29 دی 1395, 7:21
صدقه و انفال از جمله موارد تاکید شده در قرآن کریم است که نتایج دنیوی و اخروی بسیاری برای آن نقل شده مشروط بر اینکه خالصانه، با رضایت قلبی و برای رضایت خداوند پرداخت شود. صدقه دادن در راه خدا مورد تایید اسلام است که دو شکل واجب و مستحب را شامل میشود. صدقه واجب بخشی از اموال شخصی است که با شرایطی خاص به افرادی داده میشود، از جمله زکات، خمس و فطریه. صدقه مستحب مقدار خاصی ندارد و صدقه دهنده میتواند هر مقدار از مال خود را که بخواهد در راه خدا به فقرا و نیازمندان ببخشد. انفاق و بخشش مال، برکت را در پی داشته، خیرات دنیوی و اخروی دیگری نیز برای صدقه دهنده به ارمغان دارد. صدقه در صورتی که بهدرستی هزینه شده و بهدست مستحقها و نیازمندان واقعی برسد، در زدودن فقر از جامعه نیز مؤثر است. دوری از بلا و مرگ بد، طول عمر، شفای مریض، دورکننده فقر از جامعه از دیگر برکات صدقه برای فرد بخشنده است. صدقه باید خالصانه و با رضایت قلبی و جهت رضایت خداوند پرداخت شود تا تأثیرات بیشمار خود را داشته باشد. ضمن اینکه صدقه باید به نیازمند واقعی داده شده و اجازه ندهیم احساسات انساندوستانه بر ما غلبه کرده و به کسانی کمک کنیم که نیازمند واقعی نبوده و از رأفت همنوعان خود سوءاستفاده میکنند. صدقه کارکرد اقتصادی گستردهای دارد که در صورت درست پرداخت شدن در رفع بسیاری از نیازهای جامعه مؤثر واقع شده و کمکی است برای اینکه جامعه از رفاه نسبی برخوردار شود. مستحب است انسان زیاد صدقه بدهد، به ویژه در اوایل روز و اوایل شب. همچنین مستحب است در صدقه دادن اقوام، نزدیکان و همسایگان را بر دیگران مقدم بداریم. صدقه به نوعی ارتقای معنویت فردی و اجتماعی و شکرگزاری از خالق هستی است که نعمتهایی در اختیارمان قرار داده و فرصتی است برای اینکه در اقدامی خیر و انساندوستانه شرکت کرده، توشهای برای آخرت خود ذخیره کنیم. صدقه ریسمانی برای رسیدن به معنویات دنیوی و دستیابی به برکات اخروی است و آثار پرداخت آن به خوبی در زندگی انسان قابل مشاهده است. سوره منافقون، آیه 10: و از آنچه روزى شما گردانیدهایم انفاق کنید پیش از آنکه یکى از شما را مرگ فرا رسد و بگوید پروردگارا چرا تا مدتى بیشتر [اجل] مرا به تأخیر نینداختى تا صدقه دهم و از نیکوکاران باشم. سوره توبه، آیه 75: از آنان کسانىاند که با خدا عهد کردهاند که اگر از کرم خویش به ما عطا کند قطعا صدقه خواهیم داد و از شایستگان خواهیم شد. سوره توبه، آیه 79: کسانى که بر مؤمنانى که [افزون بر صدقه واجب] از روى میل صدقات [مستحب نیز] مىدهند عیب مىگیرند و [همچنین] از کسانى که [در انفاق] جز بهاندازه توانشان نمىیابند [عیبجویى مىکنند] و آنان را به ریشخند مىگیرند [بدانند که] خدا آنان را به ریشخند مىگیرد و براى ایشان عذابى پر درد خواهد بود. سوره نساء، آیه 114: در بسیارى از رازگوییهاى ایشان خیرى نیست مگر کسى که [بدین وسیله] به صدقه یا کار پسندیده یا سازشى میان مردم فرمان دهد و هر کس براى طلب خشنودى خدا چنین کند به زودى او را پاداش بزرگى خواهیم داد. سوره احزاب، آیه 35: مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ایمان و مردان و زنان عبادتپیشه و مردان و زنان راستگو و مردان و زنان شکیبا و مردان و زنان فروتن و مردان و زنان صدقهدهنده و مردان و زنان روزهدار و مردان و زنان پاکدامن و مردان و زنانى که خدا را فراوان یاد مىکنند خدا براى [همه] آنان آمرزش و پاداشى بزرگ فراهم ساخته است. سوره بقره، آیه 263: گفتارى پسندیده (در برابر نیازمندان) و گذشت (از اصرار و تندىِ آنان) بهتر از صدقهاى است که آزارى به دنبال آن باشد و خداوند بىنیاز بردبار است.امام على(ع) میفرماید: و صدقه السر فانها تکفر الخطیئه و صدقه العلانیه، فانها تدفع میته السوء، صدقه دادن نهانى گناه را پاک و صدقه دادن آشکار مرگ بد را باز دارد (نهج البلاغه، خطبه110). امام سجاد (ع) میفرماید: حق صدقه این است که بدانى ذخیره و امانتى است که به خدا مىسپارى و نیازى به شاهد و گواه ندارد. اگر این حقیقت را دریافتى به صدقه پنهانى مطمئنتر خواهى شد تا صدقه علنى و مىفهمى که در دنیا بلاها و بیمارىها را دفع مىکند و در آخرت جلوگیر آتش است (تحف العقول).
