دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فرهنگ جامعه و جهان بینی شخصی

بینش اجتماعی یا جهان بینی فرد همواره شیوه زندگی و نحوه عمل انسان را در زندگی اجتماعی و فردی تبیین و توجیه می‌نماید.
فرهنگ جامعه و جهان بینی شخصی
فرهنگ جامعه و جهان بینی شخصی
نویسنده: رضا نصیری

 

بینش اجتماعی یا جهان بینی فرد همواره شیوه زندگی و نحوه عمل انسان را در زندگی اجتماعی و فردی تبیین و توجیه می‌نماید. انسان ها معمولاً به آنچه که اعتقاد و ایمان راسخ دارند عمل می‌نمایند و چارچوب رفتاری و کارکردی آنها، نشان از دیدگاه اعتقادی و بینش اجتماعی آنهاست. زمانی که فرد معتقد به توزیع عادلانه و مساوی امکانات و منابع جامعه دارد و راه حل‌های مساوات گرایانه برای حل معضلات اقتصادی و اجتماعی ارائه می‌دهد، این امر ناشی از اعتقادات و ارزش‌های فردی وی می‌باشد. برعکس، اگر انسان معتقد به رده‌های طبقاتی در یک سلسله مراتب اجتماعی _ سیاسی باشد، باز این دیدگاه ریشه در باورهای فردی و اعتقادی وی دارد. فردگرایی و تقدیر گرایی نیز در همین عرصه بینش و جهان بینی انسان مطرح است.‌

در چنین شرایطی انسان ذیشعور و عاقل همواره می‌کوشد مطلوبیت‌های خود را در زندگی افزایش دهد و طبیعی است که به تجربه در می‌یابد کدام عقاید و ارزش ها دردسرآفرین هستند و کدام شیوه رفتاری درخور پاداش و تحسین. انسان با زندگی در اجتماع و کسب تجربیات گوناگون، چارچوب دیدگاهی و رفتاری خود را انتخاب می‌نماید. ارزش‌ها و اولویت‌های جامعه را دریافته و سعی در گزینش آنها می‌نماید. و در می‌یابد که از کدام رفتار و مسائل اخلاقی می‌توان به عنوان یک ارزش و اعتبار در جامعه یاد کرد و چه عقایدی و اعمالی به عنوان ناهنجاری تلقی می‌شود. عقل حسابگر معمولاً از همه آنچه در غیت موجب خسران و عقوبت می‌وشد دوری می‌جوید و برای هموار کردن مسیر زندگی جهت رسیدن به مقاصد مطلوب تغییر راه و شیوه می‌دهد. طبیعی است که آنها که دلبستگی بیش از حد به یک فکر، عقیده و ارزش دارند و به نوعی ثبات در عمل، رفتار و گفتار پایبندند، ممکن است قابل احترام و تکریم باشند. اما در مجموع احتمال دارد جامعه از آن عقیده یا ارزش دچار انحراف و زیان شود.‌اگر قرار باشد فایده‌ای بر دیدگاه فرهنگی در تبیین امور مختلف جامعه، بویژه امر سیاست، مترتب باشد، این مسئله مطرح است که چگونه می‌توان به عنوان تحلیلگر و کارگزار با شناخت صحیح فرایند شکل گیری اعتقادات، ارزش ها و ترجیحات در مواردی که ضرورت زندگی جمعی ایجاب می‌کند، بدون برانگیحتن احساسات فردی و عمومی، بدون تحمیل آشکار اراده جمعی و بدون توسل به زور و ارعاب، به نحوی در این فرایند مداخله و تاثیرگذاری کنیم. زمانی که یک ارزش و رفتار جزئی از فرهنگ عمومی و عرفی و اعتقادی فرد باشد انجام آن صورت می‌گیرد.‌

در یک جامعه از طریق فرهنگ سازی باید ارزش هایی چون مشارکت، همکاری، وفاق و همدلی در جامعه گسترش یابد و اعتقادات و ارزش‌های رفتاری در افراد درونی گردد و این فرهنگ به وجود آید که همه افراد برای قانون و مصالح اجتماع احترام گذاشته و عمل به ارزش‌های جامعه را الگوی رفتاری خود نمایند. ارزش‌های رفتاری ریشه در ذات و سرشت انسان دارند نباید اجازه داد که گذشت زمان و مطرح گشتن مسائل و مشکلات تازه، این ارزش ها را از یاد افراد بزداید.‌به طور کلی، رفتار انسان در زندگی فعال و پویایی اجتماعی و برقراری رابطه با دیگران متاثر از الگوهای روابط اجتماعی و گرایش ها و علایق فرهنگی است. این دو مولفه خود ریشه در الگوهای روابط فردی و ارزش‌های مشترک و اعتقادات عمومی و شخصی دارد. پیوستن به یک الگوی روابط اجتماعی منجر به پیدایش نوعی جهان بینی می‌شود و متقابلاً پیوستن به یک جهان بینی خاص زمینه انجام یک نوع روابط اجتماعی را فراهم می‌سازد. هدایت جهان بینی و بینش انسانی در مسیر اصلی خود باعث رعایت و انتخاب بسیاری از گزینه‌های رفتاری و الگوهای فرهنگی در افراد می‌شود.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دین شناسی و عقل وسطایی

دین شناسی و عقل وسطایی

به گواه تاریخ، دین شناسی و دین باوری از آغاز حیات تفکر بشری شکوفا بوده و بشر در چگونه زیستن خود در صدد کشف قوانین طبیعت و شناخت اسرار آفرینش و آفریدگار هستی برآمده است و محصول این کاوش را بعدها دین شناسی و طبیعت شناسی نامید.
پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

در تاریخ علم می‌توان انفکاک‌های مختلف از فلسفه و ظهور رشته‌های علمی مجزا را ملاحظه کرد. ولی هریک از این رشته‌ها که بر فلسفه مبتنی هستند،
نسبت عقلانیت و دین

نسبت عقلانیت و دین

«عقل» و «عقلانیت» در طول تاریخ بشر وجوه گوناگونی داشته و در پیدایی، رشد و شکوفایی تمدن‌های بشری نقش بسزایی ایفا کرده به‌ طوری که بدون آن، تمدن‌سازی غیرممکن بوده است.
از دین گریزی تا دین ستیزی!

از دین گریزی تا دین ستیزی!

سکولاریسم‌ ‌که به مفهوم عرفی شدن و مستلزم جدا انگاری دین از سیاست و دنیاست از آنجا شروع شد که اندیشه وران غربی دریافتند که مسیحیت توانایی آن را ندارد در همه عرصه‌های زندگی انسان ایفای نقش نماید و بر این اساس، حوزه دین صرفاً باید محدود به زندگی فردی انسان و رابطه او با خدا باشد.
عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

مفهوم دوم از عرفی شدن، سکولاریسم است که عبارت است از «افتراق ساختاری میان ساخت سیاسی، از نهاد دین و به عبارت دیگر، عرفی شدن به این معناست که نهاد دین که دارای کارکردهای گوناگونی بوده به علت پیچیده شدن مناسبات زندگی اجتماعی و تخصیص نقش‌ها همچون سایر نهادها متمرکز شده و وظایف خود را واگذار می‌کند».
Powered by TayaCMS