دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آشنایی با اعتبار قطعنامه‌های سازمان‌های بین‌المللی

تقریباً همه روزه شاهد صدور قطعنامه‌هایی از سوی سازمان‌های بین‌المللی هستیم، به گونه‌ای که قسمت مهمّی از حقوق بین‌الملل را تشکیل می‌دهند، حال سؤالی که مطرح است این است که آیا این سازمان‌ها اصولاً صلاحیت صدور قطعنامه و یا به عبارتی صلاحیت تقنینی دارند یا نه؟
آشنایی با اعتبار قطعنامه‌های سازمان‌های بین‌المللی
آشنایی با اعتبار قطعنامه‌های سازمان‌های بین‌المللی

دانستنیهای حقوقی؛

تقریباً همه روزه شاهد صدور قطعنامه‌هایی از سوی سازمان‌های بین‌المللی هستیم، به گونه‌ای که قسمت مهمّی از حقوق بین‌الملل را تشکیل می‌دهند، حال سؤالی که مطرح است این است که آیا این سازمان‌ها اصولاً صلاحیت صدور قطعنامه و یا به عبارتی صلاحیت تقنینی دارند یا نه؟

تقریباً همه روزه شاهد صدور قطعنامه‌هایی از سوی سازمان‌های بین‌المللی هستیم،به گونه‌ای که قسمت مهمّی از حقوق بین‌الملل را تشکیل می‌دهند، حال سؤالی که مطرح است این است که آیا این سازمان‌ها اصولاً صلاحیت صدور قطعنامه و یا به عبارتی صلاحیت تقنینی دارند یا نه؟ و اینکه آیا این قطعنامه‌ها اعتبار دارند یا نه؟ با توجه به اینکه سازمان‌های بین‌المللی نقش به سزایی را در تنظیم روابط بین المللی ایفاء می‌کنند، برای این منظور نیازمند به اختیارات و صلاحیت تقنینی هستند البته که این صلاحیت در حدود وظایف آن سازمان‌ها می‌باشد.

به گزارش «تابناک» بررسی اعتبار قطعنامه‌ها از این جهت حائز اهمیت می‌باشد که، سازمان‌‌های بین المللی، به لحاظ دائمی بودن فعالیت خود، اقدام به وضع یک سری قواعد کلی می‌کنند و یا قطعنامه‌هایی را در مسائل مختلف صادر می‌کنند. صلاحیت تقنینی سازمان‌ها دارای فوایدی است ولی از جهت مبانی و قواعد حقوق بین‌الملل، تصمیمات این سازمانها الزامآور نیست، چرا که با تصویب اکثریت دولت‌ها انجام می‌پذیرد، و در این میان اقلیت قابل ملاحظه‌ایموافق آن تصمیمات و قطعنامه‌ها نیستند بنابراین نمیتوان گفت که همه قطعنامههای بینالمللی برای همه دولتها الزامآور است.

البته اهمیت و تأثیر این قطعنامه‌ها را در حقوق بین‌الملل نمی‌توان نادیده گرفت، مخصوصاً بعضی از تصمیمات مجمع عمومی سازمان ملل، که تحت عنوان اعلامیه صادر می‌شود یا تصمیمات شورای امنیت، بنابراین آنچه که مسلم است این است که قطعنامه‌های سازمان‌های بین‌المللی دارای اعتبار واحد نیستند و نمی‌توان یک حکم کلی درمورد آن‌ها جاری ساخت و باید انواع آن و ارزش حقوقی هر یک را جداگانه بررسی کرد. البته تلاش‌هایی برای یکنواخت کردن اعتبار قطعنامه‌های سازمانهای بین‌المللی شده است ولی همه آن‌ها بی نتیجه مانده‌اند برای مثال می‌توان به پیشنهاد دولت فیلیپین در کنفرانس سانفرانسیسکو اشاره کرد که در آن دولت فیلیپین خواستار آن شد که تصمیمات مجمع عمومی سازمان، با اکثریت آراء تصویب شود و در حکم قواعد حقوق الزامآور تلقی شوند.

