دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اسراف و تبذیر

بذل و بخشش مال، در جایی که شایسته آن نیست، اسراف و تبذیر است.
اسراف و تبذیر
اسراف و تبذیر

اسراف و تبذیر

قال علی(ع):« إعطاءُ المالِ فی غَیرِ حَقِّهِ تَبذیرٌ و إسرافٌ » (نهج البلاغه ، خطبه126)

یکی از چیزهایی که در قرآن کریم و روایات به‌شدت مورد نکوهش و مذمّت قرار گرفته، اسراف و تبذیر است؛ به‌طوری‌که اسراف‌کاران در قرآن، برادران شیاطین معرفی شده‌اند:

«إنّ المُبَذِّرینَ کانُوا إخوَانَ الشّیَاطِینَ»[1]

همانا تبذیرکنندگان، برادران شیاطینند.

اسراف و تبذیر، گاهی به یک معنا و برای تأکید به‌کار رفته و هرگونه تضییع، اتلاف نعمت، زیاده‌روی و مطلق بیهوده‌گرایی را شامل می‌گردد. اما هنگامی که در مقابل یگدیگر قرار گیرند، اسراف به‌معنای بی‌جا مصرف کردن و ضایع نمودن نعمت است. مثل اینکه انسان مال خود را در جایی‌که نباید خرج کند مصرف نماید، و یا اینکه مثلاً قسمتی از میوه را خورده، بقیّه را دور بیندازد. تبذیر نیز از ماده «بَذر» به‌معنای ولخرجی و ریخت و پاش است؛ مثل این‌که انسان مالش را بسان بذر بپاشد؛ مثلا برای دو میهمان، به اندازه ده نفر غذا تهیه نموده، باقیمانده و اضافی آن‌را دور بریزد.[2]

تردیدی نیست که اگر مواهب و نعمت‌های الهی در روی زمین به‌طور صحیح و دور از افراط و تفریط مورد بهره‌برداری قرار بگیرد و به هدر نرود، نیاز همه ساکنان آن‌را برآورده ساخته، زندگی آن‌ها را به‌صورت شایسته تأمین و کفایت می‌کند؛ علاوه بر اینکه اساساً رعایت اعتدال و میانه‌روی و دوری از افراط و تفریط، نشانه خردمندی است و انسان را در جمیع شؤون زندگی، از انحراف بازداشته، زمینه سعادت و تکامل را برای او فراهم می‌کند. اعتدال و میانه‌روی در امر معاش، کنترل معقول و منطقی درآمدها و هزینه‌ها در امور زندگی، انسان را از یک سو، از صفت بخل حفظ می‌کند و از سوی دیگر، از ریخت و پاش بی‌مورد و اسراف و تبذیر باز می‌دارد. بسیاری از مردم، حتی کسانی که ظاهراً متشرّع و پای‌بند به موازین شرعی هستند، نسبت به صرف مال، رعایت اعتدال را نمی‌کنند؛ یا راه افراط و اسراف و تبذیر و هزینه‌های بی‌مورد را می‌پیمایند و یا راه تفریط، بخل، امساک و سخت‌گیری ناشایسته را در پیش گرفته، خانواده، اطرافیان و حتّی خود را از مزایا و منافع نعمت‌های الهی محروم می‌سازند. اسلام با گزینش راه اعتدال، این دو راه را مردود شمرده و از یک سو با استفاده صحیح از نعمت‌های الهی، به تمایلات و نیازهای طبیعی انسان‌ها بها داده و از سوی دیگر، خصوصاً در جوامعی که به دلائل مختلف، محرومان و بینوایان در آن بسیار هستند، رفتار اسراف‌گرایان و تجمّل‌پرستان و مال‌اندوزان را به‌شدّت مورد مذمّت و نکوهش قراد داده است.[3] حضرت امام صادق(ع) می‌فرمایند:

«إنَّ القَصدَ أمرٌ یُحِبُّهُ اللّه ُ عَزَّوجلَّ و إنَّ السَّرَفَ (أمرٌ) یُبغِضُهُ (اللّه ُ عَزَّوجلَّ)»

میانه‌روى چیزى است که خداوند عزّوجلّ آن‌را دوست دارد و اسراف، امرى است که خداوند عزّوجلّ از آن نفرت دارد.[4]

آری یکی از چیزهایی که انسان باید در زندگی خود یاد بگیرد و از خداوند درخواست کند، میانه‌روی و اعتدال در زندگی است؛ چیزی‌که امروزه بیش از پیش به آن نیازمندیم. امام سجاد(ع) در دعای خود، خطاب به خداوند عرض می‌کند: خدایا! بر محمّد و آل او درود بفرست و مرا از اسراف و زیاده‌روی بازدار و به بخشش و میانه‌روی مستقیم گردان و مرا بیاموز که اندازه نگاه دارم و به لطف خود، مرا از تبذیر نگاه‌ دار.[5]

    پی نوشت:
  • [1]. اسراء/27.
  • [2]. اسماعیلی یزدی، عباس؛ فرهنگ صفات، قم، انتشارات مسجد مقدس جمکران، 1386، چاپ اول، ص574.
  • [3]. همان، ص573.
  • [4]. محمدی‌ری شهری، محمد؛ میزان‌الحکمه، قم، دارالحدیث، ص329، ویرایش دوم، ج8، حدیث14891.
  • [5]. صحیفه سجادیه، علامه شعرانی، قم، قائم آل محمد، چاپ ششم، 1386، دعای سی‌ام، ص194.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دین شناسی و عقل وسطایی

دین شناسی و عقل وسطایی

به گواه تاریخ، دین شناسی و دین باوری از آغاز حیات تفکر بشری شکوفا بوده و بشر در چگونه زیستن خود در صدد کشف قوانین طبیعت و شناخت اسرار آفرینش و آفریدگار هستی برآمده است و محصول این کاوش را بعدها دین شناسی و طبیعت شناسی نامید.
پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

در تاریخ علم می‌توان انفکاک‌های مختلف از فلسفه و ظهور رشته‌های علمی مجزا را ملاحظه کرد. ولی هریک از این رشته‌ها که بر فلسفه مبتنی هستند،
نسبت عقلانیت و دین

نسبت عقلانیت و دین

«عقل» و «عقلانیت» در طول تاریخ بشر وجوه گوناگونی داشته و در پیدایی، رشد و شکوفایی تمدن‌های بشری نقش بسزایی ایفا کرده به‌ طوری که بدون آن، تمدن‌سازی غیرممکن بوده است.
از دین گریزی تا دین ستیزی!

از دین گریزی تا دین ستیزی!

سکولاریسم‌ ‌که به مفهوم عرفی شدن و مستلزم جدا انگاری دین از سیاست و دنیاست از آنجا شروع شد که اندیشه وران غربی دریافتند که مسیحیت توانایی آن را ندارد در همه عرصه‌های زندگی انسان ایفای نقش نماید و بر این اساس، حوزه دین صرفاً باید محدود به زندگی فردی انسان و رابطه او با خدا باشد.
عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

مفهوم دوم از عرفی شدن، سکولاریسم است که عبارت است از «افتراق ساختاری میان ساخت سیاسی، از نهاد دین و به عبارت دیگر، عرفی شدن به این معناست که نهاد دین که دارای کارکردهای گوناگونی بوده به علت پیچیده شدن مناسبات زندگی اجتماعی و تخصیص نقش‌ها همچون سایر نهادها متمرکز شده و وظایف خود را واگذار می‌کند».
Powered by TayaCMS