زندگي اجتماعي انسان جداي از ديگران نيست. يقينا هر انساني از جمله نوجوانان و جوانان با عدهاي به عنوان رفيق و دوست يا آشنا و فاميل ارتباط دارند. ارتباط جوانان با همنوعان خويش بيش از ديگران است، بر پدر و مربيان جامعه است كه به آنها بياموزند كه حقوق دوستان و آشنايان را مراعات نمايند. حضرت علي (ع) در همين راستا به فرزندش ميفرمايد: «چون برادر دينيات از تو جدا شود، تو پيوند دوستي را برقرار كن و اگر روي برگرداند تو مهرباني كن و چون بخل ورزد تو بخشنده باش، هنگامي كه دوري ميگزيند تو نزديك شو و چون سخت ميگيرد، تو آسانگير و به هنگام گناهش عذر او را بپذير، چنانكه گويا بنده او ميباشي و او صاحب نعمت تو است، مبادا دستورات ياد شده را با غيردوستانت انجام دهي، يا با انسانهايي كه سزاوار آن نيستند بجا آوري، دشمن دوست خود را دوست مگير تا با دوستت دشمني نكرده باشي، در پند دادن دوست بكوش، خوب باشد يا بد، و خشم را فرو خور كه من جرعهاي شيرينتر از آن ننوشيدم و پاياني گواراتر از آن نديدم. با آن كس كه با تو درشتي كرده نرم باش كه اميد است به زودي در برابر تو نرم شود... اگر خواستي از برادرت جدا شوي، جايي براي دوستي باقي گذار تا اگر روزي خواست به سوي تو بازگردد بتواند، كسي كه به تو گمان نيك برده او را تصديق كن و هرگز حق برادرت را به اعتماد دوستي كه با او داري ضايع نكن، زيرا آن كس كه حقش را ضايع ميكني با تو برادر نخواهد بود و به كسي كه به تو علاقهاي ندارد دل مبند، مبادا برادرت براي قطع پيوند دوستي، دليلي محكمتر از برقراري پيوند با تو داشته باشد، يا در بدي كردن، بهانهاي قويتر از نيكي كردن تو بياورد، ستمكاري كسي كه به تو ستم ميكند در ديدهات بزرگ جلوه نكند، چه او به زبان خود و سود تو كوشش دارد و سزاي آن كس كه تو را شاد ميكند بدي كردن نيست.» اگر اوصاف ياد شده در جواني يا نوجواني با تلاش پدر به عنوان يك تربيت اخلاقي ريشهدار به وجود آيد، آينده خوب و روشني را براي زندگي اجتماعي او رقم ميزند، براي اهميت اين مساله حضرت در ادامه با تذكر برخي نشانههاي دوستان خوب به اين نكته توجه ميكند كه نداشتن دوستان خوب نشانه ضعف انسان است، «يار و همنشين چونان خويشاوندان است، دوست (خوب) آن است كه در نهان آيين دوستي را مراعات كند، هواپرستي همانند كوري است، چه بسا دور كه از بستگان نزديكتر است و چه بسا نزديك كه از دور دورتر است، «و الغريب من لم يكن له حبيب؛ (غريب آن نيست كه از وطن خويش دورباشد) غريب كسي است كه دوستي نداشته باشد.»
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان