دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آریستوکراسی

No image
آریستوکراسی

این اصطلاح ریشه یونانی دارد و به معنی حکومت بهترین‌ها یا حکومت نخبگان و شایستگان است. افلاطون در کتاب جمهوری خود تشکیل چنین حکومتی را توصیه می‌کند و اصطلاح «پادشاه – فیلسوف» را برای کسی که در راس این حکومت قرار می‌گیرد، به کار می برد. به نظر افلاطون اکثریت مردم جاهل هستند و حکومت منتخب اکثریت مردم نمی‌تواند حکومت شایسته‌ای باشد. آریستوکراسی در حال حاضر بیشتر به عنوان حکومت اشراف و طبقات ممتاز معنی می‌شود. البته چنین حکومت‌هایی به مفهوم گذشته آن دیگر وجود ندارد، ولی اشراف و طبقات ممتاز که همان سرمایه داران فعلی باشند، با استفاه از ثروت و امکانات خود عملاً نهادهای دمکراتیک و انتخابی را در بسیاری از کشورهای سرمایه داری تحت نفوذ خود قرار می دهند و قوانین و مقرراتی که در مجالس مقننه این کشورها تصویب می‌شود بیشتر در جهت حفظ منافع آنهاست. ایالات متحده آمریکا، که بزرگترین کشور سرمایه‌داری جهان به شمار میآید، یک نمونه برجسته از حکومت آریستوکراسی به مفهوم امروزی آن است.

در این کشور هیچ مقام انتخابی، از رییس جمهور گرفته تا شهردار یک شهر کوچک، بدون استفاده از رادیو و تلوزیون و مطبوعات که در اختیار سرمایه داران بزرگ است و تبلیغات انتخاباتی که هزینه هنگفتی در بردارد، شانس موفقیت ندارد و بعد از انتخاب شدن نیز مجبور است، منافع کسانی را که هزینه‌های تبلیغاتی او را تامین کرده‌اند، مراعات کند، زیرا سرمایه دارانی که وسائل ارتباط جمعی را در اختیار خود دارند می‌توانند هر یک از مقامات دولتی یا نمایندگان کنگره را تضعیف یا از انتخاب مجدد آنان جلوگیری نمایند. حتی شخص رئیس جمهور، نیز که بالاترین مقام اجرایی در آمریکا به شمار می‌آید از چنین خطری مصون نیست و نیکسون رئیس جمهور اسبق آمریکا که به دنبال یک جنجال تبلیغاتی مجبور به استعفا از مقام خود گردید، نمونه قابل ذکری است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دین شناسی و عقل وسطایی

دین شناسی و عقل وسطایی

به گواه تاریخ، دین شناسی و دین باوری از آغاز حیات تفکر بشری شکوفا بوده و بشر در چگونه زیستن خود در صدد کشف قوانین طبیعت و شناخت اسرار آفرینش و آفریدگار هستی برآمده است و محصول این کاوش را بعدها دین شناسی و طبیعت شناسی نامید.
پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

در تاریخ علم می‌توان انفکاک‌های مختلف از فلسفه و ظهور رشته‌های علمی مجزا را ملاحظه کرد. ولی هریک از این رشته‌ها که بر فلسفه مبتنی هستند،
نسبت عقلانیت و دین

نسبت عقلانیت و دین

«عقل» و «عقلانیت» در طول تاریخ بشر وجوه گوناگونی داشته و در پیدایی، رشد و شکوفایی تمدن‌های بشری نقش بسزایی ایفا کرده به‌ طوری که بدون آن، تمدن‌سازی غیرممکن بوده است.
از دین گریزی تا دین ستیزی!

از دین گریزی تا دین ستیزی!

سکولاریسم‌ ‌که به مفهوم عرفی شدن و مستلزم جدا انگاری دین از سیاست و دنیاست از آنجا شروع شد که اندیشه وران غربی دریافتند که مسیحیت توانایی آن را ندارد در همه عرصه‌های زندگی انسان ایفای نقش نماید و بر این اساس، حوزه دین صرفاً باید محدود به زندگی فردی انسان و رابطه او با خدا باشد.
عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

مفهوم دوم از عرفی شدن، سکولاریسم است که عبارت است از «افتراق ساختاری میان ساخت سیاسی، از نهاد دین و به عبارت دیگر، عرفی شدن به این معناست که نهاد دین که دارای کارکردهای گوناگونی بوده به علت پیچیده شدن مناسبات زندگی اجتماعی و تخصیص نقش‌ها همچون سایر نهادها متمرکز شده و وظایف خود را واگذار می‌کند».
Powered by TayaCMS