دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ورود به حوزه علمیّه

No image
ورود به حوزه علمیّه

ورود به حوزه علمیّه

درباره چگونگى گرایش و نحوه ورود حکیم جهانگیرخان قشقایى به حوزه علمیّه، سخنانى گفته شده است که در خور توجه است.

استاد قدسى به نقل از جلال الدین همایى، فرزند طَرَب، درباره جریان آشنایى حکیم قشقایى با هماى شیرازى در ابتداى ورودش به اصفهان مى نگارد:

«در برخوردى که بین هماى شیرازى (پدر بزرگ جلال الدین همایى که نام کامل او رضا قلى و متخلص به هماى شیرازى بود) با حکیم قشقایى پیش مى آید، حکیم قشقایى از مرحوم هماى شیرازى نشانى تار ساز را جویا مى شود. ایشان ضمن راهنمایى وى به سوى تارساز، در اثنا سؤال و جواب متوجه مى شود که ]این مرد میان سال [آیتى از هوش و درایت و ذکاوت است.

به وى مى گوید: با این استعداد حیف است، ضایع شوى. میل دارى درس بخوانى؟ جهانگیرخان پاسخ مى دهد: از خدا مى خواهم. بدین ترتیب حکیم قشقایى به ]راهنمایى هماى شیرازى در چهل سالگى راهى مدرسه طلاب مى گردد و در سلک دانشوران علوم دینى جاى مى گیرد[.»([3])

صفاى باطن و فطرت پاک آن حکیم الاهى بود که چنین تحوّل غیر قابل تصورى را خداوند در زندگى وى به وجود آورد. حکیم جهانگیرخان بعد از نصحیت «هما» به او مى گوید: «نیکو گفتى و مرا از خواب غفلت بیدار نمودى. اکنون بگو چه باید کنم که خیر دنیا و آخرت در آن باشد؟»([4]) آن عارف فرزانه چنان که گفته شد، وى را توصیه به فراگیرى دانش مى کند.([5]) همت بلند حکیم قشقایى سبب مى شود که بعد از گذشت 40 سال ـ که بهارِ جوانیش در ایل قشقایى سپرى شده بود ـ بقیه عمر شریفش را به یادگیرى علوم مختلف ـ به ویژه فلسفه، حکمت، عرفان، فقه، اصول، ریاضى و هیئت، بگذراند.([6])

همچنین نقل مى کنند:

«در حالى که متأثر از گفته شخصِ راهنما بوده است در بازار]اصفهان[ مشاهده مى کند جماعتى در اطراف شخصى، با خضوع و خشوع حرکت مى کنند و اداى احترام مى نمایند. علت را جویا مى شود؟ مى گویند: وى یکى از علماى اصفهان است. حکیم جهانگیرخان در اراده اش مصمم تر مى شود و با جدّیت پى تحصیل دانش مى رود.»([7])

استاد همایى در خصوص ارتباط پدرش میرزا ابوالقاسم محمّد نصیر ـ که متخلص به «طَرَبْ» بود ـ با حکیم جهانگیرخان مى نویسد:

«طرب با جهانگیرخان رابطه دوستى و ارادتمندى داشت که پیوند اصلى آن موروثى بود. به دلالت این که هماى شیرازى ]عارف، شاعر[ از جهت هدایت و تشویق و ترغیب جهانگیرخان به تحصیل و ترک زندگانى ایلى بر وى حقى بود.»([8])

مورخ دیگرى چنین نوشته است:

«در یکى از تابستان ها که ایل قشقایى به ییلاق سمیرم آمده بود، جهانگیرخان نیز مانند سایر افراد ایل که براى خرید و فروش و رفع حوائج شخصى خود به اصفهان مى آمدند، او هم به اصفهان آمد و در ضمن تارش هم خراب شده بود و مى خواست آن را تعمیر نماید. از شخصى سراغ تارساز را گرفت و او یحیى ارمنى، تارساز معروف مقیم جلفا]ى[ اصفهان را به او نشان داد. ضمناً به او گفت: برو پى کار بهترى و علم بیاموز، از تار زدن بهتر است. گفته آن شخص به جهانگیرخان خیلى اثر کرد. او در مدرسه صدر حجره اى براى خود گرفت و با یک عشق و علاقه مفرطى پى تحصیل رفت و رتبه اش به جایى رسید که یکى از بزرگان از حکما و فقها و مدرسین اصفهان شد.»([9])

همت بلند دار که مردان روزگار *** از همت بلند به جایى رسیده اند

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

دین شناسی و عقل وسطایی

دین شناسی و عقل وسطایی

به گواه تاریخ، دین شناسی و دین باوری از آغاز حیات تفکر بشری شکوفا بوده و بشر در چگونه زیستن خود در صدد کشف قوانین طبیعت و شناخت اسرار آفرینش و آفریدگار هستی برآمده است و محصول این کاوش را بعدها دین شناسی و طبیعت شناسی نامید.
پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

در تاریخ علم می‌توان انفکاک‌های مختلف از فلسفه و ظهور رشته‌های علمی مجزا را ملاحظه کرد. ولی هریک از این رشته‌ها که بر فلسفه مبتنی هستند،
نسبت عقلانیت و دین

نسبت عقلانیت و دین

«عقل» و «عقلانیت» در طول تاریخ بشر وجوه گوناگونی داشته و در پیدایی، رشد و شکوفایی تمدن‌های بشری نقش بسزایی ایفا کرده به‌ طوری که بدون آن، تمدن‌سازی غیرممکن بوده است.
از دین گریزی تا دین ستیزی!

از دین گریزی تا دین ستیزی!

سکولاریسم‌ ‌که به مفهوم عرفی شدن و مستلزم جدا انگاری دین از سیاست و دنیاست از آنجا شروع شد که اندیشه وران غربی دریافتند که مسیحیت توانایی آن را ندارد در همه عرصه‌های زندگی انسان ایفای نقش نماید و بر این اساس، حوزه دین صرفاً باید محدود به زندگی فردی انسان و رابطه او با خدا باشد.
عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

مفهوم دوم از عرفی شدن، سکولاریسم است که عبارت است از «افتراق ساختاری میان ساخت سیاسی، از نهاد دین و به عبارت دیگر، عرفی شدن به این معناست که نهاد دین که دارای کارکردهای گوناگونی بوده به علت پیچیده شدن مناسبات زندگی اجتماعی و تخصیص نقش‌ها همچون سایر نهادها متمرکز شده و وظایف خود را واگذار می‌کند».
Powered by TayaCMS