29 دی 1395, 7:33
تقوا از ماده وقي به معني خودنگهداري است، اينكه انسان در يك حالي باشد كه بتواند خود را نگهداري كند. تقواي الهي نگهداري خود است از آنچه بد است، براي خدا. قرآن كريم ميگويد اگر متقي واقعي باشيد دو اثر دارد: يكي اينكه گشايش در كار به وجود ميآيد در اثر تاثير معنوي آن. خاصيت دوم تقوا اين است كه بر روشنبيني ميافزايد. اگر انسان متقي باشد، روشن بينتر است زيرا تقوا صفاي روح ميآورد، تقوا آن تيرگيهايي را كه باعث ميشود انسان از روشنبينيهايي كه مخصوص خود اوست استفاده نكند از بين ميبرد. شما اگر نسبت به موضوعي تعصب بورزيد نميتوانيد آن را آن طوري كه هست بگيريد. تقوا گرد و غبار تعصب را پاك ميكند، كينهتوزي را فرو مينشاند، در نتيجه عقل، آزاد فكر ميكند. در آيات قرآن كريم 243 واژه تقوا به صورت اسمي و فعلي و به عنوان صفت به كار رفته، و بيشتر به صورت «اتقوااللّه» آمده است. معدودي از اين تعداد، به صورت «إتقوا ربّكم» يا «إتقواالله الّذى خلقكم» به كار رفته است. اين تعداد فعل امر به صراحت نشان ميدهد كه تا چه حد رعايت تقوا اهميت دارد. از جمله اين اوامر اين است كه ميفرمايد: «فاتّقُواالله يأُولى الألبب لعلّكم تُفلِحُون»؛ پساي خردمندان عالم! از خدا بترسيد، باشد كه رستگار شويد. (مائده / 100) و نيز ميفرمايد: «اتّقواالله حقّ تُقاتِه» از خدا بترسيد، چنانچه شايسته خدا ترس بودن است.
(آل عمران / 102) در فرهنگ قرآن كريم، متقي كسي است كه با ايمان و عمل صالح براي خود ملكهاي نفساني فراهم ميسازد تا او را از آسيبهاي دروني (هواي نفس) و بيروني (شيطان) مصون دارد. (عبدا... جوادي آملي، تسنيم (تفسير قرآن كريم)، 1378، ج 2، ص 132) .
گرچه تقوا رئيس اخلاق شناخته شده است (التُّقي رئيس الأخلاق)، (نهج البلاغه، حكمت 410) ليكن همانگونه كه غالب فضايل اخلاقي سه درجه دارد: عام و خاص و اخص، تقوا نيز همين سه مرتبه را دارد: 1ـ تقواي عام: پرهيز از محرمات؛ 2 ـ تقواي خاص: اجتناب از مشتبهات؛ 3 ـ تقواي اخص: دوري از مباحات، در پرتو اشتغال به واجبات و مستحبات. (جوادي آملي، تسنيم (تفسير قرآن كريم)، ج 2، ص 155) . علامه مجلسي در ذكر اقسام تقوا، علاوه بر سه مورد فوق، يك قسم ديگر نيز به نام «ورع سالكين» ذكر كرده است و مراد از آن، اعراض از غير خدا، از ترس ضايع شدن عمر عزيز در كارهاي بيهوده است، هر چند منجر به حرام هم نشود (سيد محمدهاشم دستغيب، تقوا، ص 106).
خداوند در قرآن كريم ميفرمايد: « ومن يتّقِالله يجْعل لّهُ مِنْ أمْرِهِ يسْرًا؛ هر كسي كه تقواي الهي را پيشه كند خدا براي او در كارش سهولت و آساني قرار ميدهد.» (طلاق/ 4) اين جمله و جمله «ومن يتّقِالله يجْعل لّهُ مخْرجًا؛ و هر كه از خدا پروا كند، براي او راه خروجي (از گناه و مشكلات) پديد ميآورد» (طلاق/ 2) نزديك به يكديگر است. باز انسان، با بصيرت ناقص خودش خيال ميكند تقوا براي انسان اشكال ايجاد ميكند، كار او را سخت و مشكل ميكند. قرآن ميگويد: عكس قضيه است، كار را آسان ميكند. شما تقواي الهي را پيشه كنيد، بعد ببينيد چگونه كارهاي سخت براي شما آسان ميشود. همين طور كه براي متقي بن بست وجود ندارد، براي متقي كار سخت و مشكل وجود ندارد. آثاري كه براي تقوا در قرآن ذكر شده است، به سه گروه تقسيم ميگردد: آثار دنيوي، آثار اخروي و آثار مستمر.
