دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

هنردینى ازدیدگاه تولستوی

No image
هنردینى ازدیدگاه تولستوی علیرضا غلا‌می
عده‌اى ازهنرمندان واندیشمندان غربى ، دین وهنر را دو مقوله جدا ازهم مى‌پندارند و چنین معتقدند که هنرنباید درهیچ محدودیتی، حتى محدودیت دینی،‌ قراربگیرد؛ محدود کردن هنر درقالب‌هاى گوناگون، ‌بى‌توجهى به ذات حقیقى هنراست چرا که هنر با خلاقیت وآفرینندگى همراه است وهرگونه محدودیتى مانع بروز وظهور واقعى نیروى خلاقیت خواهد بود . ازاین‌رو، هنرودین هرکدام باید راه خود را بپیمایند. تبیین دیگرى که دراین دیدگاه مى‌توان آن را جستجو نمود،‌این است که هنرحکایت‌گر چیزهایى است که هست، ‌نه اینکه توصیه کننده به چیزهایى باشد که نیست
تولستوى در تعریف هنر نگاهى به غایت دارد و از توجه به ذات هنر غفلت مى‌ورزد. وى هنر را وسیله ارتباط انسان‌ها معرفى مى‌نماید:” هنر چنانکه متافیزیسین‌ها مى‌گویند،‌ تجلى هیچ تصور مرموز، تجلى زیبایى یا خداوند نیست؛ هنر چنانکه زییایى‌شناسان فیزیولوژیست عقیده دارند، بازى نیست که درآن انسان به مازاد انرژى متراکم خویش میدان دهد؛ هنر تظاهر احساسات سرکشى که با علائم ظاهرى جلوه‌گر شده باشد نیست، هنر تولید موضوعات دلپذیر نیست، مهم‌تر ازهمه لذت نیست، بلکه وسیله ارتباط انسان‌هاست. براى حیات بشرى وبراى سیر به سوى سعادت فرد وجامعه انسانی، موضوعى لازم وضرورى است زیرا افراد بشر را با احساساتى یکسان به یکدیگر پیوند مى‌دهد
تولستوى اساس نظریه هنر دینى خود را برمفهومى به‌نام “ شعور دینی” استوار مى‌سازد ومعتقد است که همیشه در همه دوران‌ها ودرهریک ازجوامع بشری،‌ یک شعور دینى وجود دارد که تمامى افراد جامعه درآن سهیم هستند واین شعور دینى معیار نیک وبد است وارزش احساساتى را که هنر انتقال مى‌دهد،‌ تعیین مى‌کند.
به طور کلى ویژگى‌هاى مبناى نظریه هنر دینى تولستوى عبارتند از: -1 تعهدنسبت به مفهوم شعوردینی: تولستوى نظریه هنر براساس لذت را رد مى‌کند و مى‌گوید: لذت انسان حدى دارد، لیکن حرکت پیشتاز بشریت که شعور دینى مبین آن است بیکران است، فقط شعور دینى است که عالى‌ترین درجه ادراک انسان‌ها از زندگانى را در زمانى مشخص و معین نشان مى‌دهد؛ احساسات جوید، یعنى احساساتى که مردم هرگز آنها را تجربه نکرده‌اند به وجود مى‌آید.
تولستوى شعور دینى را منبع احساسات جدید مى‌داند؛ چرا که معتقداست شعور دینى جز نشانى از رابطه جدید انسان با جهان در جریان نظام خلقت چیز دیگرى نیست.
.2 رهایى از هنر مبتذل انحصارى : دومین ویژگى اساسى ورکن اصلى نظریه هنر دینى تولستوی، رها شدن از ابتذال و انحصار است. تولستوى براى هنر انحصارى طبقات عالیه‌،‌سه ویژگى بیان مى‌کند: غرور،‌ شهوت جنسى و افسردگى .
غرور: مانند تمجید قدرتمندان ، پاپ‌ها، پادشاهان ودوک‌ها در دوره رنسانس،‌ به وسیله نقاشى‌ها، مجسمه‌سازی،‌ساختن سرداها، سرودن غزل‌ها و...
شهوت جنسى : ازآثار “ بوکاچیو” گرفته تا نوشته‌های: مارسل پرووه که احساسات جنسى رابیان مى‌کند. اکثر تصاویر هنرمندان فرانسوی، بدن عریان زنان را به اشکال مختلفى نشان ‌مى‌دهند. در ادبیات جدید فرانسه کمترنثر و نظمى مى‌توان یافت که وصفى از برهنگى درآن نباشد؛ درکتاب “ اسب‌هاى دیومد” نوشته “ رنه دوگورمون “ صفحه‌اى نیست که شرح وبسط‌هاى آن،‌ به آتش شهوت دامن نزند.
افسردگی: سومین احساسى که مضامین هنر طبقات دولتمند را تشکیل مى‌دهد،‌ یعنى احساس افسردگی، به جرگه احساساتى که هنر آنها را بیان مى‌کرد،‌ درآمد. درآغازقرن نوزدهم فقط خواصى چون بایرون ولئوپاردى وسپس هانیه این احساس را بیان کرده بودند ولى اخیرا مد شده است.

منبع : روزنامه رسالت

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دین شناسی و عقل وسطایی

دین شناسی و عقل وسطایی

به گواه تاریخ، دین شناسی و دین باوری از آغاز حیات تفکر بشری شکوفا بوده و بشر در چگونه زیستن خود در صدد کشف قوانین طبیعت و شناخت اسرار آفرینش و آفریدگار هستی برآمده است و محصول این کاوش را بعدها دین شناسی و طبیعت شناسی نامید.
پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

در تاریخ علم می‌توان انفکاک‌های مختلف از فلسفه و ظهور رشته‌های علمی مجزا را ملاحظه کرد. ولی هریک از این رشته‌ها که بر فلسفه مبتنی هستند،
نسبت عقلانیت و دین

نسبت عقلانیت و دین

«عقل» و «عقلانیت» در طول تاریخ بشر وجوه گوناگونی داشته و در پیدایی، رشد و شکوفایی تمدن‌های بشری نقش بسزایی ایفا کرده به‌ طوری که بدون آن، تمدن‌سازی غیرممکن بوده است.
از دین گریزی تا دین ستیزی!

از دین گریزی تا دین ستیزی!

سکولاریسم‌ ‌که به مفهوم عرفی شدن و مستلزم جدا انگاری دین از سیاست و دنیاست از آنجا شروع شد که اندیشه وران غربی دریافتند که مسیحیت توانایی آن را ندارد در همه عرصه‌های زندگی انسان ایفای نقش نماید و بر این اساس، حوزه دین صرفاً باید محدود به زندگی فردی انسان و رابطه او با خدا باشد.
عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

مفهوم دوم از عرفی شدن، سکولاریسم است که عبارت است از «افتراق ساختاری میان ساخت سیاسی، از نهاد دین و به عبارت دیگر، عرفی شدن به این معناست که نهاد دین که دارای کارکردهای گوناگونی بوده به علت پیچیده شدن مناسبات زندگی اجتماعی و تخصیص نقش‌ها همچون سایر نهادها متمرکز شده و وظایف خود را واگذار می‌کند».
Powered by TayaCMS