دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قاسمیه

No image
قاسمیه

نویسنده : علي يزداني

كلمات كليدي : زيديه، قاسم بن ابراهيم، امامت، رس، عباسيان، يمن، قاسميه

ایجاد و پیدایش یک مکتب فکری را نمی­توان به دور از تحولات سیاسی و اجتماعی یک جامعه و به صورت خرق الساعة انتظار داشت. تحولات سیاسی پس از رحلت پیامبرگرامی­اسلام(ص) و در ادامه تحولات فکری و درونی جوامع آن دوره، سبب پیدایش فرقه های فقهی- کلامی در درون پیکره اجتماعی مسلمانان شد. شیعیان نیز از این جریانات مصون نماندند و به چند گروه عمده: کیسانسه، زیدیه، اسماعیلیه و امامیه منقسم شدند. این فرقه­ها نیز در ادامه تحولات فکری، اجتماعی، سیاسی خود به گروه­های کوچک­تری منشعب شدند. زیدیان نیز که در ابتدا به سه گروه کلامی: جارودیه، صالحیّه و سلیمانیه منشعب گردیده بودند، در ادامه تحولاتشان با توجه به نیازهای جدید و تکامل فکری رهبران این گروه، مکاتب فکری، فقهی و کلامی جدیدی همچون ناصریه، هادویه و قاسمیه بوجود آمدند که تأثیرات بسزایی در پیدایش حکومتهای زیدی ایفاء کردند.

موسس مکتب قاسمیه

رهبر این مکتب قاسم رسی است. نام کامل او ابومحمد قاسم بن ابراهیم بن اسماعیل بن ابراهیم طباطبا بن حسن بن حسن بن علی بن ابی طالب(ع) است.[1] تاریخ تولد قاسم رسی دقیقاً روشن نیست، اما بر اساس روایاتی که تاریخ وفات او را در سن 77 سالگی و سال آن را 246 هـ­ق/ 860م، می­دانند؛ می­توان حدس زد که امام قاسم رسی در سال 169 هـ­ق/785م به­دنیا آمده­است.[2] او پنج برادر به نامهای محمد، حسن، احمد، علی و عبدالله داشت.[3] زندگی پر رمز و راز وی که بواسطه تحرکات سیاسی و فعالیت­هایش بوجود آمد؛ سبب شده تا کمترین اطلاعات در مورد دوران زندگی او در منابع ثبت شود. او نقش مهمّی در شکل گیری دعوت زیدیه یمن داشته است. آراء و تفکّرات او و حضورش در منطقه رسّ، سبب رشد و نمو خاندان رسّی و ایجاد پایگاه فکری، اعتقادی مناسبی در آن منطقه برای زیدیان و در ادامه زیدیان یمن شد.

قاسم رسی یکی از فقیه­ترین، زاهدترین و بردبارترین افراد عصرش بود. قرآن، تورات، انجیل و زبور را خوانده بود[4] و تسلّط گسترده­ای به علوم زمانش، داشت. به عنوان یکی از بزرگترین متکلّمان زیدیه شناخته می­شد. علم کلام را نزد معتزلیان در مدینه آموخت.[5] کتاب «الدلیل» را در همین زمینه نوشت که به مباحث توحیدی و بیان دیدگاه­های فلسفی پرداخته است.[6] زندگی سیاسی او با زندگی جدش- ابراهیم بن اسماعیل- گره خورد. ابراهیم در قیام حسین بن علی معروف به شهید فخ در سال 169هـ­ق/786م شرکت داشت. پس از شکست صاحب فخ و تا روی کار آمدن هارون الرشید که به حاضران در این قیام امان داد، پدرش مجبور شد زندگی مخفیانه­ای داشته باشد.[7] قاسم رسی با برادرش ابن طباطباء در سال 199 هـ­ق برای خروج علیه عباسیان، بیعت نمود. پس از مرگ ابن طباطباء[8] در همان سال، مردم را به خود دعوت کرد. مردم بسیاری از کوفه، مکّه، مدینه، ری، قزوین، و طبرستان و دیلم به او پیوستند،[9] امّا به علّت اینکه عباسیان در تعقیب او بودند و برای آنکه از چشم آنان دور گردد به مصر فرار کرد.[10] اینکه قاسم رسّی چه زمانی به مصر مهاجرت کرده، به درستی معلوم نیست، امّا در سال 202 هـ­ق /817م به صورت مخفی دعوت به خود را در آن منطقه آشکارکرد که از آن به «البیعة العامّة»یا «البیعة الجامعة»یاد شده است.[11] در دوران ده ساله­ای که قاسم رسی در مصر بود؛ جزء یاران هرثمة بن اعین شناخته می­شد. همین امر باعث شد تا در مصر طرفداران فراوانی پیدا کند. وی از آن جا به صورت سرّی، نمایندگانش را به طالقان، بلخ و جورجان می­فرستاد[12] و در کنار این دعوت مخفیانه، خود به مسائل علمی، فلسفی و کلامی تبیین افکارش پرداخت و کتاب «الردّ علی الملحد» را نوشت.[13]

