچین آغازی بر طنزهای دنباله‌دار (یا به اصطلاح جریان‌ساز) دهه هشتاد بود که تاثیر آن در نقطه چین ادامه یافت و البته در شب‌های برره به اوج رسید. طنزی پراستعاره که ذهن مخاطب را در تعمیم دادن آزاد می‌گذاشت.
وصل و فصل؛ مقایسه دیوار به دیوار با اجاره نشین‌ها

وصل و فصل؛ مقایسه دیوار به دیوار با اجاره نشین‌ها

مجموعه دیوار به دیوار طنزی گیرا، کنایه‌پرداز و قابل تحلیل است. پیداست که هم بازی شدن چندین بازیگر مطرح(در عین موفقیت کارگردان در بازیگردانی مجرب‌های سینما و تئاتر ایران) بر جذابیت و ظرافت کار می‌افزاید. همچنان که کنار هم نشستن اجباری چند خانواده ایرانی در یک ساختمان اعیانی از موضوعاتی است که تحلیل وجوه نمادین آن، منتقدان را به خوانش استعاری از اثر دعوت می‌نماید.
در جهان عیاران ; نگاهی به سریال پهلوانان نمی میرند

در جهان عیاران ; نگاهی به سریال پهلوانان نمی میرند

اتفاقات سیاسی و اجتماعی در تاریخ ایران همواره ارتباط نزدیکی با اعتقادات اخلاقی و مذهب داشته است. بسیاری از قیام های محلی برآمده از دیدگاه مذهبی بودند و یا بواسطه حفظ اخلاقیات شکل گرفتند. در ایران، اخلاق گرایی و دین گرایی همپوشانی نزدیکی با وطن پرستی و استقلال ملی دارد. بسیاری از آثار ادبی و سینمایی از «کلیدر» محمود دولت آبادی گرفته تا «هزاردستان» علی حاتمی، بر اساس همین همپوشانی خلق شده اند.
Powered by TayaCMS