دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تجلی باطن اعمال در قيامت

جبرئيل به پيغمبر عرض کرد که هرچه زندگي بکني بالاخره سرانجام مرگ است.
تجلی باطن اعمال در قيامت
تجلی باطن اعمال در قيامت

جرعه های معرفت - شرح حديث معصومين (ع) در كلام رهبر انقلاب

في الکافي عَن الصادقَ(عليه السلام) جاءَ جَبرَئيلُ اِلَي النَّبيُّ(صلي الله عليه و آله) فَقالَ: يا محمد! عِشْ ما شِئت فَاِنَّکَ مَيِّت (۱)

جبرئيل به پيغمبر عرض کرد که هرچه زندگي بکني بالاخره سرانجام مرگ است.

وَ اَحبِب مَنْ شِئت فَاِنَّکَ مُفارِقُه؛ اين هم تعبير ديگري از همان بيان قبلي است با اندکي تفاوت. اين هم جزو مسلمات عالم است که هر چه را که دوست بداري يک روزي از تو جدا خواهد شد.

همه اين اشيائي که انسان در دنيا دوست مي دارد، فرزند را، مال را، اشياي گوناگون را، مقام را، هر چه دوست مي داريد، بدانيد و بدانيم که قطعاً يک روز بين ما و اين محبوب ما جدايي خواهد افتاد.

وَ اعمَل ما شِئت فَاِنَّکَ مُلاقيه؛ اين از جمله آن چيزهايي است که حکمت است و مي خواهند اين را به ما تعليم بدهند. اين ديگر جزو بينات و ضروريات محسوس ما نيست.

مي فرمايد هر کاري که دوست مي داري بکن؛ شک نداشته باش در اينکه با اين کار ملاقات خواهي کرد. اين کار را خواهي ديد.

در قيامت بحث تجسم اعمال يکي از آن مباحث مهم است: فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَةً خَيْرًا يَرَهُ وَ مَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةً شَرًّا يَرَهُ(2)

عمل را مي بينيم. باطن و حقيقت آن عملي که ما اينجا انجام مي دهيم، آنجا خودش را به ما نشان مي دهد.

۱) الشافي، ص ۸۷۴ [جَآء جَبْرَئِيلُ(ع) إلَي النَّبِيِّ(ص) فَقَالَ: يَا مُحَمَّدُ عِشْ مَا شِئْتَ فَإنَّكَ مَيِّتُ! وَ اَحْبِبْ مَنْ شِئْتِ فَإنَّكَ مُفَارِقُهُ! وَاعْمَلْ مَا شِئْتَ فَإنَّكَ ملاقيه؛ جبرئيل به خدمت رسول اكرم (ص) آمد و گفت : اي محمّد، هر چه مي خواهي زندگي كن كه بالاخره مرده خواهي بود! و هر كه را كه خواهي، دوست بدار كه بالاخره از او جدا خواهي شد! و هر كاري را كه بخواهي، انجام ده كه بالاخره آن را خواهي ديد!] ۲) آيات ۷ و ۸، سوره زلزله (پس هر که به اندازه ذره اي نيکي کند آن را ببيند و هر که به اندازه ذره اي بدي کند آن را ببيند).

* شرح حديث در ابتداي درس خارج ، 10/2/94

* پايگاه اطلاع رساني دفتر حفظ و نشر آثار رهبر معظم انقلاب

روزنامه كيهان، شماره 21806 به تاريخ 10/10/96، صفحه 6 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دین شناسی و عقل وسطایی

دین شناسی و عقل وسطایی

به گواه تاریخ، دین شناسی و دین باوری از آغاز حیات تفکر بشری شکوفا بوده و بشر در چگونه زیستن خود در صدد کشف قوانین طبیعت و شناخت اسرار آفرینش و آفریدگار هستی برآمده است و محصول این کاوش را بعدها دین شناسی و طبیعت شناسی نامید.
پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

در تاریخ علم می‌توان انفکاک‌های مختلف از فلسفه و ظهور رشته‌های علمی مجزا را ملاحظه کرد. ولی هریک از این رشته‌ها که بر فلسفه مبتنی هستند،
نسبت عقلانیت و دین

نسبت عقلانیت و دین

«عقل» و «عقلانیت» در طول تاریخ بشر وجوه گوناگونی داشته و در پیدایی، رشد و شکوفایی تمدن‌های بشری نقش بسزایی ایفا کرده به‌ طوری که بدون آن، تمدن‌سازی غیرممکن بوده است.
از دین گریزی تا دین ستیزی!

از دین گریزی تا دین ستیزی!

سکولاریسم‌ ‌که به مفهوم عرفی شدن و مستلزم جدا انگاری دین از سیاست و دنیاست از آنجا شروع شد که اندیشه وران غربی دریافتند که مسیحیت توانایی آن را ندارد در همه عرصه‌های زندگی انسان ایفای نقش نماید و بر این اساس، حوزه دین صرفاً باید محدود به زندگی فردی انسان و رابطه او با خدا باشد.
عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

مفهوم دوم از عرفی شدن، سکولاریسم است که عبارت است از «افتراق ساختاری میان ساخت سیاسی، از نهاد دین و به عبارت دیگر، عرفی شدن به این معناست که نهاد دین که دارای کارکردهای گوناگونی بوده به علت پیچیده شدن مناسبات زندگی اجتماعی و تخصیص نقش‌ها همچون سایر نهادها متمرکز شده و وظایف خود را واگذار می‌کند».
Powered by TayaCMS