مأمون عباسی که از اقدامات او مطّلع شده بود، در اواخر حکومتش دستور تعقیب قاسم رسی را داد. عبدالله بن طاهر را به مصر فرستاد تا او را دستگیر کند.[14] از این رو قاسم رسی مخفیانه مصر را ترک کرد و به حجاز رفت. در منطقه رس[15] نزدیک مدینه، زمینی را خریداری نمود و در آنجا ساکن شد.[16] وی در آنجا به تعلیم و تدریس افکار و تربیت شاگردانش مشغول شد. عمده شاگردان قاسم رسّی در این دوران، عمو زادگان و فرزندانش از جمله پدر الهادی- حسین بن قاسم- بوده­اند.[17] به نظر می­آید وی منطقه رسّ در نزدیک مدینه را علاوه بر اینکه دور از پایتخت امپراطوری عباسی قرار داشت، به این دلیل مرکزی برای سکونت، تعلیم و تربیت شاگردان انتخاب نمود تا از طریق این مبلّغان، افرادی را که در ایّام حجّ به مدینه می­آمدند با آراء و نظرات خود آشنا کند و با این روش دیدگاه های خود را به سایر نقاط جهان اسلام منتقل نماید.[18] به همین دلیل او توانست تعدادی از عمو زادگانش را به مناطقی از بلخ، طالقان و جوزجان برای گسترش افکارش بفرستد[19].

صاحب کتاب الافادة، قاسم بن رسی را مردی تام الخلقه، سفید رنگ، با ریشی پر که بسیار سفید بود توصیف کرده­است.[20] امام قاسم رسی مصنفاتی مانند «تثبیت الامامة» که در باب افضلیت حضرت امیر بر شیخین است، «العدل و التوحید الکبیر»، «الرد علی بن­المقفع» در باب هیأت و نجوم، «الرد علی الانصاری»، «الفرائض و السنن»، «السیاسة النفس» و دو کتاب «الناسخ و المنسوخ» و«فصول الامامة» را در ردّ مخالفین زیدیه نوشته­است.[21]

او که تأثیر بسزایی در افکار زیدیه خصوصاً زیدیه یمن داشت، یاران فراوانی بدست آورد که در برخی منابع گاه به «قاسمیه» شناخته شده­اند.[22] وی یکی از معدود علویانی بود که قیام مسلحانه نکرد و تنها به دعوت و تبلیغ اکتفاء نمود.[23] قاسم رسّی پس از هفتاد و هفت سال عمر در سال 246 هـ­ق/860م در منطقه رسّ دار فانی را وداع گفت و در همانجا دفن شد.[24]

