دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عقل مستفاد

No image
عقل مستفاد

كلمات كليدي : عقل مستفار، عقل بالمستفاد، عقل نظري، عقل فعال، معقولات ثانيه

نویسنده : حسن رضايي

مرحله چهارم حضور معلومات در نفس،‌ مرحله حضور معقول در ذهن است.[1] این مرحله که پس از طی مراحل عقل هیولائی، عقل بالملکة و عقل بالفعل می‌باشد، از مراحل قوه گذشته است و محل حصول کمالات و معقولات دوم می‌باشد و این امر، هنگامی است که نفس به مشاهده معقولات ثانی می‌پردازد و می‌داند که آنها را بالفعل دریافته است.[2]

فلاسفه در بحث میزان حضور معلومات نزد نفس، دو تعبیر از عقل بالمستفاد ارائه نموده‌اند:

الف: عده‌ای که قائلند عقل نمی‌تواند در آن و لحظه واحد به همه معلومات توجه داشته باشد و از برخی غفلت دارد. حضور هر مسأله استدلالی در ذهن و توجه ذهن به آنها را عقل مستفاد می‌گویند، حکمای مشاء چنین تعبیری از عقل مستفاد دارند.[3]

ب: حکمای متأله معتقدند که ممکن است انسان به مرحله‌ای برسد که در لحظه واحد، همه مسائل‌ برایش حاضر باشد همه معلوماتش برای او، حالت حضوری داشته باشد، می‌گویند عقل مستفاد، مرحله تعقل جمیع معقولات بدیهی و نظری است که با حقایق عالم طبیعت و ماوراء طبیعت مطابقت دارد. در این مرحله، عقل جمیع این معقولات را نزد خود حاضر می‌کند و در اثر اتصال به مبادی عالی که برای برخی از انسانها مانند انبیا و اولیاء الهی پیش می‌آید، بدون هیچ مشغله و مانع مادی به معقولات حضوری خود توجه می‌کند و به همین علت، صورت ذهنی علم او، در این مرحله با عالم عینی خارجی مطابقت می‌یابد.[4]

در این مرحله‌، نفس در اخلاق صاحب فضیلت و در علم به غایت کمال آدمی رسیده است و هم رتبه فرشتگان می‌شود.[5] عقل نظری در این مرحله «عقل مطلق» می‌شود چنانچه در مرتبه نخست «قوه مطلق» بود. معقولات ثانی، مانند نوری بر روی نور دیگری در صفحه نفس نقش می‌بندد.[6]

تسمیه این مرتبه از عقل نظری به عقل بالمستفاد این است که در اثر اتصالش به عقل فعال، از آن استفاده می‌کند و نفوس مردم را از درجه هیولائی به درجه عقل مستفاد می‌رساند.[7]

چنانکه خواجه نصیر در شرح اشارات بوعلی گفته است[8] و یا چنانچه ملاصدرا در مفاتیح الغیب گفته، به خاطر اینکه نفس این مرتبه را از مافوق خویش گرفته و استفار، کرده است بدان «مستفاد» می‌گویند.[9]

از تعاریفی که برای هر یک از مراتب چهارگانه عقل نظری ارائه شده است معلوم می‌شود که مرتبه عقل هیولائی و بالملکة، استعداد اکتساب است و مرتبه سوم (عقل بالفعل) مرتبه استعداد حاضر کردن معقولات ثانی و مرتبه عقل مستفاد مرتبه حضور معقولات ثانیه است.[10]

مقاله

نویسنده حسن رضايي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دین شناسی و عقل وسطایی

دین شناسی و عقل وسطایی

به گواه تاریخ، دین شناسی و دین باوری از آغاز حیات تفکر بشری شکوفا بوده و بشر در چگونه زیستن خود در صدد کشف قوانین طبیعت و شناخت اسرار آفرینش و آفریدگار هستی برآمده است و محصول این کاوش را بعدها دین شناسی و طبیعت شناسی نامید.
پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

در تاریخ علم می‌توان انفکاک‌های مختلف از فلسفه و ظهور رشته‌های علمی مجزا را ملاحظه کرد. ولی هریک از این رشته‌ها که بر فلسفه مبتنی هستند،
نسبت عقلانیت و دین

نسبت عقلانیت و دین

«عقل» و «عقلانیت» در طول تاریخ بشر وجوه گوناگونی داشته و در پیدایی، رشد و شکوفایی تمدن‌های بشری نقش بسزایی ایفا کرده به‌ طوری که بدون آن، تمدن‌سازی غیرممکن بوده است.
از دین گریزی تا دین ستیزی!

از دین گریزی تا دین ستیزی!

سکولاریسم‌ ‌که به مفهوم عرفی شدن و مستلزم جدا انگاری دین از سیاست و دنیاست از آنجا شروع شد که اندیشه وران غربی دریافتند که مسیحیت توانایی آن را ندارد در همه عرصه‌های زندگی انسان ایفای نقش نماید و بر این اساس، حوزه دین صرفاً باید محدود به زندگی فردی انسان و رابطه او با خدا باشد.
عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

مفهوم دوم از عرفی شدن، سکولاریسم است که عبارت است از «افتراق ساختاری میان ساخت سیاسی، از نهاد دین و به عبارت دیگر، عرفی شدن به این معناست که نهاد دین که دارای کارکردهای گوناگونی بوده به علت پیچیده شدن مناسبات زندگی اجتماعی و تخصیص نقش‌ها همچون سایر نهادها متمرکز شده و وظایف خود را واگذار می‌کند».
Powered by TayaCMS