دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ویژگی های حکومت و حاکم

No image
ویژگی های حکومت و حاکم

ويژگي هاي حكومت و حاكم

دیدگاه امام خمینی درباره خصال لازم برای اهداف حکومت اسلامی

حضرت امیرالمؤمنین(ع) در فرمایشات خود در تعیین هدفهای حکومت به خصال لازم حاکم اشاره می‌فرماید:

- اللهم انی اول من اناب و سمع و أجاب. لم یسبقنی الا رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله بالصلاه. و قد علمتم انه لاینبغی ان یکون الوالی علی الفروج والدماء والمغانم والاحکام و امامه المسلمین البخیل. فتکون فی أموالهم نهمته.

"خدایا! من اولین کسی بودم که رو به تو آورد؛ و (دینت را که بر زبان رسول الله(ص) جاری شد) شنید و پذیرفت. هیچ کس جز پیغمبر خدا(ص) در نماز گزاردن بر من سبقت نجست. و شما مردم خوب می‌دانید که شایسته نیست کسی که بر نوامیس و خونها و درآمدها و احکام و قوانین و پیشوایی مسلمانان ولایت و حکومت پیدا می‌کند بخیل باشد، تا بر اموال مسلمانان حرص ورزد."

- ولا الجاهل فیضلهم بجهله.

"و باید که جاهل (و ناآگاه از قوانین) نباشد تا از روی نادانی مردم را به گمراهی بکشاند."

- ولا الجافی فیقطعهم بجفائه، ولا الخائف للدول فیتخذ قوماً دون قوم.

"و باید که جفاکار و خشن نباشد تا به علت جفای او مردم با او قطع رابطه و مراوده کنند. و نیز باید که از دولتها نترسد تا با یکی دوستی و با دیگری دشمنی کند."

- ولا المرتشی فی الحکم فیذهب بالحقوق و یقف بهادون المقاطع، ولا المعطل للسنه فیهلک الامه.[1]

"و باید که در کار قضاوت رشوه خوار نباشد تا حقوق افراد را پایمال کند و نگذارد حق به حقدار برسد. و نباید که سنت و قانون را تعطیل کند تا امت به گمراهی و نابودی نرود."

درست توجه کنید که مطالب این روایت حول دو موضوع دور می‌زند: یکی "علم"، و دیگری "عدالت". و این دو را خصلت ضروری "والی" قرار داده است. در عبارت "ولا الجاهل فیضلهم بجهله" روی خصلت "علم" تکیه می‌کند. و در سایر عبارات روی "عدالت"، به معنای واقعی، تأکید می‌نماید. عدالت به معنای واقعی این است که در ارتباط با دولت‌ها و معاشرت با مردم و معاملات با مردم و دادرسی و قضاء و تقسیم درآمد عمومی، مانند حضرت امیرالمؤمنین(ع) رفتار کند؛ طبق برنامه‌ای که برای مالک اشتر، و در حقیقت برای همه والیان و حکام، تعیین فرموده است[2]، چون بخشنامه‌ای است عمومی که فقها هم اگر والی شدند بایستی دستورالعمل خویش بدانند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دین شناسی و عقل وسطایی

دین شناسی و عقل وسطایی

به گواه تاریخ، دین شناسی و دین باوری از آغاز حیات تفکر بشری شکوفا بوده و بشر در چگونه زیستن خود در صدد کشف قوانین طبیعت و شناخت اسرار آفرینش و آفریدگار هستی برآمده است و محصول این کاوش را بعدها دین شناسی و طبیعت شناسی نامید.
پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

در تاریخ علم می‌توان انفکاک‌های مختلف از فلسفه و ظهور رشته‌های علمی مجزا را ملاحظه کرد. ولی هریک از این رشته‌ها که بر فلسفه مبتنی هستند،
نسبت عقلانیت و دین

نسبت عقلانیت و دین

«عقل» و «عقلانیت» در طول تاریخ بشر وجوه گوناگونی داشته و در پیدایی، رشد و شکوفایی تمدن‌های بشری نقش بسزایی ایفا کرده به‌ طوری که بدون آن، تمدن‌سازی غیرممکن بوده است.
از دین گریزی تا دین ستیزی!

از دین گریزی تا دین ستیزی!

سکولاریسم‌ ‌که به مفهوم عرفی شدن و مستلزم جدا انگاری دین از سیاست و دنیاست از آنجا شروع شد که اندیشه وران غربی دریافتند که مسیحیت توانایی آن را ندارد در همه عرصه‌های زندگی انسان ایفای نقش نماید و بر این اساس، حوزه دین صرفاً باید محدود به زندگی فردی انسان و رابطه او با خدا باشد.
عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

مفهوم دوم از عرفی شدن، سکولاریسم است که عبارت است از «افتراق ساختاری میان ساخت سیاسی، از نهاد دین و به عبارت دیگر، عرفی شدن به این معناست که نهاد دین که دارای کارکردهای گوناگونی بوده به علت پیچیده شدن مناسبات زندگی اجتماعی و تخصیص نقش‌ها همچون سایر نهادها متمرکز شده و وظایف خود را واگذار می‌کند».
Powered by TayaCMS