دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حسادت

امام صادق (ع):شخص حسود پیش از آنکه به محسود خود ضرر بزند، به نفس خود صدمه زده است؛ مانند ابلیس که به واسطه حسدورزیدن به آدم، خود را مستحق لعنت کرده است.»(مصباح الشریعة/ترجمه مصطفوی، ص211)
حسادت
حسادت

حسادت

قال الصادق(ع): «الحاسد یضر بنفسه قبل ان یضر بالمحسود، کإبلیس اورث لنفسه اللعنة»

حسد عبارت است از تمنای زوال نعمتی از برادر مسلمان خود که آن نعمت به صلاح او باشد و اگر تمنای زوال نعمت نکند، بلکه مثل آن را برای خود بخواهد، به آن غبطه می‌گویند و اگر زوال چیزی را از کسی خواهد که صلاح او نباشد، آن را غیرت گویند.[1]

کسى که حسد مى‌ورزد، توجه به عظمت پروردگار متعال نداشته، و از تقدیرات الهى که سراسر مخلوقات را فرا گرفته، و از قدرت او که همه جهانیان را احاطه کرده است، بى‌اطلاع است. خداوند متعال مراتب زندگى موجودات را تعیین و تقدیر فرموده، و روزی هر فردى را مقرر فرموده است. نظم و برنامه جهان به اندازه‌اى ثابت و محکم و برقرار است که نه‌تنها یک فرد، بلکه اگر همه افراد جهان تصمیم به بهم زدن ترتیب و اخلال در نظم و تقدیرات بگیرند، قدمى پیش نخواهند رفت.[2]

عقبه‌ای زین صعب‌تر در راه نیست     ای خنک آن کس حسد همراه نیست

چه صفتی بدتر از اینکه انسان از آسایش و نعمت دیگران آزرده خاطر باشد؛ آسایشی که برای وی ضرری ندارد. به همین دلیل از این صفت رذیله به‌ عنوان یکی از زشت‌ترین صفات و حتی از بدترین رذایل نام برده شده است.

«الحسد رأس العیوب»[3]

حسد سردسته عیب‌هاست.

به این معنی که در بدى بر همه مقدّم است؛ زیرا که دنیا و آخرت این کس را فاسد می‌کند، به‌خلاف عیوب دیگر که باعث فساد دنیا یا آخرت‌اند. لذا خداوند متعال آیات متعددی در مذمت این صفت آورده است؛ از جمله آیه

«أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى‌ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ»[4]

یا اینکه نسبت به مردم [پیامبر و خاندانش‌]، و بر آنچه خدا از فضلش به آنان بخشیده، حسد مى‌ورزند؟

ریشه حسد

ریشه حسد کورى و تاریکى قلب همراه با انکار فضل خداوند متعال است. این دو صفت دو بال کفر به خدا هستند. با همین حسد بود که قابیل پسر حضرت آدم برادرش هابیل را کشته، و براى همیشه به ندامت و حسرت مبتلا شده، و خود را به مهلکه‌اى انداخت که هرگز نجاتى براى او نخواهد بود. شخص حاسد تا این صفت را دارد ممکن نیست بتواند توبه کند؛ زیرا حسد پیوسته در قلب او جریان داشته و ثابت گشته است، به‌طورى در وجود او محکم شده است.[5]

نشانه حسد

در روایات اسلامى اشارات مکررى به این مسأله شده است که حسودان همیشه از زوال نعمت محسود خوشحال مى‌شوند و از موفقیت او ناراحت؛ از جمله در حدیثى حضرت امیر در این‌باره می‌فرماید:

«یکفیک من الحاسد انه یغتم فى وقت‌ سرورک»[6]

براى شناخت‌حسود همین بس که او غمگین شود در حالى‌که تو شادمان هستى.‌»

به‌عکس هنگامى که زیانى به انسان برسد، شخص حسود خوشحال مى‌شود، همان گونه که در قرآن  مى‌خوانیم:

«إِنْ تُصِبْکَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَ إِنْ تُصِبْکَ مُصیبَةٌ یَقُولُوا قَدْ أَخَذْنا أَمْرَنا مِنْ قَبْلُ وَ یَتَوَلَّوْا وَ هُمْ فَرِحُون‌»[7]

هرگاه نیکى به تو رسد آنها را ناراحت مى‌کند و اگر مصیبتى به تو رسد مى‌گویند: ما قبلا پیش‌بینى چنین مطلبى را مى‌کردیم و تصمیم لازم را گرفتیم و باز مى‌گردند در حالى که خوشحالند»!

