دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سخن‌چینی

حضرت علی (ع) فرمودند : «بپرهیز از سخن چینی، پس به درستی که آن، کینه را در دل های مردم می‌کارد و از خدا و مردمان دور می‌گرداند.»‌ (شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم، ج‌2، ص296)
سخن‌چینی
سخن‌چینی

سخن‌چینی

قال علی(ع): «ایّاک و النّمیمة فانّها تزرع الضّغینة و تبعّد عن اللّه و النّاس»

سخن‌چینی یعنی افشا کردن رازی که افشای آن بد است و موجب ناراحتی دیگران می‌شود، خواه برای آنکه از او نقل شده بد باشد یا از نظر آنکه برای او نقل شود یا برای شخص ثالثی، و خواه افشای راز به‌وسیله گفتن باشد یا با نوشتن، اشاره و یا با‌ سایر اسباب، و خواه آن رازی که فاش می‌کند کردار کسی باشد یا گفتارش، و خواه افشای آن راز عیبی بر آن شخص باشد یا نه، بلکه حقیقت سخن‌چینی افشای راز و کشف نهانی است که افشای آن بد است، و آن گناه است؛ مگر در جایی که افشای آن برای مسلمانی سودی داشته باشد یا از معصیتی جلوگیری کند، چنانچه اگر ببیند کسی مال دیگری را برداشت که به خاطر حق آن کس که مالش رفته گواهی دهد، و اما اگر ببیند کسی مال خود را پنهان می‌کند، بازگو کردن آن سخن‌چینی است.[1]

بر اساس روایات سخن‌چین از شرورترین امت اسلام است؛ چون با رفتار و گفتار خویش زمینه تفرقه را فراهم می‌آورد و عیوب مخفی و آشکار دیگران را بر ملا می‌کند. بر طبق قول حضرت امیر(ع) چنین شخصی نه تنها در آتش جهنم خواهد افتاد، بلکه به علت شدت عذابش موجب ناراحتی و عذاب دیگر جهنمیان خواهد شد.[2] از سوی دیگر دوستی با افراد سخن‌چین موجب آسیب است، چون فرد سخن‌چین که برای تو سخن‌‌چینی‌ کند، از تو نیز برای دیگران نیز سخن‌چینی‌ خواهد کرد.[3] به داستان ذیل دقت نمایید؛

نقل شده مردی غلامی داشت و وقتی خواست او را بفروشد، به مشتری گفت: این غلام عیبی جز نمّامی ندارد. مشتری گفت: مانعی ندارد. وقتی غلام را به منزل برد، پس از چند روز غلام سخن‌چین به زن آن مرد گفت شوهرت تو را دوست ندارد و قصد بد و اذیّت برای تو دارد، ولی من راهی بلدم که می‌توانی علاقه او را به خودت جلب کنی. وقتی شوهرت خوابید، با تیغ چند تار مو از پشت گردن او بردار. زن قبول کرد.

غلام سخن‌چین نزد ارباب رفت و به او گفت همسرت با مرد دیگری رفیق شده و قصد جان تو را دارد؛ اگر باور نداری شب‌هنگام خودت را به خواب بزن و از زیر چشم مواظب او باش. مرد خود را به خواب زد و زن را در حالی‌که تیغ به دست مشغول کندن مو از گردن او بود، دید و زن را گرفت و کشت. فامیل زن تحریک شدند و به نزاع برخاستند و طایفه مرد هم به کمک او آمدند و این نزاع مدّت‌ها ادامه داشت.[4]

میان دو کس جنگ چون آتش است‌        سخن‌چین بدبخت هیزم‌کش است

کنند این و آن خوش دگر باره دل‌           وی اندر میان کوربخت و خجل

میان دو تن آتش افروختن                    نه عقلست خود را در آن سوختن

موجبات سخن‌چینی[5]

1- قصدِ بد کردن و زیان رساندن به کسی که از او سخن گویند.

2- اظهارِ دوستی و خیرخواهی نسبت به کسی که این سخن را با او گویند؛ به قصدِ استفاده و طرف‌داری او یا به مقصدِ دیگری.

3- خوش‌صحبتی و ورود در سخن زیادی

وظیفه در برابر نمّام

1- باور نکند، زیرا سخن‌چین فاسق است و خدا از قبولِ قول فاسق منع کرده، مگر آنکه بازرسی شود.

«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جاءَکُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصِیبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلی‌ ما فَعَلْتُمْ نادِمِینَ:

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر شخص فاسقی خبری برای شما بیاورد، درباره آن تحقیق کنید، مبادا به گروهی از روی نادانی آسیب برسانید و از کرده خود پشیمان شوید!»[6]

2- او را از آن نهی کند و اندرزش دهد و کارش را زشت شمارد، خدا فرموده: «امر به معروف کن و نهی از منکر».

3- به خاطر خدا او را دشمن دارد، زیرا خدا سخن‌چین را دشمن دارد و دشمنی با دشمنِ خدا لازم است.

4- به مجرد گفته سخن‌چین به برادر دینی بدگمان نشود، زیرا خدا می‌فرماید: «کناره کنید از بسیاری گمان‌ها»، بلکه صبر کند تا علم پیدا کند.

