دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

واجب معلق و منجّز

No image
واجب معلق و منجّز

كلمات كليدي : واجب، وجوب، معلق، منجز

نویسنده : قادر سلماني

معلق در لغت به معنای آویزان شده و بسته شده، چنگ زننده به چیز دیگر است و منجّز به چیز ثابت شده گویند.[1] واجب معلق و منجّز از جمله قسیمات مطرح میان اصولین است که، ظاهراً این اصطلاح از ابداعات مرحوم اصفهانی مؤلف کتاب حصول می‌باشد. چون قبل از ایشان چنین تقسیمی مطرح نبود.[2] مرحوم اصفهانی در تعریف واجب معلق و منجز می‌نویسد: واجب معلق واجبی است که در آن حکم وجوب به مکلف تعلق گرفته امّا حصول و انجام واجب متوقف بر امر غیر مقدوری است و واجب منجز آن است که حصول و انجام واجب متوقف بر امر غیر مقدوری نیست.[3]

برای روشن شدن مفهوم واجب معلق و منجز مثالی می‌زنیم: یکی از امور غیر مقدوری که ممکن است انجام واجب متوقف بر آن باشد؛ فرا رسیدن زمان واجب است، در برخی موارد مشخص به انجام عملی مکلف می‌شود ولی زمان انجام عمل هنوز فرا نرسیده است و به اصطلاح فنی زمان انجام واجب مدتی پس از زمان فعلیت و ثبوت حکم از طرف شارع است. مثلاً فرض کنید شخصی در ماه رمضان توانائی و استطاعت انجام حج را پیدا کرده و به اصطلاح مستطیع شده است! در چنین فرض حکم وجوب حج بر عهدۀ وی ثابت می‌ماند و فعلیت می‌یابد اما زمان انجام حج هنوز فرا نرسیده و مکلف باید منتظر بماند تا ایام حج که ماه ذی الحجّة است فرا رسد. این نوع واجب را واجب معلق می‌نامند؛ زیرا با حصول استطاعت حکم وجوب حج به مکلف تعلق گرفته اما انجام حج معلق بر یک امر غیر مقدور [ فرا رسیدن موسم حج] است. امّا در واجب منجز انجام واجب متوقف بر امر غیر مقدوری نیست مانند: وجوب نماز پس از فرا رسیدن وقت آن مثلاً هنگامی که وقت نماز فرا رسید حکم وجوب نماز بر شخص ثابت و همزمان وقت انجام آن نیز آغاز می‌شود و انجام نماز ظهر متوقف بر هیچ امر غیر مقدوری نیست با توجه به این مطالب گفته‌اند: در واجب منجز زمان وجوب و واجب با هم مقارن است اما در واجب معلق زمان فعلیت وجوب مقدم به زمان انجام واجب است.

نکته: تفاوت واجب معلق با واجب مشروط: در این است که در واجب مشروط حکم وجوب متوقف و مشروط به وجود شرطی است و تا زمانی که آن شرط حاصل نشود اصلاً وجوبی وجود ندارد. اما در واجب معلق حکم وجوب فعلیت دارد و متوقف بر هیچ شرطی نیست و شرط انجام واجب متوقف بر امر غیر مقدوری مانند فرا رسیدن زمان آن است.

ثمرۀ تقسیم واجب به معلق و منجز و فرق گذاشتن بین واجب معلق و مشروط در مسئله وجوب یا عدم وجوب مقدمات ظاهر می‌شود. در واجب مشروط از آنجا که اصل وجوب متوقف بر حصول شرط است پیش از حصول آن شرط اصلاً وجوبی وجود ندارد و به همین جهت انجام مقدمات عمل نیز واجب نیست، مثلاً وجوب حج، مشروط به استطاعت است، لذا پیش از حصول استطاعت نه خود حج واجب است و نه فراهم کردن مقدمات، مثل بلیط هواپیما و ثبت نام در کاروان و... اما در واجب معلق از آنجا که اصل وجوب ثابت و فعلی است فراهم کردن مقدمات عمل هم واجب است: گرچه زمان عمل هنوز فرا نرسیده باشد در همان مثال حج اگر شخصی مستطیع شد حج بر او واجب می‌شود لذا بر این شخص واجب است که پیش از فرا رسیدن حج. مقدمات لازم [ثبت نام و تهیه وسایل سفر و...] را فراهم کند تا در موعد مقرر حج خودت انجام دهد.[4] البته این ثمره زمانی صحیح است که مقدمه واجب را واجب بدانیم.

مقاله

نویسنده قادر سلماني

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دین شناسی و عقل وسطایی

دین شناسی و عقل وسطایی

به گواه تاریخ، دین شناسی و دین باوری از آغاز حیات تفکر بشری شکوفا بوده و بشر در چگونه زیستن خود در صدد کشف قوانین طبیعت و شناخت اسرار آفرینش و آفریدگار هستی برآمده است و محصول این کاوش را بعدها دین شناسی و طبیعت شناسی نامید.
پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

در تاریخ علم می‌توان انفکاک‌های مختلف از فلسفه و ظهور رشته‌های علمی مجزا را ملاحظه کرد. ولی هریک از این رشته‌ها که بر فلسفه مبتنی هستند،
نسبت عقلانیت و دین

نسبت عقلانیت و دین

«عقل» و «عقلانیت» در طول تاریخ بشر وجوه گوناگونی داشته و در پیدایی، رشد و شکوفایی تمدن‌های بشری نقش بسزایی ایفا کرده به‌ طوری که بدون آن، تمدن‌سازی غیرممکن بوده است.
از دین گریزی تا دین ستیزی!

از دین گریزی تا دین ستیزی!

سکولاریسم‌ ‌که به مفهوم عرفی شدن و مستلزم جدا انگاری دین از سیاست و دنیاست از آنجا شروع شد که اندیشه وران غربی دریافتند که مسیحیت توانایی آن را ندارد در همه عرصه‌های زندگی انسان ایفای نقش نماید و بر این اساس، حوزه دین صرفاً باید محدود به زندگی فردی انسان و رابطه او با خدا باشد.
عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

مفهوم دوم از عرفی شدن، سکولاریسم است که عبارت است از «افتراق ساختاری میان ساخت سیاسی، از نهاد دین و به عبارت دیگر، عرفی شدن به این معناست که نهاد دین که دارای کارکردهای گوناگونی بوده به علت پیچیده شدن مناسبات زندگی اجتماعی و تخصیص نقش‌ها همچون سایر نهادها متمرکز شده و وظایف خود را واگذار می‌کند».
Powered by TayaCMS