انواع قطعنامه‌‌های سازمان ملل:

1- قطعنامه‌های داخلی سازمان ملل:

قطعنامه‌های داخلی سازمان ملل برای تنظیم روابط بین ارکان مختلف سازمان ملل است و معمولاً برای تصویب بودجه سازمان و ایجاد ارکان فرعی، و انتخاب اعضای ارکان سازمان و انتخاب دبیر کل و امور داخلی سازمان می‌باشد. این قطعنامه‌ها در حدود مقررات داخلی سازمان الزامآور می‌باشند.

2- قطعنامه‌های مربوط به حفظ صلح و امنیت بین‌المللی:

بخش‌های زیادی از قطعنامه‌های سازمان ملل متحد، مربوط به حفظ صلح و امنیت بین‌المللی است، طبق ماده 25 منشور، اعضای ملل متحد موافقت می‌کند که تصمیم‌های شورای امنیت را بر طبق این منشور قبول و اجرا کنند. طبق این ماده، اعضای سازمان ملل، خواه ناخواه ملزم به اجرای تصمیمات شورا، در این بخش هستند بنابراین این نوع از قطعنامه‌های دارای اعتبار بین‌المللی و لازم الأجرا می‌باشند.

3- قطعنامه‌های اعلامی:

قطعنامه‌هایی که حاوی اصول و مبانی بوده و با هدف تأیید قواعد موجود بین‌المللی به وجود می‌آیند تا این که یک سری قواعدی را وضع کنند. منظور از این اعلامیه‌ها فقط تبیین و روشن کردن محتوای قواعد عرفی و قراردادی است. از جمله مهم‌ترین قطعنامه‌های اعلامی می‌توان به قطعنامه‌های زیر اشاره کرد:

-اعلامیه جهانی حقوق بشر (قطعنامه 217 الف (3) مصوب 10 دسامبر 1948)

-اعلامیه حقوق کودک (قطعنامه 1386 (14) مصوب 20 دسامبر 1959)

اعلامیه‌های فوق به عنوان قطعنامه‌های اعلامی، به عنوان عنصری از حقوق موضوعه که بتواند در حقوق داخلی کشورها اعمال شود، مورد پذیرش دولت‌ها واقع نشده است. بنابراین میتوان گفت که قطعنامههای صادره از سوی سازمان ملل در بخشهای مربوط به حفظ صلح و امنیت بینالمللی الزامآور میباشد.

سایت تابناک

تاریخ انتشار: 29 مرداد ماه 1397

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دین شناسی و عقل وسطایی

دین شناسی و عقل وسطایی

به گواه تاریخ، دین شناسی و دین باوری از آغاز حیات تفکر بشری شکوفا بوده و بشر در چگونه زیستن خود در صدد کشف قوانین طبیعت و شناخت اسرار آفرینش و آفریدگار هستی برآمده است و محصول این کاوش را بعدها دین شناسی و طبیعت شناسی نامید.
پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

در تاریخ علم می‌توان انفکاک‌های مختلف از فلسفه و ظهور رشته‌های علمی مجزا را ملاحظه کرد. ولی هریک از این رشته‌ها که بر فلسفه مبتنی هستند،
نسبت عقلانیت و دین

نسبت عقلانیت و دین

«عقل» و «عقلانیت» در طول تاریخ بشر وجوه گوناگونی داشته و در پیدایی، رشد و شکوفایی تمدن‌های بشری نقش بسزایی ایفا کرده به‌ طوری که بدون آن، تمدن‌سازی غیرممکن بوده است.
از دین گریزی تا دین ستیزی!

از دین گریزی تا دین ستیزی!

سکولاریسم‌ ‌که به مفهوم عرفی شدن و مستلزم جدا انگاری دین از سیاست و دنیاست از آنجا شروع شد که اندیشه وران غربی دریافتند که مسیحیت توانایی آن را ندارد در همه عرصه‌های زندگی انسان ایفای نقش نماید و بر این اساس، حوزه دین صرفاً باید محدود به زندگی فردی انسان و رابطه او با خدا باشد.
عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

مفهوم دوم از عرفی شدن، سکولاریسم است که عبارت است از «افتراق ساختاری میان ساخت سیاسی، از نهاد دین و به عبارت دیگر، عرفی شدن به این معناست که نهاد دین که دارای کارکردهای گوناگونی بوده به علت پیچیده شدن مناسبات زندگی اجتماعی و تخصیص نقش‌ها همچون سایر نهادها متمرکز شده و وظایف خود را واگذار می‌کند».
Powered by TayaCMS