دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

امنیت

No image
امنیت

امنیت، امنیت فردی، امنیت اجتماعی، امنیت ملّی، امنیت جمعی

امنیت (security)


امنیت در لغت، فراغت از هر گونه تهدید یا حمله و یا آمادگی برای رویارویی با هر تهدید و حمله را گویند. و در اصطلاح سیاسی، مصونیت از تعرّض و تصرف اجباری و بدون رضایت و دور ماندن از مخاطرات و تعدیات به حقوق و آزادی‌های مشروع را امنیت گویند.

اقسام امنیت:

1- امنیت فردی: حالتی است که در آن فرد، فارغ از ترسِ آسیب رسیدن به جان یا مال یا آبروی خود یا از دست دادن آن‌ها زندگی کند.

2- امنیت اجتماعی: حالت فراغت همگانی از تهدیدی است که کردار غیر قانونی دولت یا دستگاهی یا فردی و یا گروهی در تمامی یا بخشی از جامعه پدید آورد.

قانون با تعریف و حدگذاری‌های‌ آزادی‌ها و حقوق فرد و کیفر دادن کسانی که از آن حدود پا فراتر گذاشته‌اند، امنیت فردی و اجتماعی را پاسبانی می‌کند و دستگاه پلیس و دادگستری، مأمور اجرای قانون و حمایت از فرد و جامعه در برابر قانون شکنان است.

3- امنیت ملّی: حالتی است که ملّتی فارغ از تهدید از دست دادن تمام یا بخشی از جمعیت، دارایی،یا خاک خود به سر برد.

قوانین بین‌المللی، حدود و آزادی‌های دولت‌ها را تعریف می‌کنند و ضامن پیش‌گیری تجاوز کشورها به حقوق یکدیگر شمرده می‌شوند.

امروزه کما بیش در همۀ کشورها نوعی پلیس سیاسی یا امنیتی وجود دارد که مقصود از آن، جلوگیری از نفوذ عوامل محرک و ویرانگر و جاسوس به داخل کشور و سرکوبی کسانی است که از راه‌های غیر قانونی، تهدید کنندۀ نظم سیاسی موجود به شمار می‌آیند. هر چه نظامی فراگیرتر (توتالیتوتر) باشد قدرت پلیس سیاسی و شدت و خشونت آن نظام بیشتر است. این گونه نظام‌های سیاسی،همواره مخالفان یا دشمنان خود را به نام «دشمنان امنیت ملّی» سرکوب می‌کنند.

4- امنیت بین‌المللی: حالتی است که در آن، قدرت‌ها در حالت تعادل و بدون دست یازی به قلمرو یکدیگر به سر برند و وضع موجود در خطر نیفتد. هرگاه یکی از قدرت‌ها از محدودۀ خود پا فراتر گذارد، از نگاه قدرت یا قدرت‌های مخالف، امنیت بین‌المللی در خطر افتاده است.

5- امنیت جمعی: اصل حفظ صلح بین‌المللی را گویند که کوشش‌ها کشورها و سازمان‌های بین‌المللی، به ویژه سازمان ملل متحد، ضامن آن شمرده می‌شود.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دین شناسی و عقل وسطایی

دین شناسی و عقل وسطایی

به گواه تاریخ، دین شناسی و دین باوری از آغاز حیات تفکر بشری شکوفا بوده و بشر در چگونه زیستن خود در صدد کشف قوانین طبیعت و شناخت اسرار آفرینش و آفریدگار هستی برآمده است و محصول این کاوش را بعدها دین شناسی و طبیعت شناسی نامید.
پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

در تاریخ علم می‌توان انفکاک‌های مختلف از فلسفه و ظهور رشته‌های علمی مجزا را ملاحظه کرد. ولی هریک از این رشته‌ها که بر فلسفه مبتنی هستند،
نسبت عقلانیت و دین

نسبت عقلانیت و دین

«عقل» و «عقلانیت» در طول تاریخ بشر وجوه گوناگونی داشته و در پیدایی، رشد و شکوفایی تمدن‌های بشری نقش بسزایی ایفا کرده به‌ طوری که بدون آن، تمدن‌سازی غیرممکن بوده است.
از دین گریزی تا دین ستیزی!

از دین گریزی تا دین ستیزی!

سکولاریسم‌ ‌که به مفهوم عرفی شدن و مستلزم جدا انگاری دین از سیاست و دنیاست از آنجا شروع شد که اندیشه وران غربی دریافتند که مسیحیت توانایی آن را ندارد در همه عرصه‌های زندگی انسان ایفای نقش نماید و بر این اساس، حوزه دین صرفاً باید محدود به زندگی فردی انسان و رابطه او با خدا باشد.
عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

مفهوم دوم از عرفی شدن، سکولاریسم است که عبارت است از «افتراق ساختاری میان ساخت سیاسی، از نهاد دین و به عبارت دیگر، عرفی شدن به این معناست که نهاد دین که دارای کارکردهای گوناگونی بوده به علت پیچیده شدن مناسبات زندگی اجتماعی و تخصیص نقش‌ها همچون سایر نهادها متمرکز شده و وظایف خود را واگذار می‌کند».
Powered by TayaCMS