دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پرسش و پاسخ نقش امام علی (ع) در فتوحات مسلمانان

فتوحات مسلمانان در دوران خلفا به ویژه خلیفه دوم تا چه حدی مورد تأیید اهل بیت‌(ع) بوده و آیا علی (ع) در این فتوحات مستقیماً شرکت داشته است؟
پرسش و پاسخ نقش امام علی (ع) در فتوحات مسلمانان
پرسش و پاسخ نقش امام علی (ع) در فتوحات مسلمانان

پرسش:

فتوحات مسلمانان در دوران خلفا به ویژه خلیفه دوم تا چه حدی مورد تأیید اهل بیت‌(ع) بوده و آیا علی (ع) در این فتوحات مستقیماً شرکت داشته است؟

پاسخ:

اهل بیت(ع) و پیشوایان حق به طور‌کلی فتوحات مسلمانان و کشورگشایی آنان را در زمان خلفا به مصلحت اسلام و مسلمانان نمی‌دیدند. روایاتی در این زمینه داریم که ائمه‌(ع) نه تنها شیعیان خود را برای شرکت در این جنگ‌ها ترغیب نمی‌کردند، بلکه برعکس آنان را از چنین اقدامی منع می‌کردند و حتی اجازه مرزداری را به آنان نمی‌دادند و کمک مالی آنان را در این مورد ولو اینکه نذر کرده باشند قبول نمی‌کردند. (وسائل‌الشیعه، ج11، ص22)

اما فتوحات مسلمانان در ايران در عصر عمر‌بن‌خطاب صورت گرفته است و اين فتوحات در دوران خلفای بعدی در اطراف جهان اسلام ادامه داشته است؛ امّا هيچ منبعی از شركت علی(ع) در اين جنگ‌ها گزارشی ارائه نکرده است.

حضرت علی (ع) با خلفای عصر خويش در مواقع حساس و آنجا كه به اساس اسلام مربوط می‌شد همكاری داشته‌اند، ولی اين چنين نبود كه همواره امام (ع) مسئوليت‌های محوّله خلفاء را بپذيرند.

عمر در جريان سفر به شام، از امام (ع) خواست كه اورا همراهی کند امّا امام (ع) نپذيرفت؛ در جريان جنگ قادسيه كه مبارزين مسلمان از عمر طلب كمك خواستند. خليفه از امام (ع) خواست كه به عنوان فرمانده جنگ به سوی جبهه جنگ با ايرانيان حركت كند، ولی امام(ع) نپذيرفت و از اين رو خليفه، سعد‌بن‌ابی وقاص را به فرماندهی برگزيد. (فتوح البلدان، بلاذری، ترجمه آذرنوش، ص 18)

امّا با توجه به دلاوری‌ها و سابقه تجربيات جنگی علی (ع) خليفه از راهنمايی‌ها و همكاری‌های ايشان بهره می‌گرفت، ولی به طور مستقيم حضرت حاضر به همكاری و شركت در فتوحات نبوده ولی از آنجا كه حضرت، نسبت به سرنوشت مسلمانان و اسلام نمی‌توانست بی‌تفاوت باشد، تنها در قالب مشورت و ارايه نظرات خويش، لشكر اسلام را ياری می‌داد. (الارشاد، شیخ‌ مفید، ص198)

اين راهنمايی‌های امام به خاطر تکليف و وظيفه شرعی بود از اين جهت که وظيفه امام درمرحله اول حفظ دين است و امامت وظيفه الهی بود که ازطرف خدا به عهده او بود؛ از اين روی در هيچ‌يك از منابع ديده نشده كه خليفه از حضرت نظری مشاورانه خواستهباشد و ايشان ارائه نكرده باشد.

مورّخين اهلسنّت هم به مشورت عمر با علی‌(ع) معترفند و گفته‌اند: عمر كاری را بدون مشورت با علی(ع) انجام نمی‌داد، زيرا به علم و خردمندی و دقت نظر و دينداری او معتقد بود و مشهور است كه بيش از هفتاد مرتبه عمر گفته است «لولا علی لهلك عمر». (همان، ص 192)

لذا اصحاب و ياران امام علی (ع) هم به پيروی از حضرت، در مواردی كه به نفع اسلام و مسلمين بود با خلفاء همكاری می‌نمودند، و درحقيقتبه وظيفه شرعی خود درقبال اسلام عمل می‌کردند. و به عنوان استاندار يا نيروی نظامی و يا حتی فرمانده سپاه اسلام با دستگاه خلافت همراهی می‌كردند. چنانچه سلمان و عمار به ترتيب استانداری مدائن و كوفه را در عصر عمر پذيرفتند. و براء بن عازب به عنوان فرمانده نيروی اسلام در عهد خليفه ثانی قزوين را فتح كرد. (فتوح‌البلدان، بلاذری، ص‌80)

بديهی است كه اگر علی (ع) نمی‌خواست يارانش در هيچ زمينه‌ای با خلافت همكاری داشته باشند، آنان هيچ اقدامی انجام نمی‌دادند و امام می‌توانست آنان را از شركت در امور نهی كند ولی اين كار را هرگز نكرد.

روزنامه کیهان

تاریخ انتشار: سه شنبه 06 شهریور ماه 1397

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دین شناسی و عقل وسطایی

دین شناسی و عقل وسطایی

به گواه تاریخ، دین شناسی و دین باوری از آغاز حیات تفکر بشری شکوفا بوده و بشر در چگونه زیستن خود در صدد کشف قوانین طبیعت و شناخت اسرار آفرینش و آفریدگار هستی برآمده است و محصول این کاوش را بعدها دین شناسی و طبیعت شناسی نامید.
پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

در تاریخ علم می‌توان انفکاک‌های مختلف از فلسفه و ظهور رشته‌های علمی مجزا را ملاحظه کرد. ولی هریک از این رشته‌ها که بر فلسفه مبتنی هستند،
نسبت عقلانیت و دین

نسبت عقلانیت و دین

«عقل» و «عقلانیت» در طول تاریخ بشر وجوه گوناگونی داشته و در پیدایی، رشد و شکوفایی تمدن‌های بشری نقش بسزایی ایفا کرده به‌ طوری که بدون آن، تمدن‌سازی غیرممکن بوده است.
از دین گریزی تا دین ستیزی!

از دین گریزی تا دین ستیزی!

سکولاریسم‌ ‌که به مفهوم عرفی شدن و مستلزم جدا انگاری دین از سیاست و دنیاست از آنجا شروع شد که اندیشه وران غربی دریافتند که مسیحیت توانایی آن را ندارد در همه عرصه‌های زندگی انسان ایفای نقش نماید و بر این اساس، حوزه دین صرفاً باید محدود به زندگی فردی انسان و رابطه او با خدا باشد.
عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

مفهوم دوم از عرفی شدن، سکولاریسم است که عبارت است از «افتراق ساختاری میان ساخت سیاسی، از نهاد دین و به عبارت دیگر، عرفی شدن به این معناست که نهاد دین که دارای کارکردهای گوناگونی بوده به علت پیچیده شدن مناسبات زندگی اجتماعی و تخصیص نقش‌ها همچون سایر نهادها متمرکز شده و وظایف خود را واگذار می‌کند».
Powered by TayaCMS