دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

روش های تخریبی اهل باطل علیه اهل حق

در طول تاریخ گروه باطل و طبقه اشراف و سران مشرک قوم همواره روش‌های تخریبی گوناگونی را علیه گروه حق و انبیاء به کار بردند.
روش های تخریبی اهل باطل علیه اهل حق
روش های تخریبی اهل باطل علیه اهل حق
نویسنده: علی حمیدیان

در طول تاریخ گروه باطل و طبقه اشراف و سران مشرک قوم همواره روش‌های تخریبی گوناگونی را علیه گروه حق و انبیاء به کار بردند. از جمله روش‌های مشرکین و مرتدین علیه انبیاء تبلیغات منفی و تهمت‌ها و نسبت‌های ناروایی چون ضلالت و گمراهی است که نسبت به انبیا(ص) روا می‌داشتند. این تبلیغات که عمدتاً به منظور بی اثر کردن رسالت انبیا(ص) و در نتیجه به مخالفت وا داشتن مردم صورت می‌گیرد، ناشی از نگرش و گرایش طبقه باطل و مشرک به قدرت و نفوذ سیاسی آنان در جامعه است. این طبقه با در اختیار داشتن تبلیغات، به منزله حربه ای موثر، می‌توانند پایه‌های اعتقاد عوام را دستخوش تغییر و آنان را نسبت به پذیرش حقیقت دچار تردید سازند. این نوع تبلیغ که با اهدافی غیر ارزشمند در آمیخته است، به تبلیغ سوء مرسوم است. در واقع قدرت و نفوذ زیاد این گروه در جامعه و با در اختیار داشتن ثروت و منابع لازم برای این کار، از پیامبران ، تصویری نادرست و اشتباه در جامعه ایجاد می‌کردند.

این گونه تبلیغات سوء علیه رسالت بوده است که به مواردی از این دست تبلیغات اشاره می‌شود. یکی از مهمترین آنها نسبت‌های ناروایی است که طبقه کفار پیامبران را به آن متهم ساخته اند. قرآن کریم به هنگام نقل داستان حضرت نوح(ع) نسبت‌هایی را که سران و اشراف قوم نوح به حضرت می‌گفتند بیان کرده است: عقیده ما درباره تو این است که تو از راه حق دور و گمراه هستی. و اگر با این تاکید شدید، به پیامبر خدا نسبت ضلالت و گمراهی داده‌اند، برای این است که این طبقه هرگز توقع نداشتند که یک نفر پیدا شود و به بت پرستی آنان اعتراضی نموده، صریحاً پیشنهاد ترک خدایانشان را کند و از این عمل انذارشان نماید، لذا وقتی با چنین کسی مواجه شدند تعجب نموده، او را با تاکید هر چه تمام تر گمراه خوانده‌اند.

قوم ثمود نیز همین برخورد را با پیامبر خویش، حضرت صالح (ع) داشتند آنها هم پیروی از حضرتش را مرادف با ضلالت و گمراهی شمرده و گفتند: «...ابشراً منا واحداً نتبعه انا اذا لفی ضلال و سعر» آیا بشری از جنس خودمان را پیروی کنیم؟ در این صورت ما در گمراهی و ضلالت سخت افتاده‌ایم.

خداوند متعال به این گونه اتهام‌ها به مناسبت‌های گوناگون پاسخ فرموده و کافران را از مصادیق ضلالت و گمراهی خوانده است. خداوند در مورد فرعون و خاندان وی که در مقابل پیامبر ایستاده‌اند، آیات خداوند را تکذیب کردند، کفر ورزیدند، به تعداد زیاد افراد خویش مغرور شدند ومرتکب فساد و جرم شدند، می‌فرماید: «انّ المجرمین فی ضلال و سعر». مجرمان به طور قطع در گمراهی و معذب در آتش دوزخ هستند. همچنین می‌فرماید: این عذاب را، برای کافران فراهم آورده‌ایم و بسیار بد منزلگاه و جایگاهی است. پس از ذکر سختی‌های آتش جهنم و وصف آن می‌گوید: خازنان جهنم به کافران می‌گویند: آیا نذیری برای شما نیامد؟ و قرآن پاسخ آنان را با این جمله بیان می‌دارد: آری به سوی ما پیامبری آمد ولی ما تکذیب کردیم و گفتیم که خدا چیزی نفرستاده و جز اینکه شما و رسولان، در گمراهی و ضلالت بزرگی هستید هیچ نیست.

خداوند در آخرین آیات سوره ملک خطاب به رسول اکرم (ص) در مقابل کافرین و مکذبین می‌فرماید: «قل هوالرحمن امنا به و علیه توکلنا، فستعلمون من هو فی ضلال مبین». بگو او خداوند مهربانی است که ما به وی ایمان آورده و بر او توکل کرده ایم. سپس بزودی بر شما معلوم می‌شود که چه کسی در ضلالت و گمراهی آشکار است. و قران کریم با بیان‌های صریح و رسای خود به دشمنان دینداری و رستگاری پاسخ داده و عاقبت عناد و کفرورزی را آتش جهنم معرفی می‌کند.

مقاله

نویسنده علی حمیدیان

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دین شناسی و عقل وسطایی

دین شناسی و عقل وسطایی

به گواه تاریخ، دین شناسی و دین باوری از آغاز حیات تفکر بشری شکوفا بوده و بشر در چگونه زیستن خود در صدد کشف قوانین طبیعت و شناخت اسرار آفرینش و آفریدگار هستی برآمده است و محصول این کاوش را بعدها دین شناسی و طبیعت شناسی نامید.
پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

در تاریخ علم می‌توان انفکاک‌های مختلف از فلسفه و ظهور رشته‌های علمی مجزا را ملاحظه کرد. ولی هریک از این رشته‌ها که بر فلسفه مبتنی هستند،
نسبت عقلانیت و دین

نسبت عقلانیت و دین

«عقل» و «عقلانیت» در طول تاریخ بشر وجوه گوناگونی داشته و در پیدایی، رشد و شکوفایی تمدن‌های بشری نقش بسزایی ایفا کرده به‌ طوری که بدون آن، تمدن‌سازی غیرممکن بوده است.
از دین گریزی تا دین ستیزی!

از دین گریزی تا دین ستیزی!

سکولاریسم‌ ‌که به مفهوم عرفی شدن و مستلزم جدا انگاری دین از سیاست و دنیاست از آنجا شروع شد که اندیشه وران غربی دریافتند که مسیحیت توانایی آن را ندارد در همه عرصه‌های زندگی انسان ایفای نقش نماید و بر این اساس، حوزه دین صرفاً باید محدود به زندگی فردی انسان و رابطه او با خدا باشد.
عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

مفهوم دوم از عرفی شدن، سکولاریسم است که عبارت است از «افتراق ساختاری میان ساخت سیاسی، از نهاد دین و به عبارت دیگر، عرفی شدن به این معناست که نهاد دین که دارای کارکردهای گوناگونی بوده به علت پیچیده شدن مناسبات زندگی اجتماعی و تخصیص نقش‌ها همچون سایر نهادها متمرکز شده و وظایف خود را واگذار می‌کند».
Powered by TayaCMS