خداوند به كسي كه تقوا داشته باشد، از راهي كه به حساب نميآورد، روزي ميدهد: «ومن يتّقِالله يجْعل لّهُ مخْرجًا * ويرْزُقْهُ مِنْ حيثُ لا يحْتسِبُ»؛ (1) و هر كس خدا ترس شود، خدا راه بيرون شدن را بر او ميگشايد و از جايي كه گمان نبرد، به او روزي عطا كند. هدايت قرآن نصيب افراد با تقوا ميگردد: «ذلك الكِتبُ لا ريب فيهِ هُدىً لِّلمُتّقين»؛ (2) اين كتاب بيهيچ شك، راهنماي پرهيزكاران است. كساني كه تقوا ورزند، خدا درهاي بركات آسمان و زمين را بر آنان باز ميكند: «و لو أنّ أهل القرى ءامنوا و اتّقوا لفتحنا عليهم بركتٍ مّن السّماءِ و الأرضِ»؛ (3) و چنانچه مردم شهر و ديار همه ايمان آورده و پرهيزكار ميشدند، همانا ما درهاي بركات آسمان و زمين را بر روي آنها ميگشوديم.
«انّ المُتّقين فى جنّتٍ و نعيمٍ»؛ (4) متقيان هم امروز در باغهاي بهشت پرنعمتاند. «فانّ خير الزّاد التّقوى»؛ 5بهترين توشه اين راه تقواست. «انمّا يتقّبلُاللهُ مِن المُتّقين»؛ (6) خدا قرباني متّقيان را خواهد پذيرفت. «و من يتّقالله يكفِّر عنهُ سيئاتهِ و يعظِم لهُ أجرا»؛ (7) و هر كه از خدا بترسد، خدا گناهانش را بپوشاند و او را پاداش بزرگ عطا كند. «ثُمّ نُنجِّى الّذين اتّقوا وّ نذرُ الظّلِمين فيها جِثِيا»؛ (8)پس از ورود همه در دوزخ، ما افرادي را كه خدا ترس و باتقوا بودهاند، از جهنم نجات خواهيم داد و ستمكاران را فروگذاريم تا در آن آتش به زانو درافتند.
خوشبخت كساني هستند كه اطاعت خدا و رسول نمايند و از خدا ترسيده، تقوا پيشه كنند: «و من يطعالله و رسُولهُ و يخشالله و يتّقه فاولئِك همُ الفائِزون»؛ (9) و هر كس فرمان خدا و رسول را اطاعت كند و خدا ترس و پرهيزكار باشد، چنين كساني را پيروزي و سعادت خواهد بود. «انّ أكرمكم عنداللهِ أتقكُم»؛ (10) بزرگوارترين شما نزد خدا با تقواترين مردمند. «فانّالله يحبُّ المّتّقين»؛ (11) خداوند پرهيزكاران را دوست دارد. «إنْ أولياۆُهُ الّا المُتّقون»؛ (12) تنها متقين دوستان خدا هستند. «و اعلمُوا أنّالله مع المُتّقين»؛ (13) خدا همواره با متقين است.
هر عملي بايد مسبوق به تقوا باشد تا آن عمل قبول شود، چون «إِنّما يتقبّلُالله مِن الْمُتّقِين؛ خدا هر عملي را فقط از متقيان ميپذيرد» (مائده/27) . انسان وقتي كه اعمال زيادي انجام ميدهد توقع پاداش بیشتری دارد خصوصا كه در كتابهاي حديث يا دعا مانند مفاتيح نوشته است كه اگر مثلا دو ركعت نماز خواندي خداوند چقدر اجر و ثواب ميدهد، اگر فلان زيارت را كردي چنين و چنان، با خود ميگويد پس ما آنجا خيلي اعمال نیک انبار كردهايم. قرآن ميگويد: «إِنّما يتقبّلُالله مِن الْمُتّقِين؛ همه آنها درست است اما شرطش متقي بودن است. اگر متقي باشي خدا ميپذيرد، اگر متقي نباشي اساسا قبول نميشود. دو مرتبه «و اتقواالله» تقوا مقدمه عمل و شرط قبول عمل است، و هر عملي انسان را آماده ميكند براي تقواي بعد از عمل و تقواي بالاتر. «إِنّالله خبِيرٌ بِما تعْملُون؛ خدا به تمام كارهاي شما آگاه است». در يك آيه قرآن داريم: «يا أيها الّذِين آمنُواْ اتّقُواْالله حقّ تُقاتِهِ؛ تقواي الهي داشته باشيد آن تقوايي كه شايسته خداست» (آل عمران/102) . تقواي واقعي همان است كه انسان را نجات ميدهد، انسان را آزاد و رها ميكند. انسان در زير امتحانها (چه امتحان به نعمتها و چه امتحان به نقمتها) بايد تقوا داشته باشد كه اين تقواست كه او را نجات ميدهد و آزاد و رها ميكند.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان