دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

«ماشاءالله» و «ان شاءالله» در فرهنگ قرآن

قرآن کتاب زندگی است. آموزه‌های آن به گونه‌ای است که انسان به آسانی می‌تواند با بهره گیری از آن به کمال شایسته خویش دست یابد.
«ماشاءالله» و «ان شاءالله» در فرهنگ قرآن
«ماشاءالله» و «ان شاءالله» در فرهنگ قرآن
نویسنده: محمدرضا ربانی

قرآن کتاب زندگی است. آموزه‌های آن به گونه‌ای است که انسان به آسانی می‌تواند با بهره گیری از آن به کمال شایسته خویش دست یابد.

بسیاری از اصطلاحات قرآنی در زندگی مردم به همین علت نفوذ پیدا کرده است. مطالعه و بررسی این اصطلاحات و ارتباط با آن، می‌تواند ما را برای تحرک بیشتر در زندگی بر پایه آموزه‌های قرآنی آماده‌تر سازد.

اصطلاحات قرآنی در فرهنگ ایرانی

این اصطلاحات در فرهنگ ایرانی اسلامی ما چنان ریشه دوانده است که نمی‌توان آن را از زندگی روزمره جدا ساخت. اصطلاحات در طول زمان بسیار ساده و ابتدایی می‌نماید به گونه‌ای که گاه گمان می‌شود که تنها ذکری ساده و بی اراده بر زبان جاری می‌شود. درحالی که تفکر و تدبر در این اصطلاحات ما را با دنیایی از مفاهیم بلند و والا روبه رو می‌سازد. بازخوانی اصطلاحات برای آن مهم است که موجب می‌شود تا با ابعاد هستی شناختی خاص روبه رو شویم که در پس آنها نهفته و به جهاتی از چشم‌ها نهان گشته است. هنگامی که با یکی از این اصطلاحات با این زاویه دید برخورد می‌کنیم ناخودآگاه خود را با فرهنگ و پشتوانه بزرگ و عظیمی روبه رو می‌بینیم که شگفت افزایی از خصایص آن است.

از جمله اصطلاحاتی که روزانه آن را به کار می‌بریم، اصطلاح ماشاءالله است که به معنای «آنچه خدا خواسته» می‌باشد.

هنگامی که با چیزی شگفت روبه رو می‌شویم و یا چیزی، تحسین و شگفتی و تعجب ما را بر می‌انگیزد ناخودآگاه این اصطلاح را به کار می‌بریم.

در حقیقت با به کار بردن این اصطلاح، این معنا را القا می‌کنیم که این چیز نعمت و برکتی است که خداوند عنایت کرده و فضلی است که به بنده‌ای مبذول داشته و بر وی منت نهاده است. بنابراین با دیدن چیزی که ما را به شگفتی واداشته به این معنا منتقل می‌شویم که این همه از سر فضل و منت الهی است و چیزی بیرون از قدرت و خواسته و اراده و مشیت الهی انجام نشده است.

اگر خدا بخواهد

هنگامی که بخواهیم در آینده نزدیک و یا دورکاری را انجام دهیم می‌گوییم: ان شاءالله که به معنای «اگر خدا بخواهد» است. اینجا با اینکه برای خود برنامه ریزی داشته و تصمیم و عزم را جزم کرده ایم تا آن را انجام دهیم با این همه بر این باوریم که چیزی بیرون از حکومت و قدرت و مدیریت و تدبیر الهی انجام نمی‌شود و این گونه نیست که هر کاری را اگر بخواهیم انجام دهیم تنها ما به عنوان فاعل مطرح هستیم بلکه بر این باوریم که خداوند، جهان و همه امور آن را مدیریت می‌کند و بی اراده و مشیت وی امکان ندارد که کاری را بتوانیم انجام دهیم. این مفهوم را ما به شکل گفتن ان شاءالله بیان می‌کنیم و می‌گوئیم اگر خدا خواست این کار را به قطع انجام می‌دهیم. این گونه است که وقتی می‌خواهیم به سفری برویم و حتی بلیط خریداری کرده و یا ماشین را آماده کرده و می‌خواهیم حرکت کنیم در پاسخ شخص پرسشگر می‌گوییم ان شاءالله به سفر می‌رویم. یعنی اگر اراده الهی به این تعلق گرفته باشد، می‌خواهیم این فعل را تحقق بدهیم. این به معنای آن خواهد بود که ما همواره اراده خویش را در طول اراده الهی می‌یابیم و بر اساس این جهان بینی حرکت می‌کنیم و کارهای خود را سامان می‌دهیم.

قرآن در آیات 23 و 24 سوره کهف از پیامبر می‌خواهد که هر گاه خواستی کاری را انجام دهی بگو: ان شاءالله این کار را انجام می‌دهم؛ لاتقولن لشی انی فاعل ذلک غدا الاان یشاءالله؛ هر گاه خواستی کاری را در فردایی انجام دهی نگو که این کار را انجام می‌دهم مگر آنکه بگویی اگر خدا خواست.

مقاله

نویسنده محمدرضا ربانی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دین شناسی و عقل وسطایی

دین شناسی و عقل وسطایی

به گواه تاریخ، دین شناسی و دین باوری از آغاز حیات تفکر بشری شکوفا بوده و بشر در چگونه زیستن خود در صدد کشف قوانین طبیعت و شناخت اسرار آفرینش و آفریدگار هستی برآمده است و محصول این کاوش را بعدها دین شناسی و طبیعت شناسی نامید.
پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

در تاریخ علم می‌توان انفکاک‌های مختلف از فلسفه و ظهور رشته‌های علمی مجزا را ملاحظه کرد. ولی هریک از این رشته‌ها که بر فلسفه مبتنی هستند،
نسبت عقلانیت و دین

نسبت عقلانیت و دین

«عقل» و «عقلانیت» در طول تاریخ بشر وجوه گوناگونی داشته و در پیدایی، رشد و شکوفایی تمدن‌های بشری نقش بسزایی ایفا کرده به‌ طوری که بدون آن، تمدن‌سازی غیرممکن بوده است.
از دین گریزی تا دین ستیزی!

از دین گریزی تا دین ستیزی!

سکولاریسم‌ ‌که به مفهوم عرفی شدن و مستلزم جدا انگاری دین از سیاست و دنیاست از آنجا شروع شد که اندیشه وران غربی دریافتند که مسیحیت توانایی آن را ندارد در همه عرصه‌های زندگی انسان ایفای نقش نماید و بر این اساس، حوزه دین صرفاً باید محدود به زندگی فردی انسان و رابطه او با خدا باشد.
عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

مفهوم دوم از عرفی شدن، سکولاریسم است که عبارت است از «افتراق ساختاری میان ساخت سیاسی، از نهاد دین و به عبارت دیگر، عرفی شدن به این معناست که نهاد دین که دارای کارکردهای گوناگونی بوده به علت پیچیده شدن مناسبات زندگی اجتماعی و تخصیص نقش‌ها همچون سایر نهادها متمرکز شده و وظایف خود را واگذار می‌کند».
Powered by TayaCMS