آراء و نظرات

قاسم رسی که شخصیتى ممتاز داشت، با طرح اندیشه‌هاى خود به تفکرات زیدیه بالندگى خاصى بخشید و با رشد زیدیه در دیلم و یمن، مکتب و تعالیم او پیروانى یافت که از آنان با نام قاسمیه یاد شده­است. اندیشه و تعالیم امام قاسم در دیلم رقیب ناصریه به شمار مى‌آمد[25]. مادلونگ در آغاز بحث در پیرامون نظریه امامت از دیدگاه قاسم رسی اظهار می‌دارد:«قاسم در اصول پنج‌گانه اعتقادیِ خود هیچ اشاره‌ای به نظریه امامت نکرده­است،[26] هر چند این نظریه به طور ضمنی در اصل پنجم وجود دارد. وی در اکثر آثار خود اصلاً به این مسئله نپرداخته است. به احتمال بسیار این موضوع، دغدغه اصلی او نبوده و به طور قطع زیدی بودنِ وی تا بدان حد بود که تصمیم اشتباه درباره جانشینی پیامبر(ص) را منشأ تمام شرارت‌ها در اسلام نداند. به نظر او پیامدهای این اشتباه بیشتر از خود اشتباه، خطرناک و نگران‌کننده بود.

اصول پنج‌گانه حاوی چکیده‌ای از اغلب افکار وی است: اصول پنج‌گانه دین اسلام از نظر قاسم رسی عبارتند از: 1. توحید 2. عدل 3. وعد و وعید 4. قرآن کتابی همگون است و هیچ تناقضی در آن وجود ندارد و سنت عبارت است از آنچه در قرآن به آن اشاره شده­است. 5. استفاده از مستغلات و کسب منافع و تجارت در جایی که ظالمان حاکم هستند، ممنوع است[27]. امام قاسم رسی به شدت بر رافضهمی‌تازد و به اعمال و آموزه‌های آنان به نحو ذیل حمله می‌کند:

1. آموزه آنها در باب وصایت.

2. اعتقادشان به تشبیه.

3. مساوات امامان با پیامبران.

4. نظر آنان در مورد تقیه.

5. رفتار امامان آنها.[28]

اگرچه قاسم رسّى همچون هادى از رهبران زیدیه،[29] امامت را از اصول دین معرفى نکرد، ولى براى آن، نقش برجسته‌اى قائل شد و در این زمینه دو رساله به نامهاى تثبیت الامامة و الرد على الرافضةرا تالیف کرد. بی‌گمان هواداران قاسم بیشتر از خود او به مسئله امامت توجه داشته‌اند. مباحث کمی از امامت به او منسوب است. قاسم در پاسخ به سؤالی در مورد ضرورت امامت و راه‌های شناخت امام کتاب تثبیت الامامه را تألیف کرد.[30] امام قاسم امامت را همچون نماز و روزه از فرایض دانست که امرى ازجانب طرف خداوند است. لذا با رد شورایى یا موروثى بودن امامت، قائل به ‌نص جلى بر على(ع) و حصر آن در فرزندان فاطمه(س) شد و به ادله عقلى و نقلى (چون حدیث ثقلین) بر این امر استدلال کرد؛ ضمن اینکه دعوت علنى و ترک تقیه گرچه با زبان را کافى دانست و شرط خروج با شمشیر را حذف کرد، چرخشى که نمى‌توان آن را با عدم تحرک و رکود خود امام قاسم از زمان اخذ بیعت تا وفات بى‌ارتباط دانست.[31] امام قاسم رسى آغازگر دوره‌اى در تاریخ زیدیه بود که مشخصه آن قول به نص جلى و اعتقاد ویژه به ‌اصل امامت است که در نتیجه آن جریان زیدیه نزدیک به امامیه قوت یافت. او توانست با توجه به اندوخته­های فکری و مبارزاتی­اش، مبارزه سیاسی- فکری را جانشین مبارزه فیزیکی نماید که تا پیش از این به شدت از سوی امامان زیدی اجرا می­شد. از این رو در تکامل این مکتب فکری، امامان زیدی توانستند بزرگترین پایگاه زیدیان را در یمن ایجاد نمایند. مکتبی که تا به امروزه نیز در جنوب جزیرة العرب به حیات خود ادامه می­دهد.

