دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دین، یگانه راه سعادت بشر

حقیقت وجود آدمی در سه بعد تعقل و اندیشه، اخلاق و ایمان و عمل و کردار نهفته است و اگر این سه بعد در یک جا جمع شود، انسان کامل و مومنی که مورد نظر دین و مکتب های اخلاقی است به وجود می‌آید.
دین، یگانه راه سعادت بشر
دین، یگانه راه سعادت بشر
نویسنده: میلاد عظیم زاده

حقیقت وجود آدمی در سه بعد تعقل و اندیشه، اخلاق و ایمان و عمل و کردار نهفته است و اگر این سه بعد در یک جا جمع شود، انسان کامل و مومنی که مورد نظر دین و مکتب های اخلاقی است به وجود می‌آید. انسان باید در زندگی اجتماعی و اعتقادی خود از الگوهای اخلاقی مناسب و فضایل اخلاقی و ایمان کافی برخوردار باشد و از سوی دیگر در مسائل و امورات زندگی با تعقل و تفکر روبه رو شود و در این میان به اعتقادات دینی و فضایل اخلاقی که به آنها ایمان آورده است عمل نماید.‌

انبیای الهی نیز در این سه بخش به ارائه رهنمودها و تعالیم نجات بخش خود پرداخته اند و سعی کرده اند تا راهکارها و آموزش های لازم در این زمینه را به افراد ارائه نمایند تا تعادل و اعتدال میان این سه بعد ایجاد شده و زندگی مورد نظر ایجاد گردد.‌

بعد اول انسان به ابعاد فکری و تفکر فرد مربوط می‌شود و بخش اعتقادات و اصول عقاید و جهان بینی می‌باشد. انبیای الهی آمدند تا در این بخش پاسخگوی اساسی و فطری انسان باشند و به سئوالات و پرسش های اعتقادی او نظیر اینکه خداوند کیست، انسان کیست و هستی چگونه به وجود آمده است پاسخی قانع کننده و منطقی بدهند. بعد فکری انسان بیشتر با فلسفه خلقت جهان آفرینش و انسان سر و کار دارد و در جستجوی یافتن پاسخی سنجیده به سئوالات اعتقادی و فکری اوست. انسان بدون تفکر و تعقل در امورات جهان با دیگر مخلوقات و موجودات جهان هستی تفاوتی ندارد. در واقع اندیشه انسان به ذات و باطن او معنا می‌دهد.‌

بعد دوم: انبیای عظام در قالب رهنمودهای اخلاقی، مفسر و مبین جهت گیری های صحیح انسان اند. آنان با توجه به واقعیت انسان و جهان با عنایت به استعدادهای نهفته در انسان، به تعلیم و توجیه او پرداختند. در واقع از آن جهان بینی این اخلاق و روش ها و باید و نباید های اخلاقی استخراج می‌گردد. اخلاق و رفتار فرد ناشی از دیدگاه و چارچوب اعتقادی اوست، دیدگاه و جهان بینی فرد الگوهای اخلاقی و اعتقادات او را مشخص می‌سازد، اینکه باید به چه مسائلی متعهد باشد و از چه مسائلی دوری نماید.‌

و بعد سوم همان احکام علمی است که از آن تعبیر به فروع دین شده است و فقه مبین و توضیح گر آن می‌باشد. نامگذاری این بخش به فروع دین از آن جهت است که این احکام زاییده و نتیجه اصول اعتقادی است نه آنکه دلیل کم اهمیتی آن باشد. انسان با عمل به اصول و احکام دینی کردار و عمل شایسته ای در وجود خود ایجاد می‌نماید که به تمام ابعاد زندگی اش معنا می‌دهد و او را در مسیر زندگی هدایت می‌کند.‌

نقش و تاثیر عقاید و اخلاق دینی در زندگی و اجتماع انسان ها در حوزه ها و ابعاد گوناگونی دیده می‌شود به نحوی که علوم مختلفی این مسئله را بررسی نموده اند. علومی چون فلسفه، عرفان، کلام و اخلاق از سرچشمه عقاید و اخلاق تغذیه می‌شوند و احکام عملی نیز دایره گسترده ای از علوم انسانی را در بردارد. در حقیقت فقه همان بخش احکام و ایدئولوژیکی دین است که برنامه زندگی انسان را در جهت سعادت دنیوی و اخروی مشخص می‌سازد.

در واقع دین در این سه بخش صاحب دعوی بوده و انبیای عظام هم بر اساس ماموریت الهی خود همواره بر کارآمدی دین تاکید نموده اند. اگر در این سه بعد از زندگی انسان به اصول و معیارهای حاکم عمل شود، در بسیاری از مسائل زندگی انسان گره گشایی شده و نیازها و خواسته های متنوع انسان اقناع گشته و زندگی در مسیر درستی و راستی جریان می‌یابد. رسیدن به این هدف مورد نظر عمل به اصول و احکام بیان گشته در دین است و تنها اصول دینی است که می‌تواند تعادل و میانه روی در این سه بعد به وجود آورد.

مقاله

نویسنده میلاد عظیم زاده

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دین شناسی و عقل وسطایی

دین شناسی و عقل وسطایی

به گواه تاریخ، دین شناسی و دین باوری از آغاز حیات تفکر بشری شکوفا بوده و بشر در چگونه زیستن خود در صدد کشف قوانین طبیعت و شناخت اسرار آفرینش و آفریدگار هستی برآمده است و محصول این کاوش را بعدها دین شناسی و طبیعت شناسی نامید.
پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

در تاریخ علم می‌توان انفکاک‌های مختلف از فلسفه و ظهور رشته‌های علمی مجزا را ملاحظه کرد. ولی هریک از این رشته‌ها که بر فلسفه مبتنی هستند،
نسبت عقلانیت و دین

نسبت عقلانیت و دین

«عقل» و «عقلانیت» در طول تاریخ بشر وجوه گوناگونی داشته و در پیدایی، رشد و شکوفایی تمدن‌های بشری نقش بسزایی ایفا کرده به‌ طوری که بدون آن، تمدن‌سازی غیرممکن بوده است.
از دین گریزی تا دین ستیزی!

از دین گریزی تا دین ستیزی!

سکولاریسم‌ ‌که به مفهوم عرفی شدن و مستلزم جدا انگاری دین از سیاست و دنیاست از آنجا شروع شد که اندیشه وران غربی دریافتند که مسیحیت توانایی آن را ندارد در همه عرصه‌های زندگی انسان ایفای نقش نماید و بر این اساس، حوزه دین صرفاً باید محدود به زندگی فردی انسان و رابطه او با خدا باشد.
عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

مفهوم دوم از عرفی شدن، سکولاریسم است که عبارت است از «افتراق ساختاری میان ساخت سیاسی، از نهاد دین و به عبارت دیگر، عرفی شدن به این معناست که نهاد دین که دارای کارکردهای گوناگونی بوده به علت پیچیده شدن مناسبات زندگی اجتماعی و تخصیص نقش‌ها همچون سایر نهادها متمرکز شده و وظایف خود را واگذار می‌کند».
Powered by TayaCMS