اثر حسد

حسد فراغ قلب، صفاى نفس، خضوع و خشوع را از فرد حسود مى‌برد، اوقات گران‌بها و افکار او را مصروف در نقد و انتقاد از فرد مورد حسد مى‌کند، ناراحتى فکرى و گرفتارى شدید روحى ایجاد مى‌نماید، از توجه به انجام وظائف و فعالیت فرد در پیشرفت امور زندگی خود جلوگیرى مى‌کند.[8]

بمیر تا برهى اى حسود کاین رنجى است    که از مشقت آن جز به مرگ نتوان رست‌

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دین شناسی و عقل وسطایی

دین شناسی و عقل وسطایی

به گواه تاریخ، دین شناسی و دین باوری از آغاز حیات تفکر بشری شکوفا بوده و بشر در چگونه زیستن خود در صدد کشف قوانین طبیعت و شناخت اسرار آفرینش و آفریدگار هستی برآمده است و محصول این کاوش را بعدها دین شناسی و طبیعت شناسی نامید.
پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

در تاریخ علم می‌توان انفکاک‌های مختلف از فلسفه و ظهور رشته‌های علمی مجزا را ملاحظه کرد. ولی هریک از این رشته‌ها که بر فلسفه مبتنی هستند،
نسبت عقلانیت و دین

نسبت عقلانیت و دین

«عقل» و «عقلانیت» در طول تاریخ بشر وجوه گوناگونی داشته و در پیدایی، رشد و شکوفایی تمدن‌های بشری نقش بسزایی ایفا کرده به‌ طوری که بدون آن، تمدن‌سازی غیرممکن بوده است.
از دین گریزی تا دین ستیزی!

از دین گریزی تا دین ستیزی!

سکولاریسم‌ ‌که به مفهوم عرفی شدن و مستلزم جدا انگاری دین از سیاست و دنیاست از آنجا شروع شد که اندیشه وران غربی دریافتند که مسیحیت توانایی آن را ندارد در همه عرصه‌های زندگی انسان ایفای نقش نماید و بر این اساس، حوزه دین صرفاً باید محدود به زندگی فردی انسان و رابطه او با خدا باشد.
عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

مفهوم دوم از عرفی شدن، سکولاریسم است که عبارت است از «افتراق ساختاری میان ساخت سیاسی، از نهاد دین و به عبارت دیگر، عرفی شدن به این معناست که نهاد دین که دارای کارکردهای گوناگونی بوده به علت پیچیده شدن مناسبات زندگی اجتماعی و تخصیص نقش‌ها همچون سایر نهادها متمرکز شده و وظایف خود را واگذار می‌کند».

پر بازدیدترین ها

نسبت عقلانیت و دین

نسبت عقلانیت و دین

«عقل» و «عقلانیت» در طول تاریخ بشر وجوه گوناگونی داشته و در پیدایی، رشد و شکوفایی تمدن‌های بشری نقش بسزایی ایفا کرده به‌ طوری که بدون آن، تمدن‌سازی غیرممکن بوده است.
دین شناسی و عقل وسطایی

دین شناسی و عقل وسطایی

به گواه تاریخ، دین شناسی و دین باوری از آغاز حیات تفکر بشری شکوفا بوده و بشر در چگونه زیستن خود در صدد کشف قوانین طبیعت و شناخت اسرار آفرینش و آفریدگار هستی برآمده است و محصول این کاوش را بعدها دین شناسی و طبیعت شناسی نامید.
نگاهی به فلسفه دین لودویک ویتگنشتاین

نگاهی به فلسفه دین لودویک ویتگنشتاین

لودویک ویتگنشتاین، فیلسوف اتریشی الاصل انگلیسی، از جمله متفکرانی است که آرا و نظراتش در چند سال اخیر در میان پژوهندگان فلسفه از اقبال فراوانی برخوردار بوده است.
قرآن خدا یا قرآن محمد؟

قرآن خدا یا قرآن محمد؟

«سیدمحمدعلی ایازی»، قرآن‌پژوه، با ذکر استدلال‌هایی به اظهارات اخیر «عبدالکریم سروش» درباره قرآن پاسخ گفت و اظهار داشت: خداوند قرآن را برای زمان و مردمی خاصی قرار نداده است.
روش فهم دین

روش فهم دین

شبهه‌ی اول این است که گفته شده: روحانیون، علما و فقها در طول تاریخ اسلام تفسیرهای خاصی را از متون اسلامی ارائه داده و چنین وانمود کرده‌اند که فهمیدن قرآن و منابع دینی، اختصاص به آنها دارد در صورتی که خود قرآن اعلام می‌کند که بیانی برای همه‌ی مردم و نوری برای همه‌ی انسان‌ها است و همه می‌توانند از آن استفاده کنند. قرآن نفرموده: برای علما نازل شده است.
Powered by TayaCMS