5- سخنِ او موجب بازرسی و تجسس نگردد، زیرا خدا فرموده: (به مجرّد گمان) «تجسّس نکنید».

6- کار نمّام و سخن‌چین را برای خود نپسندد و گفتار ناهنجارِ او را برای دیگری حکایت نکند.

 برخورد ائمه با سخن‌چین

مردی به حضرت علی‌بن الحسین(ع) عرض کرد: فلان شخص درباره‌ی شما چنین و چنان می‌گوید. حضرت به او فرمود: حق برادری برادرت را به‌جا نیاوردی، با اینکه او تو را امین دانست، تو درباره‌ی او خیانت کردی و نیز احترام ما را هم نگاه نداشتی، زیرا ما از تو سخنی شنیدیم که نیاز و احتیاجی به شنیدن آن نداشتیم. آیا نمیدانی که سخن‌چینان سگ‌های دوزخند. به برادرت بگو مرگ برای همه‌ی ماست و قبر ما را دربر گیرد، روز قیامت وعده‌گاه ماست، خدا در آن روز بین ما قضاوت کند.[7]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دین شناسی و عقل وسطایی

دین شناسی و عقل وسطایی

به گواه تاریخ، دین شناسی و دین باوری از آغاز حیات تفکر بشری شکوفا بوده و بشر در چگونه زیستن خود در صدد کشف قوانین طبیعت و شناخت اسرار آفرینش و آفریدگار هستی برآمده است و محصول این کاوش را بعدها دین شناسی و طبیعت شناسی نامید.
پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

در تاریخ علم می‌توان انفکاک‌های مختلف از فلسفه و ظهور رشته‌های علمی مجزا را ملاحظه کرد. ولی هریک از این رشته‌ها که بر فلسفه مبتنی هستند،
نسبت عقلانیت و دین

نسبت عقلانیت و دین

«عقل» و «عقلانیت» در طول تاریخ بشر وجوه گوناگونی داشته و در پیدایی، رشد و شکوفایی تمدن‌های بشری نقش بسزایی ایفا کرده به‌ طوری که بدون آن، تمدن‌سازی غیرممکن بوده است.
از دین گریزی تا دین ستیزی!

از دین گریزی تا دین ستیزی!

سکولاریسم‌ ‌که به مفهوم عرفی شدن و مستلزم جدا انگاری دین از سیاست و دنیاست از آنجا شروع شد که اندیشه وران غربی دریافتند که مسیحیت توانایی آن را ندارد در همه عرصه‌های زندگی انسان ایفای نقش نماید و بر این اساس، حوزه دین صرفاً باید محدود به زندگی فردی انسان و رابطه او با خدا باشد.
عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

مفهوم دوم از عرفی شدن، سکولاریسم است که عبارت است از «افتراق ساختاری میان ساخت سیاسی، از نهاد دین و به عبارت دیگر، عرفی شدن به این معناست که نهاد دین که دارای کارکردهای گوناگونی بوده به علت پیچیده شدن مناسبات زندگی اجتماعی و تخصیص نقش‌ها همچون سایر نهادها متمرکز شده و وظایف خود را واگذار می‌کند».

پر بازدیدترین ها

نسبت عقلانیت و دین

نسبت عقلانیت و دین

«عقل» و «عقلانیت» در طول تاریخ بشر وجوه گوناگونی داشته و در پیدایی، رشد و شکوفایی تمدن‌های بشری نقش بسزایی ایفا کرده به‌ طوری که بدون آن، تمدن‌سازی غیرممکن بوده است.
دین شناسی و عقل وسطایی

دین شناسی و عقل وسطایی

به گواه تاریخ، دین شناسی و دین باوری از آغاز حیات تفکر بشری شکوفا بوده و بشر در چگونه زیستن خود در صدد کشف قوانین طبیعت و شناخت اسرار آفرینش و آفریدگار هستی برآمده است و محصول این کاوش را بعدها دین شناسی و طبیعت شناسی نامید.
نگاهی به فلسفه دین لودویک ویتگنشتاین

نگاهی به فلسفه دین لودویک ویتگنشتاین

لودویک ویتگنشتاین، فیلسوف اتریشی الاصل انگلیسی، از جمله متفکرانی است که آرا و نظراتش در چند سال اخیر در میان پژوهندگان فلسفه از اقبال فراوانی برخوردار بوده است.
قرآن خدا یا قرآن محمد؟

قرآن خدا یا قرآن محمد؟

«سیدمحمدعلی ایازی»، قرآن‌پژوه، با ذکر استدلال‌هایی به اظهارات اخیر «عبدالکریم سروش» درباره قرآن پاسخ گفت و اظهار داشت: خداوند قرآن را برای زمان و مردمی خاصی قرار نداده است.
روش فهم دین

روش فهم دین

شبهه‌ی اول این است که گفته شده: روحانیون، علما و فقها در طول تاریخ اسلام تفسیرهای خاصی را از متون اسلامی ارائه داده و چنین وانمود کرده‌اند که فهمیدن قرآن و منابع دینی، اختصاص به آنها دارد در صورتی که خود قرآن اعلام می‌کند که بیانی برای همه‌ی مردم و نوری برای همه‌ی انسان‌ها است و همه می‌توانند از آن استفاده کنند. قرآن نفرموده: برای علما نازل شده است.
Powered by TayaCMS