دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اوصاف‌ مؤمنین‌ از نظر امام‌ رضا(ع‌)

امام رضا (علیه السلام) می فرمایند: «مـؤمـن، مـؤمـن واقعی نیست، مگـر آن که سه خصلت در او بـاشد: سنتـی از پـروردگـارش، سنتـی از پیـامبـرش و سنتـی از امـامـش؛ اما سنت پروردگارش، پـوشاندن راز خود است؛ و سنت پیغمبرش، مدارا و نرم رفتاری با مردم است؛ و سنت امامـش، صبر کردن در زمان تنگدستـی و پریشان حالی است» (اصول کافی، ج 3، ص 399)
اوصاف‌ مؤمنین‌ از نظر امام‌ رضا(ع‌)
اوصاف‌ مؤمنین‌ از نظر امام‌ رضا(ع‌)

قال الرّضا (علیه السلام):

«لایَکـون المـؤمِـن مـومنـاً حتّـى تَکـونَ فیه ثَلاث خِصـال: سنّة مِن رَبّهِ وَسنّة مِن نَبیّه وَسنّة مِن وَلِیّهِ؛ فَـامّا السنّة مـِن رَبّه: فَکِتمان سِـرّهِ وَامـّا السنّة مِن نَبِیّهِ فَمـداراة النّاس وَاَمّـا السّنة مِـن وَلیّهِ فَـالصّبـر فِـى البَـاسـاءِ وَالضّـرّاء»

امام رضا (علیه السلام) می فرمایند:

«مـؤمـن، مـؤمـن واقعى نیست، مگـر آن که سه خصلت در او بـاشد: سنتـى از پـروردگـارش، سنتـى از پیـامبـرش و سنتـى از امـامـش؛
اما سنت پروردگارش، پـوشاندن راز خود است؛ و سنت پیغمبرش، مدارا و نرم رفتارى با مردم است؛ و سنت امامـش، صبر کردن در زمان تنگدستـى و پریشان حالى است» (اصول کافی، ج 3، ص 399)

توضیح:

«اوصاف‌ مؤمنین‌ از نظر امام‌ رضا(ع‌)»

امام‌ رضا(ع‌) از آیات‌ قرآن‌ نیز برای‌ سخن‌ خود شاهد و دلیل‌ ذکر فرموده‌اند:

مؤمن‌، مؤمن‌ حقیقی‌ نیست‌ مگر زمانی‌ که‌ سه‌ خصلت‌ و روش‌ در او وجود داشته‌ باشد: روشی‌ از پروردگار، روشی‌ از پیامبر(ص‌) و روشی ‌از ولی‌ و امام‌ خود:

اما روش‌ پروردگارش‌، راز نگهداری‌ است‌، خداوند می‌فرماید:

«عالم ‌الغیب‌ فلا یظهر علی‌ غیبه‌ احداً الا من‌ ارتضی‌ من‌ رسول»[1]

«خدا عالم‌ به‌ غیب ‌است‌ و کسی‌ را بر غیب‌ خود آگاه‌ نکند، جز رسولی‌ را که‌ بپسندد»

اما روش‌ پیغمبر(ص‌) خوشرفتاری‌ با مردم‌ است‌، زیرا خدای عزوجل‌ پیغمبرش‌ را به‌ خوش رفتاری‌ با مردم‌ دستور داده‌ و فرموده ‌است‌:

«خذ العفو و امر بالعرف»[2]

«گذشت‌ را پیش‌ گیر و به‌ نیکی‌ دستور ده‌«

و اما روش‌ امامش‌ صبر کردن‌ در هنگام‌ تنگدستی‌ و پریشان‌ حالی است.

  • [1] . جن‌ - 26 و 27
  • [2] . اعراف‌ - 199

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دین شناسی و عقل وسطایی

دین شناسی و عقل وسطایی

به گواه تاریخ، دین شناسی و دین باوری از آغاز حیات تفکر بشری شکوفا بوده و بشر در چگونه زیستن خود در صدد کشف قوانین طبیعت و شناخت اسرار آفرینش و آفریدگار هستی برآمده است و محصول این کاوش را بعدها دین شناسی و طبیعت شناسی نامید.
پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

در تاریخ علم می‌توان انفکاک‌های مختلف از فلسفه و ظهور رشته‌های علمی مجزا را ملاحظه کرد. ولی هریک از این رشته‌ها که بر فلسفه مبتنی هستند،
نسبت عقلانیت و دین

نسبت عقلانیت و دین

«عقل» و «عقلانیت» در طول تاریخ بشر وجوه گوناگونی داشته و در پیدایی، رشد و شکوفایی تمدن‌های بشری نقش بسزایی ایفا کرده به‌ طوری که بدون آن، تمدن‌سازی غیرممکن بوده است.
از دین گریزی تا دین ستیزی!

از دین گریزی تا دین ستیزی!

سکولاریسم‌ ‌که به مفهوم عرفی شدن و مستلزم جدا انگاری دین از سیاست و دنیاست از آنجا شروع شد که اندیشه وران غربی دریافتند که مسیحیت توانایی آن را ندارد در همه عرصه‌های زندگی انسان ایفای نقش نماید و بر این اساس، حوزه دین صرفاً باید محدود به زندگی فردی انسان و رابطه او با خدا باشد.
عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

مفهوم دوم از عرفی شدن، سکولاریسم است که عبارت است از «افتراق ساختاری میان ساخت سیاسی، از نهاد دین و به عبارت دیگر، عرفی شدن به این معناست که نهاد دین که دارای کارکردهای گوناگونی بوده به علت پیچیده شدن مناسبات زندگی اجتماعی و تخصیص نقش‌ها همچون سایر نهادها متمرکز شده و وظایف خود را واگذار می‌کند».
Powered by TayaCMS