دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آمادگى براى ارتحال

No image
آمادگى براى ارتحال

آمادگى براى ارتحال

فرزند آیت الله آملى مى گوید:

«سه یا چهار روز قبل از فوت پدر، شب در منزل ایشان بودم و در اتاق مجاور اتاق آقا، خوابیده بودم، نیمه شب بود که دیدم پدرم با یک حالت عجیبى وارد اتاق من شد بیدار شدم و گفتم: آقا جان! چیزى لازم دارید؟ فرمودند: این خادم چرا نیامده این بخارى را روشن کند؟ مى خواهم نوشته هایم را تکمیل کنم. گفتم: آقا الآن نصف شب است و خادم به این زودى نمى آیند. و بعد ایشان را به اتاقشان بردم تا دوباره استراحت نمایند. تا این که در روز تشییع جنازه ایشان، حاج آقا اشرفى ـ که از خطباى تهران بودند ـ رو به مردم کرده و گفته بودند: شما گمان نکنید که شخص عادى را از دست داده اید ایشان (حضرت آیت الله آملى) از اولیاء الله بودند. بنده چند روز پیش، خدمت ایشان رسیدم تا از احوالشان جویا شوم فرمودند: حاج اشرفى! دیشب خواب دیدم که حضرت بقیة الله(علیه السلام) مرا خواندند و فرمودند: «مقدمات را فراهم کن که چند روز دیگر بیش تر در این دنیا نخواهى بود.» بعد، من متوجّه شدم که پدرم همان شب که سرآسیمه آمدند ]و سراغ خادم را گرفتند[ و خواستند نوشته هاى خود را به اتمام رسانند، همان شبى بوده است که حضرت بقیة الله(عج) خبر وفاتشان را داده بودند.»([72])

دیدار با معبود

فرزند آیت الله آملى مى گوید:

«پدر در اواخر عمر بسیار ناتوان شده بودند و چند وقتى بود که حمام نرفته بودند و خیلى وقت بود که براى نماز، تیمم مى نمودند. روز قبل از وفات ایشان، به منزل شان رفتم و دیدم که خادم حمّام را گرم نموده و پدر مى خواهند به حمّام بروند بسیار خوشحال شدم که خدا را شکر، حالشان مساعد است! بعد از استحمام، تب و لرز شدیدى ایشان را فرا گرفت و حدود 3 ساعت، به این حالت بودند بعد حالشان بهتر شد، کمى استراحت نمودند و بعد آب خواستند تا وضو بگیرند. سپس مشغول ذکر و زیارت شدند و زیارت حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام)، که بالاى سر حضرت على(علیه السلام) وارد شده، را به صورت بسیار زیبایى قرائت نمودند و در رختخواب دراز کشیدند و لب هاى مبارکشان را تکان مختصرى دادند و جان به جان آفرین تسلیم نمودند.»([73])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

دین شناسی و عقل وسطایی

دین شناسی و عقل وسطایی

به گواه تاریخ، دین شناسی و دین باوری از آغاز حیات تفکر بشری شکوفا بوده و بشر در چگونه زیستن خود در صدد کشف قوانین طبیعت و شناخت اسرار آفرینش و آفریدگار هستی برآمده است و محصول این کاوش را بعدها دین شناسی و طبیعت شناسی نامید.
پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

در تاریخ علم می‌توان انفکاک‌های مختلف از فلسفه و ظهور رشته‌های علمی مجزا را ملاحظه کرد. ولی هریک از این رشته‌ها که بر فلسفه مبتنی هستند،
نسبت عقلانیت و دین

نسبت عقلانیت و دین

«عقل» و «عقلانیت» در طول تاریخ بشر وجوه گوناگونی داشته و در پیدایی، رشد و شکوفایی تمدن‌های بشری نقش بسزایی ایفا کرده به‌ طوری که بدون آن، تمدن‌سازی غیرممکن بوده است.
از دین گریزی تا دین ستیزی!

از دین گریزی تا دین ستیزی!

سکولاریسم‌ ‌که به مفهوم عرفی شدن و مستلزم جدا انگاری دین از سیاست و دنیاست از آنجا شروع شد که اندیشه وران غربی دریافتند که مسیحیت توانایی آن را ندارد در همه عرصه‌های زندگی انسان ایفای نقش نماید و بر این اساس، حوزه دین صرفاً باید محدود به زندگی فردی انسان و رابطه او با خدا باشد.
عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

مفهوم دوم از عرفی شدن، سکولاریسم است که عبارت است از «افتراق ساختاری میان ساخت سیاسی، از نهاد دین و به عبارت دیگر، عرفی شدن به این معناست که نهاد دین که دارای کارکردهای گوناگونی بوده به علت پیچیده شدن مناسبات زندگی اجتماعی و تخصیص نقش‌ها همچون سایر نهادها متمرکز شده و وظایف خود را واگذار می‌کند».
Powered by TayaCMS