دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

زهد و وارستگى

No image
زهد و وارستگى

زهد و وارستگى

مرحوم استهباناتى زهد را از مکتب جدّش، امیرالمؤمنین(علیه السلام) آموخته و همان گونه که مولى در نهج البلاغه([27]) زهد را تعریف نموده است، زهد آن بزرگوار زهدى تامّ بود. او دنیا را اسیر خود کرد و اسیر دنیا نشد. کسانى که او را درک کردند و از نزدیک شاهد زندگى او بودند، اعتراف نموده اند که وى قناعت مى کرد و جدّاً از زخارف دنیا بیزار بود. نه مقام و موقعیت او را مغرور کرد ونه مال او را مسحور. خانه اى بسیار کهنه و محقّر داشت و فرش منزلش بسیار ساده بود. مرحوم آیت الله مرعشى نجفى در این باره مى نویسد:

«با آنکه به مقام مرجعیّت و زعامت دست یافت و اموال زیادى به وى سپرده شد و مردم در برابر او خاضع گردیده و صبح و شام بر دست وى بوسه مى زدند امّا تغییرى در خوراک وپوشاک و نشست و برخاست و اخلاق و رفتار او حاصل نشد، کرسى ریاست و زعامت، شیوه زندگى او را دگرگون نکرد او در این دوران چنان زندگى مى کرد که پیش از آن مى زیست. او فروتن و متواضع بود. معاشرتش با دیگران نیکو و چهره شان متبسّم، در صحبتهایش مزاح هاى جاذبه دار، توام با حشمت و ادب هویدا بود. نسبت به حضار مجلس تکبر نمى ورزید، سخاوت و کرم وى به اندازه بود. افراط در بیت المال و بذل و بخشش بى جا نداشت، در عین حال از کمک به محرومان دریغ نمى ورزید حلم و وقار بر طبعش حاکم بود. جز در مقابل مخالفان که به کیان و کرامت شریعت آسیب وارد مى آوردند، خشمگین نمى شد.».([28])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

جدیدترین ها در این موضوع

دین شناسی و عقل وسطایی

دین شناسی و عقل وسطایی

به گواه تاریخ، دین شناسی و دین باوری از آغاز حیات تفکر بشری شکوفا بوده و بشر در چگونه زیستن خود در صدد کشف قوانین طبیعت و شناخت اسرار آفرینش و آفریدگار هستی برآمده است و محصول این کاوش را بعدها دین شناسی و طبیعت شناسی نامید.
پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

در تاریخ علم می‌توان انفکاک‌های مختلف از فلسفه و ظهور رشته‌های علمی مجزا را ملاحظه کرد. ولی هریک از این رشته‌ها که بر فلسفه مبتنی هستند،
نسبت عقلانیت و دین

نسبت عقلانیت و دین

«عقل» و «عقلانیت» در طول تاریخ بشر وجوه گوناگونی داشته و در پیدایی، رشد و شکوفایی تمدن‌های بشری نقش بسزایی ایفا کرده به‌ طوری که بدون آن، تمدن‌سازی غیرممکن بوده است.
از دین گریزی تا دین ستیزی!

از دین گریزی تا دین ستیزی!

سکولاریسم‌ ‌که به مفهوم عرفی شدن و مستلزم جدا انگاری دین از سیاست و دنیاست از آنجا شروع شد که اندیشه وران غربی دریافتند که مسیحیت توانایی آن را ندارد در همه عرصه‌های زندگی انسان ایفای نقش نماید و بر این اساس، حوزه دین صرفاً باید محدود به زندگی فردی انسان و رابطه او با خدا باشد.
عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

مفهوم دوم از عرفی شدن، سکولاریسم است که عبارت است از «افتراق ساختاری میان ساخت سیاسی، از نهاد دین و به عبارت دیگر، عرفی شدن به این معناست که نهاد دین که دارای کارکردهای گوناگونی بوده به علت پیچیده شدن مناسبات زندگی اجتماعی و تخصیص نقش‌ها همچون سایر نهادها متمرکز شده و وظایف خود را واگذار می‌کند».
Powered by TayaCMS