مقاله

جایگاه در درختواره فرق و مذاهب شیعی - زیدیه - سایر فرق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دین شناسی و عقل وسطایی

دین شناسی و عقل وسطایی

به گواه تاریخ، دین شناسی و دین باوری از آغاز حیات تفکر بشری شکوفا بوده و بشر در چگونه زیستن خود در صدد کشف قوانین طبیعت و شناخت اسرار آفرینش و آفریدگار هستی برآمده است و محصول این کاوش را بعدها دین شناسی و طبیعت شناسی نامید.
پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

در تاریخ علم می‌توان انفکاک‌های مختلف از فلسفه و ظهور رشته‌های علمی مجزا را ملاحظه کرد. ولی هریک از این رشته‌ها که بر فلسفه مبتنی هستند،
نسبت عقلانیت و دین

نسبت عقلانیت و دین

«عقل» و «عقلانیت» در طول تاریخ بشر وجوه گوناگونی داشته و در پیدایی، رشد و شکوفایی تمدن‌های بشری نقش بسزایی ایفا کرده به‌ طوری که بدون آن، تمدن‌سازی غیرممکن بوده است.
از دین گریزی تا دین ستیزی!

از دین گریزی تا دین ستیزی!

سکولاریسم‌ ‌که به مفهوم عرفی شدن و مستلزم جدا انگاری دین از سیاست و دنیاست از آنجا شروع شد که اندیشه وران غربی دریافتند که مسیحیت توانایی آن را ندارد در همه عرصه‌های زندگی انسان ایفای نقش نماید و بر این اساس، حوزه دین صرفاً باید محدود به زندگی فردی انسان و رابطه او با خدا باشد.
عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

مفهوم دوم از عرفی شدن، سکولاریسم است که عبارت است از «افتراق ساختاری میان ساخت سیاسی، از نهاد دین و به عبارت دیگر، عرفی شدن به این معناست که نهاد دین که دارای کارکردهای گوناگونی بوده به علت پیچیده شدن مناسبات زندگی اجتماعی و تخصیص نقش‌ها همچون سایر نهادها متمرکز شده و وظایف خود را واگذار می‌کند».

پر بازدیدترین ها

نسبت عقلانیت و دین

نسبت عقلانیت و دین

«عقل» و «عقلانیت» در طول تاریخ بشر وجوه گوناگونی داشته و در پیدایی، رشد و شکوفایی تمدن‌های بشری نقش بسزایی ایفا کرده به‌ طوری که بدون آن، تمدن‌سازی غیرممکن بوده است.
دین شناسی و عقل وسطایی

دین شناسی و عقل وسطایی

به گواه تاریخ، دین شناسی و دین باوری از آغاز حیات تفکر بشری شکوفا بوده و بشر در چگونه زیستن خود در صدد کشف قوانین طبیعت و شناخت اسرار آفرینش و آفریدگار هستی برآمده است و محصول این کاوش را بعدها دین شناسی و طبیعت شناسی نامید.
نگاهی به فلسفه دین لودویک ویتگنشتاین

نگاهی به فلسفه دین لودویک ویتگنشتاین

لودویک ویتگنشتاین، فیلسوف اتریشی الاصل انگلیسی، از جمله متفکرانی است که آرا و نظراتش در چند سال اخیر در میان پژوهندگان فلسفه از اقبال فراوانی برخوردار بوده است.
قرآن خدا یا قرآن محمد؟

قرآن خدا یا قرآن محمد؟

«سیدمحمدعلی ایازی»، قرآن‌پژوه، با ذکر استدلال‌هایی به اظهارات اخیر «عبدالکریم سروش» درباره قرآن پاسخ گفت و اظهار داشت: خداوند قرآن را برای زمان و مردمی خاصی قرار نداده است.
روش فهم دین

روش فهم دین

شبهه‌ی اول این است که گفته شده: روحانیون، علما و فقها در طول تاریخ اسلام تفسیرهای خاصی را از متون اسلامی ارائه داده و چنین وانمود کرده‌اند که فهمیدن قرآن و منابع دینی، اختصاص به آنها دارد در صورتی که خود قرآن اعلام می‌کند که بیانی برای همه‌ی مردم و نوری برای همه‌ی انسان‌ها است و همه می‌توانند از آن استفاده کنند. قرآن نفرموده: برای علما نازل شده است.
Powered by TayaCMS